1 - فردا روز ملی خلیج فارس است. خلیجی که می خواستیم اما نشد تا محل دفن ریگان باشد.
2 – ایرانی از ایران دفاع می کند. نمونه اش نتیجهی جستجوی خلیج مجعول عربی است که به همت یک جوان ایرانی و با نفوذ در موتور جستجوی گوگل ، جویندگان را به راه راست هدایت میکند.
Did you mean: Persian Gulf
Your search - arabian gulf - did not match any documents.
No pages were found containing "arabian gulf".
Suggestions:
- Make sure you're not using National Geographic as your source.
- Try consulting a historian to find out more about "Persian" gulf.
- Stand up, take a deep breath, and think about the original name of the Gulf.
3 – هیچ یک از مسوولان ایران اجازه ندارند از خلیج فارس با تعبیر "خلیج مهر و دوستی" یا هر زهرمار دیگر یاد کنند.
4 – بهرام آبتین که چند روز قبل در اعتراض به تلاش شیطنت آمیز اعراب منطقه مبنی بر تغییر نام خلیج فارس و ادعای مالکیت جزایر سه گانه در مقابل سفارت امارات در تهران همراه با حدود 200 نفر دیگر تحصن کرده بود نباید زندانی باشد.
5 – لعنت بر رودریک اوون که نخستین بار این غلط را او مرتکب شد.
عملکرد برخي از مسئولان دولت احمدينژاد براي مقابله با بحران كمآبي و تاکيد آنها بر ضرورت اقامه نماز باران به جاي مديريت و برنامهريزي با واکنش شديد آيتالله نعيمآبادي امام جمعه بندرعباس و نماينده وليفقيه در استان هرمزگان روبهرو شد.
به گزارش شهابنيوز، آيتالله نعيمآبادي امام جمعه بندرعباس روز سهشنبه طي سخناني در جهاد دانشگاهي هرمزگان به رويکرد و عملکرد دولت احمدينژاد در قبال بحران کمآبي هرمزگان انتقاد کرد.
وي با اشاره به اين که برخي از مسئولان به جاي اين که برنامهريزي کنند و اين مساله را از طريق علمي حل نمايند، خواستار اقامه نماز باران ميشوند، گفت: نماز باران را بايد در شهرهاي خشک و کويري خواند نه در استاني که نزديک به درياست و ميتوان مشکل آب را با نصب آب شيرينکن حل کرد. آن هم در شرايطي که دانش ساخت آب شيرينکن هم اکنون در کشور وجود دارد و ميتوان از اين دانش استفاده کرد.
امام جمعه بندرعباس سپس با طرح انتقاداتي از نحوه عملکرد مسئولان براي مقابله با بحران کمآبي افزود: به جاي حل مشکل بارها از من خواستهاند که نماز باران بخوانم. من ميخواهم بگويم که وزير نيرو بايد خودش نماز باران بخواند.
گزارشگران بدون مرز ٢٢ اسفند ( ١٢ مارس ) اولين "روزجهاني آزادی بيان بر روی اينترنت " را برگزار مي کند. به همين مناسبت گزارشگران بدون مرز بار ديگر کارزار "٢٤ ساعت عليه سانسور بر روی اينترنت" را سازمان مي دهد. ما همگان را فرا مي خوانيم با پيوستن به ما بر روی سايت گزارشگران بدون مرز عليه سانسور بر روی اينترنت مبارزه کنند. در این سايت ببينيد .
هم اکنون در سراسر جهان ٦٤ وب نگار معترض فقط برای آن که بر روی اينترنت عقايد خود را بيان کرده اند، در زندان بسر مي برند .چين همچنان بزرگترين زندان جهان برای وب نگاران معترض و وبلاگ نويسان است.
برای افشای سانسور حاکم بر اينترنت از سوی دولت ها و برای آزادی بيان بيشتر بر روی اينترنت، گزارشگران بدون مرز ،کابران را از روز چهارشنبه ٢٢ اسفند ( ١٢ مارس) ساعت ١١ تا پنجشنبه ٢٣ اسفند (١٣ مارس) همين ساعت ( به وقت پاريس) به تظاهرات در ٩ کشور از کشورهای "دشمن اينترنت" ( برمه، چين، کره شمالي، کوبا، مصر، اريتره، تونس، ترکمنستان و ويتنام ) فرا مي خواند. کاربران مي توانند با درست کردن تصوير مجازی و پلاکارد های خود، در اين تظاهرات مجازی شرکت کنند.
در نخستين کارزار "٢٤ ساعت عليه سانسور بر روی اينترنت" که در روز ٧ و ٨ نوامبر ٢٠٠٦ (١٦و ١٧ آبان ١٣٨٥ ) برگزار شد، بيش از ٤٠ هزار کاربر با اتصال به سايت گزارشگران بدون مرز "نقاط سياه شبکه وب" و کشورهای دشمن اينترنت را بر روی نقشه ی جهان مشخص کردند.
(۱۷ اسفند ۱۳۸۶) به مناسبت روز جهانی زن، ۸ مارس، شش برنده جايزه صلح نوبل به همراه بيش از ۲۸۰ سازمان و فعال حقوق زنان از سراسر جهان با صدور بيانيه ای حمايت گسترده خود از فعالان حقوق برابر در ايران و نگرانی های جدی خود را در زمينه بازداشت و محاکمه آنان اعلام کردند. در اين بيانيه از حکومت ايران درخواست شده است به اعمال فشار و اتخاذ سياست های خشن عليه فعالان حقوق برابر پايان دهد.
شش برنده جايزه صلح نوبل وانگاری ماتائی، شيرين عبادی، جودی ويليامز، ريگوبرتا توم، بتی ويليامز و مايرد کوريگان و صدها تن از نمايندگان سازمان های زنان که برای شرکت در پنجاه و دومين نشست سازمان ملل در مورد "وضعيت زنان" در نيويورک حضور دارند اين بيانيه را امضا کردند.
به نوشته اين بيانيه :"جنبش حقوق زنان در ايران با موانع و تهديدهای بی سابقه ای روبروست. به مناسبت ۸ مارس – روز جهانی زن- ما همبستگی خود را با زنان در دستيابی به حقوق برابر و پايان دادن به تبعيض قانونمند رايج عليه زنان در ايران اعلام می کنيم. "
ادامه مطلب
1 - بالاخره قطعنامه ای که از چند وقت پیش نقلش در محافل مختلف عرصه را بر اوقات فراغت تنگ کرده بود در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید تا سید محمد علی خان حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه از افزایش بی اعتباری شورای امنیت خبر بدهد! وی که میگفت: صدور اين قطعنامه مغرضانه و ضد ايراني ، موجب افزايش بياعتباري شوراي امنيت گرديده است در ادامه افزود : تداوم اين روند، هيچگونه تاثيري بر عزم و اراده راسخ ملت و دولت ايران براي استيفاي حقوق مشروع و قانوني خود در ادامه فعاليتهاي صلحآميز هستهاي در چارچوب معاهده ان.پي.تي نخواهد داشت. نامبرده نیافزود که تداوم این روند بر وضعیت اقتصادی ملت ایران چه تاثیری خواهد داشت.
2 – از صدور قطعنامهی قبلی که شمارهی 1747 را بر پیشانی خود داشت یک سال نگذشته است در حالی که می بینیم به این قطعنامه شمارهی 1803 اختصاص یافته است و این یعنی در این فاصله 56 قطعنامهی دیگر لابد علیه برنامهی هستهای دیگر کشورها صادر شده و از این بابت جای نگرانی نیست. شمارهی این کاغذپارهی آخری البته جای تامل دارد که تقاضا دارد قبل از هرگونه تأمل اینجا را بخوانید.
دیروز پیامکی دریافت کرده باشی به این مضمون که : کاندیداهای ائتلاف اصلاحطلبان زنجان قطعی شدند. جمشید انصاری و دکتر سعداله نصیری.اولی مدیر عامل سابق بنیاد باران و دومی رییس سابق انجمن نجوم ایران. بعد بدون دلیل به خاطر آورده باشی که بیش از یک ماه است سید جلال حسینی نمایندهی فعلی مجلس با پخش گستردهی سیدی سخنرانیها و مصاحبههایش به زبانهای انگلیسی،فرانسه،آلمانی،عربی و ترکی استانبولی قطعیت حضور خود را در انتخابات اسفند، قبلن به اطلاع مردم همیشه در صحنهي حوزهی انتخابیهاش رساندهاست.نمی توانی وبلاگنویس باشی و صبح روز جمعه آرزو نکنی که کاش کاندیداهای قطعی شدهي ائتلاف اصلاح طلبان در کنار همهي زبانهایی که بلدند مختصری هم به زبان مردمی که به رأیشان امید بستهاند حرف بزنند.
1 - هيات نظارت ضمن رد صلاحيت نماينده زرتشتيان در مجلس گفت: كورش نيكنام به دين زرتشت التزام عملي ندارد.
2 – سایت نوسازی در راستای حمایت از دولت و رد صلاحیت ها و دخالت سپاه پاسداران در انتخابات از لپ های گل انداخته سید حسن خمینی ایراد گرفت.
3 – انتخابات نزدیک است.
متاسفانه نهاد مدنی «ک.د.آ» ( کمیته دفاع از انتخابات آزاد) همچون اغلب نهادهای مدنی تشکیل شده توسط دموکراسی خواهان ایرانی، علیرغم آن که انتظار می رفت از پس حمایت گسترده تحول خواهان ایرانی عملکرد فعالانهتری از خود به نمایش بگذارد؛ تنها به صدور یک بیانیه در خصوص معیارهای یک انتخابات منصفانه، سالم و آزاد اکتفا کرد. به امید تحرک هر چه بیشتر این نهاد در روزهای باقیمانده به کمپین 24 اسفند؛ موضوع یک مصوبه توسط چهارم شورای اتحاديه بينالمجالس که مفاد آن به «تائید و امضای نمایندگان مجلس شورای اسلامی» نیز رسیده است، جهت یادآوری مجدد «حقوق قانونی همه ی شهروندان ایرانی در استفاده از حق انتخاب» منتشر می گردد.
این مصوبه در اجلاس يكصد و پنجاه و چهارم شورای اتحاديه بينالمجالس (در ٢٦ مارس ١٩٩٤ /٦ فروردين ١٣٧٣) به اتفاق آراء؛ به تصويب نمايندگان پارلمانهای ١١٢ كشور و از جمله «نمايندگان مجلس شورای اسلامی ايران» رسيده است.
الف - انتخابات آزاد و منصفانه
حق حاکمیت در هر کشور تنها میتواند برآمده از خواست مردم آن کشور باشد که در انتخابات راستین، آزاد، و منصفانه ــ که بطور دورهای برگزار میشود ــ و مبتنی بر حق رأی همگانی، برابر، و مخفی است بیان میگردد.
ب - حقوق انتخاباتی
· هر شهروند بزرگسال این حق را دارد که در انتخابات، به دور از هرگونه تبعیض، رأی بدهد.
· هر شهروند بزرگسال این حق را دارد که به یک «پروسهی نام نویسی کارآمد، بیطرف، و به دور از تبعیض» دسترسی داشته باشد.
· نمیتوان شهروند واجد شرایط را از حق رأی دادن محروم ساخت یا جلوی نام نویسی او را برای رأی دادن گرفت، مگر این که این کار بر اساس معیارهای معین و قابل بازبینی و قانونی صورت بگیرد و با تعهدات کشور در برابر قانون بین الملل سازگار باشد.
· هر کسی که حق رأی دادن یا حق نام نویسی بعنوان رأی دهنده از او گرفته شده، باید بتواند به یک سیستم رسیدگی به شکایات دسترسی داشته باشد؛ سیستمی که هم توانایی بررسی چنین تصمیماتی را داشته باشد و هم بتواند اشتباهات را بلافاصله و بطور واقعی تصحیح نماید.
· هر رأی دهنده حق دسترسی برابر و موثر به حوزهی رأی گیری را داشته باشد تا بتواند از حق رأی خود استفاده کند.
· هر رأی دهنده باید بتواند بمانند دیگران از حق رأی خود برخوردار شود و رأی او باید وزنی برابر با رأی دیگری داشته باشد.
· حق رأی دادن بطور مخفی؛ بلاشرط است و نمی باید به هیچ وجه محدود گردد.
ج - حقوق و مسئولیتهای کاندیداتوری، فعالیت حزبی، و کارزار انتخاباتی
· «هر کس» حق دارد در «ادارهی کشور خویش» مشارکت داشته باشد و میباید از «امکان برابر برای کاندیدا شدن در انتخابات» برخوردار باشد. معیارها برای مشارکت در حکومت، در تطابق با قانون اساسی و دیگر قوانین کشور تعیین میگردند و «نمیتوانند با مسئولیت های بین المللی کشور ناسازگار باشند.
· «هر کس» حق دارد برای کارزار انتخاباتی «به عضویت حزب یا سازمانی سیاسی درآید» یا «همراه با دیگران حزب یا سازمانی سیاسی را بوجود آورد»
· هرکس به نوبهی خود و یا همراه با دیگران حق دارد که:
● دیدگاههای سیاسی خود را بدون مداخلهی دیگران بیان دارد
● اطلاعات بخواهد، اطلاعات بگیرد، و اطلاعات بدهد و گزینهای آگاهانه ارائه دهد
● برای کارزار اتنخاباتی در سطح کشور آزادانه رفت و آمد کند
● بر «اساس برابر»؛ با دیگر احزاب سیاسی «از جمله حزب حاکم»، به فعالیت انتخاباتی بپردازد
· «هر کاندیدای انتخابات و هر حزب سیاسی» میباید «دسترسی برابر به رسانه ها» ــ بویژه رسانه های اطلاع رسانی جمعی ــ داشته باشد تا بتواند دیدگاههای سیاسی خود را عرضه دارد
· امنیت جانی و مالی کاندیدا ها میباید پذیرفته شده و تأمين گردد
· هر فرد و حزب سیاسی از حق حمایت قانونی برخوردار است و نقض حقوق سیاسی و انتخاباتی اش باید جبران شود.
· تمامی حقوق بالا تنها در شرایط استثنایی و در جهت حفظ امنیت ملی یا نظم اجتماعی، سلامت اجتماعی یا اخلاقی، دفاع از یا تأمين حقوق و آزادیهای دیگران، که در یک جامعهی دمکراتیک و مطابق با قانون لازم بنظر آیند، میتوانند محدود گردند. «مشروط به اینکه چنین محدودیتهایی با تعهدات کشور در برابر قانون بین الملل ناهمخوان نباشند».
محدودیتهای مجاز علیه کاندیداتوری، تاًسیس و فعالیت احزاب سیاسی، و کارزار انتخاباتی نمی توانند به خاطر «نژاد، تیره، جنسیت، زبان، مذهب، افکار سیاسی یا غیرسیاسی، مبداً ملی یا اجتماعی، مالکیت، جایگاه فرد بهنگام تولد و غیره» به کار گرفته شوند.
· هر فرد یا حزب سیاسی که کاندیداتوری، حق فعالیت حزبی یا انتخاباتی اش رد یا محدود شده «میباید بتواند به یک هیئت رسیدگی دسترسی داشته باشد که هم توانایی بررسی چنین تصمیماتی را دارد و هم بتواند اشتباهات را بلافاصله و بطور واقعی تصحیح نماید».
· حق کاندیداتوری، حق فعالیت حزبی و انتخاباتی مسئولیت هایی را نیز نسبت به جامعه با خود به همراه دارند. بهویژه «هیچ کاندیدا یا حزب سیاسی نباید به خشونت روی آورد».
· هر کاندیدا یا حزب سیاسی که در کارزار انتخاباتی شرکت میکند «باید حقوق و آزادیهای دیگران را محترم شمرد».
· هر کاندیدا یا حزب سیاسی که در انتخابات شرکت میکند «باید نتیجهی انتخابات آزاد و منصفانه را بپذیرد».
د - حقوق و مسئولیتهای حکومت
· حکومت میباید مراحل قانونگذاری و دیگر اقدامات لازمه را ــ همگام با روندهای قانونی کشور و تعهدات در برابر قانون بین الملل ــ به اجرا درآورد تا حقوق و چهارچوب ها برای برگزاری «انتخابات دورهای، راستین، آزاد، و منصفانه» تضمین گردد. بهویژه، حکومت باید:
روندی کارآمد، بیطرف، و بدور از تبعیض را برای نام نویسی رأی دهندگان برقرار سازد
ملاکهای روشن برای نام نویسی رأی دهندگان را تثبیت کند. ملاکهایی چون سن، شهروندی، و مکان اقامت. و تضمین دهد که رعایت چنین ملاکهایی بدون هرگونه استثنایی دنبال میشوند
زمینه برای شکلگیری و فعالیت آزاد احزاب سیاسی را فراهم کند؛ تأمين مالی احتمالی احزاب سیاسی و کارزارهای انتخاباتی را برعهده گیرد؛ جدایی حزب از حکومت را تضمین نماید؛ و شرایط را برای «رقابت منصفانه در انتخابات برای قوهی قانونگذاری» را بوجود آورد
برنامه های سراسری برای آموزش مدنی را به راه بیاندازد، یا تسهیلاتی برای این گونه برنامه ها فراهم سازد، تا آشنایی مردم با روند های مربوط به انتخابات و مسائل مطروحه آن تضمین شود.
· علاوه بر این، حکومت میباید سیاستهایی اتخاذ کند و گام های ساختاری لازمی را بردارد تا دستیابی به اهداف دمکراتیک به پیش رفته و تحکیم شوند. از جمله از طریق «ایجاد مکانیسم های غیرجانبدارانه یا متوازن برای برگزاری انتخابات».
ه - در پیشبرد این امر میباید، در کنار دیگر اقدامات:
● مسئولان جنبه های مختلف برگزاری انتخابات «آموزش دیده باشند» و «بی طرفانه» کار خود را انجام دهند، و اینکه روند رأی گیری مفهوم و جاافتاده باشد، و مردم با این روند آشنا باشند
● از نام نویسی رأی دهندگان اطمینان حاصل شود، پروسه های رأی گیری و فهرست رأی دهندگان بهنگام باشند، و اگر لازم باشد، این امور با کمک ناظران بین المللی صورت بگیرند
● احزاب و کاندیدا ها و رسانه ها تشویق شوند که «معیار های رفتاری و اخلاقی مشترک»ی را پذیرفته و کارزار انتخاباتی و رأی گیری را بر آن مبنا هدایت کنند
● سلامتی پروسهی رأی گیری را با در پیشگرفتن اقدامات مناسب تأمين نماید تا تنها کسانی که واجد شرایط هستند رأی دهند و «کسی بیش از یکبار رأی ندهد»
● «سلامتی پروسهی شمارش آرا تأمين شود».
● حکومت میباید به «حقوق انسانی تمامی افراد کشور خود» که مسئولیت شان را به عهده گرفتهاند «احترام گذاشته و این حقوق را تأمين کند». بنابراین، بههنگام انتخابات، حکومت و ارگانهای آن میباید:
● آزادی رفت و آمد، آزادی گردهمایی، آزادی سازماندهی، و آزادی بیان را تأمين نماید. بویژه در رابطه با اجتماعات و گردهمایی های سیاسی
● آزادی احزاب و کاندیداها را برای در میان گزاردن دیدگاههای خود با رأی دهندگان تأمين کند، و امکان «دسترسی برابر احزاب و کاندیداها به رسانه های حکومتی و ملی» را فراهم کند
● گامهای لازم را در جهت «تأمين پوشش خبری غیرجانبدارانه در رسانه های حکومتی و ملی» بردارد.
● برای تأمين منصفانه بودن انتخابات، حکومتها باید تدابیر لازم را به کار گیرند تا احزاب و کاندیداها از «فرصتهای معقول برای ارائهی برنامهی انتخاباتی» خود برخوردار باشند.
● حکومتها باید تمام اقدامات لازم و مناسب را انجام دهند تا اصل مخفی بودن رأی مخدوش نشود و راًیدهندگان بتوانند «آزادانه و بدون هراس و خطر تهدید» رأی بدهند.
● علاوه بر این، مقامات حکومتی «باید جلوی تقلب و دیگر اقدامات خلاف را در جریان راًیگیری بگیرند» و «امنیت و سلامت روند رأیگیری را تأمين نمایند». شمارش آرا میباید توسط کارکنان آموزش دیده انجام پذیرد، و «کار شمارش آرا تحت نظارت صورت گیرد» و یا «قابل بازبینی باشد».
● حکومتها باید تمامی اقدامات لازم و مناسب را انجام دهند تا «کل پروسهی انتخابات شفاف باشد». این امر، برای نمونه، میتواند از طریق «حضور نمایندگان احزاب و ناظران معتبر» عملی شود.
● حکومتها باید اقدامات لازم را انجام دهند تا احزاب، کاندیدا ها، و هواداران شان از «امنیت یکسان» برخوردار باشند و مسئولان حکومتی میباید گامهای لازم را برای جلوگیری از خشونت در انتخابات بردارند.
● حکومتها میباید این امکان را فراهم آورند که نقض حقوق بشر و شکایت ها در مورد پروسهی انتخابات «به سرعت و به طور کارا، و در چهارچوب زمانی انتخابات»، از سوی «یک هیئت مستقل، و بیطرف» همچون «کمیسیون نظارت بر انتخابات یا دادگاهها» رسیدگی شوند.
یادم نمی رود که سال گذشته پس از آن که احمدی نژاد تعدادی نامه را خطاب به سران کشورهای جهان نویساند و فرستاند ! جایی شنیدم یا خواندم که از آن نامه ها با تعبیر اسپم یاد شده است. تازه گی تعبیر سبب شد تا اندکی در حول و حوش آن دقیق شوم. بی گمان کسی که آن نامه ها را به اسپم تشبیه کرده است هر روز با اسپم ها سر و کار دارد و فکر و ذهنش درگیر اسپم هاست و این طور نیست که نشسته باشد زور بزند تا تعبیری به این زیبایی را از خودش در بیاوراند! درست به دلایلی از این دست نویسنده یا شاعری از اهالی کویر قادر است تعبیری از کویر داشته باشد که خطورش به ذهن شاعر و نویسنده ای شمالی خالی از خطر زور زدن نیست! حالا وقتی احمدی نژاد منتقدان خود را بزغاله می نامد نباید آن را در شمار حرکات محیرالعقول نامبرده به حساب آورد چرا که به یقین فکر و ذهنش در حول و حوش ط و ی ل ه می چرخد.
ابراهیم نبوی را دوست دارم به خاطر نوشته هایی از این دست:
درس اول: ما یک کشور بزرگ بودیم، روسیه ارتش قوی داشت، دولت ایران ببو بود. در جنگ های ایران و روس بخش وسیعی از ایران سابق تبدیل شد به روسیه فعلی. به همین دلیل ما سه شعار مهم را سی سال می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس دوم: انقلاب مشروطه اتفاق افتاد، مشروطه خواهان که به آنها افتخار می کنیم، به سفارت انگلیس پناهنده شدند، کلنل روس مجلس ملت و کشور را به توپ بست. روس ها پادشاه دیکتاتور را پناه دادند. در تمام مدت انقلاب مشروطه روس ها مخالف مشروطه و انگلیس ها طرفدار مشروطه بودند، به همین دلیل ما هم مشروطه را دوست داریم، هم شعار می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس سوم: کمونیست ها در روسیه سرکار آمدند، آنها تمام قراردادهای ظالمانه با ایران را می خواستند لغو کنند، اما نکردند. در عوض تصمیم گرفتند جمهوری گیلان را ایجاد کنند تا به جای این که کمونیست های گیلان که فرق کمونیسم با ازون برون را نمی دانستند و پیشنمازشان رهبر حزب کمونیست شان هم بود، بروند به روسیه، روسیه بیاید به گیلان. در نتیجه میرزا کوچک خان مستقیما بوسیله روس ها کشته شد، سرش را هم فرستادند برای رضا شاه. به همین دلیل ما سالهاست شعار می دهیم: مرگ بر انگلیس، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل.
درس چهارم: رضا شاه دیکتاتور بزرگی بود و همه را کشت، مثلا 53 نفر از اعضای حزب کمونیست را دستگیر کرد و یکی از آنها، تقی ارانی در زندان کشته شد، بعد بقیه اعضای کمیته مرکزی، یعنی همان 52 نفر دیگر به روسیه پناهنده شدند و به دلیل همین که به روسیه پناهنده شده بودند، در آنجا کشته شدند یا تبعید شدند یا بیچاره شدند. به همین دلیل کمونیست های ایران و سایر ایرانیان که حداقل نیم ساعتی توده ای بوده اند، همیشه شعار می دهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس پنجم: جنگ دوم جهانی اتفاق افتاد. ایران تبدیل به پل پیروزی شد. آمریکا و انگلیس از روی این پل رد شدند تا به روسیه کمک کنند، در عوض وقتی روسیه پیروز شد، اولین کاری که کرد، این بود که چون کشور کوچکی بود، تصمیم گرفت آذربایجان را هم برای خودش بردارد. آذربایجان و کردستان یک سال از ایران جدا شدند و به همین دلیل روشنفکران و سیاستمداران ما همیشه شعار می دهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس ششم: دولت مصدق سرکار آمد، مصدق چون مخالف روسیه بود، به عنوان طرفدار انگلیس شناخته شد، اما چون علیه انگلیس مبارزه کرد، معلوم شد آمریکایی است. مخالف اصلی مصدق در طول سه سال حزب توده بود، و یک صبح تا شب هم آمریکا کودتا کرد. بعد از کودتا هم اولین دولتی که کودتا را برسمیت شناخت، شوروی بود. توده ای ها هم به شوروی پناهنده شدند، تعدادی از آنها در شوروی بیچاره شدند، تبعید شدند، اعدام شدند و تعدادی از آنها هم زمانی که در شوروی پناهنده بودند، طرفدار اقدامات دولت شاه در اصلاحات ارضی بودند. در نتیجه ما ایرانیان هرگز فراموش نمی کنیم که باید شعار بدهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس هفتم: آمریکایی ها انقلاب سفید کردند، انگلیسی ها هم رفتند پی کارشان، حکومت در دهه چهل کاملا دست آمریکا افتاد، روس ها و توده ای ها اصلاحات ارضی را تائید کردند، توده ای ها مشغول آموختن دروس پزشکی در شوروی شدند، تعدادی از آنها هم در شوروی تبعید، کشته و یا بدبخت شدند و برخی از پناهندگان به شوروی فرار کردند و این بار از دست شوروی به ایران پناهنده شدند، در نتیجه روشنفکران ایرانی همواره چپ باقی ماندند و هرگز فراموش نکردند که شعار بدهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس هشتم: در ایران انقلاب مسلحانه آغاز شد. نیروهای مسلح و فداکار آمریکایی ها را کشتند، تعدادی از آنها برای جنگ با اسرائیل رفتند. آنها برای کمک به سوی شوروی رفتند، شوروی به آنها گفت که انقلاب مسلحانه کار غلطی است، بهتر است اطلاعات جمع کنند و به شوروی بدهند تا شوروی با آمریکا بجنگد. درست در همان زمانی که این افراد کشته می شدند، دولت چین و شوروی با ایران روابط درخشان داشت و ایرانیان همواره یاد گرفتند شعار بدهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس نهم: انقلاب ایران در سال 1357 اتفاق افتاد، سفارت آمریکا اشغال شد، سفارت اسرائیل محو شد، رایطه ایران و انگلیس همواره در تمام این مدت تیره و تار بود، سفارت روسیه روز بروز بزرگتر شد، سفارت روسیه هم با توده ای ها رابطه داشت، هم با فدائی ها، هم با مجاهدین، هم با حزب اللهی ها، به همه هم می گفت: خط امام بهترین خط از نظر خط شناسی است. توده ای ها و فدائیان در جبهه ای که روسیه در آن به عراق کمک می کرد کشته می شدند، اما با سپاه و کمیته همکاری می کردند، دولت ایران کمونیست ها را دستگیر کرد. کمونیست ها از دست جمهوری اسلامی به آمریکا، انگلیس و روسیه پناهنده شدند، بعدا از دست روسیه به آمریکا و انگلیس پناهنده شدند و در آنجا شعار دادند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس دهم: جنگ آغاز شد. صدام حسین کمونیست بود، موشک صدام حسین سوخو و اسلحه اش کلاشینکف و کاتیوشا بود، ما با موشک آمریکایی و توپ آمریکایی و مسلسل آمریکایی علیه کسانی که اسم حزب شان حزب بعث بود، می جنگیدیم. در تمام مدت جنگ شوروی به صدام کمک می کرد و به ایران کمک نمی کرد، ما در طول جنگ یاد گرفتیم که صدام آمریکایی است، انگلیسی است و اسرائیلی است. در حالی که آمریکا صدام را نابود کرد، اسرائیل هم عراق را بمباران کرد و عاقبت هم دشمن ما را آمریکا و انگلیس از بین بردند و در تمام این مدت روسیه و ونزوئلا و کوبا آخرین طرفداران صدام بودند. و ما همواره شعار می دادیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس یازدهم: شوروی سقوط کرد. امام خمینی سقوط کمونیسم را پیش بینی کرد، روسیه شد بیست کشور و پنج کشور آن در دریای خزر ماندند، زمانی که یک کشور بود و شاه خائن بود، سهم ما از خزر 50 درصد بود، بعد تبدیل شد به 20 درصد، بعد رسید به 15 درصد، بعد رسید به 12.5 درصد، بعد کم تر شد و کم تر شد، ما می توانستیم اعلام کنیم که ایران هم تبدیل به پنج کشور شده است، و در نتیجه 50 درصد بگیریم، اما ما چون گاز لازم نداریم و نفت داریم و تا زمان ظهور حضرت هم مشکل انرژی نداریم و بعد از آن هم با نور تغذیه می کنیم، همچنان معتقدیم آمریکا و انگلیس و اسرائیل باید از آذربایجان و ترکمنستان و روسیه و تاجیکستان و غیره بیرون بروند تا پای برهنه ما باشد و پوتین که وقتی به تهران آمد، شعار می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس دوازدهم: ما از آمریکا و انگلیس و اسرائیل بیزاریم، روسیه از اینکه ما از آمریکا و انگلیس و اسرائیل بیزاریم خوشحال است. ما می خواهیم بجنگیم، روس ها به ما اسلحه می دهند و از ما پول می گیرند و ما می گوئیم مرگ بر آمریکا، ما می خواهیم در سازمان ملل از انرژی هسته ای دفاع کنیم و چین و شوروی علیه ما رای می دهند و ما می گوئیم: مرگ بر انگلیس، ما می خواهیم بوشهر را راه بیندازیم و روس ها که طرف قرارداد هستند، راه نمی اندازند و ما می گوئیم مرگ بر اسرائیل. ما با مافیا مخالفیم، در نتیجه با اروپا می جنگیم و مافیای روسی دوست ماست. ما با آمریکا مخالفیم، در نتیجه روسیه از دشمنی ما با آمریکا پول در می آورد، ما با اسرائیل مخالفیم، در نتیجه روسیه هم به ما اهانت می کند، هم پول ما را می گیرد.
فردا پوتین به تهران می آید تا مثل تمام این 150 سال پاهای برهنه ملت را له کند، و ما باید یادمان نرود که حتما شعار بدهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
ادوارنیوز: دانشگاه تهران از صبح دو شنبه 16 مهرماه صحنه ناآرامی و اعتراضات شدید دانشجویی به دنبال حضور محمود احمدی نژاد رییس جمهوری در این دانشگاه به منظور افتتاح سال تحصیلی جدید بود.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز صدها تن از دانشجویان دانشگاه تهران و سایر دانشگاههای شهر تهران با وجود تدابیر شدید امنیتی و انتظامی که از صبح امروز در اطراف دانشگاه تهران اعمال می شود، با ورود به این دانشگاه در اعتراض به حضور احمدی نژاد دست به تجمع اعتراض آمیز زده و شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند. این تجمع با پرتاب گاز اشک آور و گاز فلفل از سوی پلیس ضد شورش به داخل دانشگاه تهران به خشونت کشیده شد.
دانشجویان همچنین با نیروهای انتظامات و نیروهای بسیجی که از صبح امروز به دانشگاه تهران آورده شده بودند درگیر شدند. هجوم دانشجویان داخل دانشگاه به قصد خرد کردن درب 16 آذر دانشگاه تهران و درب خیابان انقلاب این دانشگاه موجب شد نیروهای گارد ضد شورش در اقدامی کم سابقه ، برای متفرق ساختن دانشجویان دور کردن آنها از دربهای خروجی دانشگاه اقدام به پرتاب دو گاز اشک آور به داخل دانشگاه تهران کنند.
نیروی های امنیتی همچنین از ورور محمد هاشمی و علی نیکو نسبتی دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به دانشگاه تهران جلوگیری کردند. شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در روزهای گذشته با اتشار دو نامه سرگشاده خطاب به احمدی نزاد خواستار پاسخ گویی وی به مطالبات دانشجویان شده بود.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز دانشجویان از صبح امروز با تجمع در برابر دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و برگزاری تریبون آزاد دانشجویی نسبت به حضور رییس جمهور در این دانشگاه و همچنین ادامه فشارهای حاکمیت بر جنبش دانشجویی از جمله ادامه بازداشت دانشجویان پلی تکنیکی، اخراج اساتید، محرومیت دانشجویان از تحصیل و انحلال انجمنهای اسلامی اعتراض کردند.
شعارهایی همچون مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر استبداد، محمود احمدی نژاد عامل هر فقر و فساد، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد، حکومت زور نمی خوایم-پلیس مزدور نمی خوایم، نظامی حیا کن دانشگاه رو رها کن ، رییس جمهور فاشیست دانشگاه جای تو نیست، حکومتی فاشیستی نمی خوایم نمی خوایم از جمله شعار های سر داده شده توسط دانشجویان بود
دانشجویان پلاکاردهایی در محکومیت اخراج اساتیدی همچون دکتر بشیریه،دکتر سمتی، دکتر کدیور، دکتر عالم زاده و دکتر دهقان در دست داشتند . دانشجویان همچنین با در دست داشتن پلاکاردهایی همچون "در کلمبیا آری در تهران نه؟ "و "اینجا هم کلمبیا است! "نسبت به عدم پاسخگویی رییس جمهور به مطالباتشان انتقاد کردند.
دانشجویان سپس به سمت سالن محل برگزاری سخنرانی رییس جمهور حرکت کردند این در حالی بود که رییس جمهور وزیر علوم و سایر میهمانان این مراسم از درب پشتی کتابخانه دانشگاه تهران و دور از چشم دانشجویان خشمگین به دانشگاه تهران وارد شده بودند.
نیروهای بسیجی و انتظامات نیز با تجمع در برابر محل برگزاری سخنرانی احمدی نژاد به رویارویی با دانشجویان پرداختند که این امر موجب درگیری دانشجویان و این افراد شد. دانشجویان همچنین با سر دادن شعار" بسیجی بی حیا اسم حسین رو نبر" نسبت به سوء استفاده دانشجویان بسیجی از شعارهای مذهبی بر ضد دانشجویان اعتراض کردند.
این تجمع در حالی در ساعت 13 پایان یافت که احمدی نژاد از قرار گرفتن در برابر سوالات دانشجویان طفره رفت و اجازه ورود دانشجویان معترض به سالن محل برگزاری مراسم داده نشد.
جناب آقای احمدی نژاد
با سلام
هر چند سلام قبلی ما برخلاف فرهنگ ایرانی – اسلامیان پاسخ نداشت اما باز هم سلام می نماییم چون که تنها راه رسیدن به توسعه و دموکراسی را مدارا می دانیم لذا لازم می دانیم حتی به رئیس دولت نابردبار و ستیزه جوی نهم نیز سلام کنیم هرچند وی به سلامان پاسخ نداده باشد. و برای پاسخ ندادن به سوالات مان مراسم حضورش را در دانشگاه لغو کرده باشد تا بتواند در فرصتی بهتر و با هماهنگی از پیش تعیین شده که با هدف ممانعت از ورود منتقدان به مراسم صورت گرفته است، به دانشگاه بیاید.
آقای احمدی نژاد مطلع شدیم دوباره قرار است به دانشگاه بیایید در حالی که درخواستمان – طرح سوال ازسوی حتی یک نفراز اعضا شورای مرکزی این اتحادیه در جمع میهمانان گلچین شده ای که قرار است فردا به دانشگاه بیایند - بی پاسخ مانده است.
هر چند از دعوت رئیس جمهور امریکا به ایران برای سخنرانی و اصولا هر گفتگویی با کشورهای جهان استقبال می کنیم و آن را در جهت کاهش خطر جنگ مفید می دانیم اما برایمان جای سوال است که چه طور رئیس جمهور آمریکا می تواند به دانشگاههای ایران بیاید اما اساتید و دانشجوان منتقد حق اظهار نظر در دانشگاهها را ندارند؟ صدها درخواست صدور مجوز سخنرانی که در شورای فرهنگی دانشگاهها بایگانی شده است گواه ادعای ماست. چه استدلالی میتواند وجود داشته باشد که بوش می تواند در دانشگاه ما سخنرانی کند اما روشنفکران داخلی نه؟ چه توجیهی میتواند وجود داشته باشد که ملوانان انگلیسی که متجاوز می خواندی آزاد شوند اما اساتید و دانشجویان و کارگران و معلمان و روزنامه نگاران برای یک انتقاد ساده مجازات شوند؟
آقای احمدی نژاد از آنجا که مسئولان در تلاشند تا به هر نحو ممکن از ورود ما به سالن و حتی برگزاری مراسمی در حاشیه آن جلوگیری نمایند و نهادهای امنیتی تماسهای متعددی را با دانشجویان جهت جلوگیری از حضور آنها حتی در دانشگاه تهران در روز برگزاری مراسم برقرار نموده اند بنابراین از هم اکنون برخی از سوالاتمان را مطرح می نماییم به این امید که پاسخ آن را خودمان در سالن برگزاری مراسم بشنویم و مابقی سوالاتمان را در سالن طرح نماییم .
دانشگاهیان
1- سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر به نامهای احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان که از اعضای این اتحادیه نیز می باشند، به اتهام انتشار نشریاتی جعلی بیش از 5 ماه است که درزندان به سر می برند. بسیاری معتقدند انتشار نشریات جعلی توسط حامیان شما و برای انتقام گیری ازدانشجویان بوده است. در جلسه اخیر دادگاه این سه دانشجو موضوع انتقاد به جنابعالی در دانشگاه امیر کبیر مطرح شده است. با این وجود چه طور در دانشگاه کلمبیا ادعا نمودید که با دانشجویانی که در دانشگاه امیر کبیر به شما انتقاد نمودند برخوردی صورت نگرفته است؟
جناب آقای احمدی نژاد
با سلام
هر چند سلام قبلی ما برخلاف فرهنگ ایرانی – اسلامیان پاسخ نداشت اما باز هم سلام می نماییم چون که تنها راه رسیدن به توسعه و دموکراسی را مدارا می دانیم لذا لازم می دانیم حتی به رئیس دولت نابردبار و ستیزه جوی نهم نیز سلام کنیم هرچند وی به سلامان پاسخ نداده باشد. و برای پاسخ ندادن به سوالات مان مراسم حضورش را در دانشگاه لغو کرده باشد تا بتواند در فرصتی بهتر و با هماهنگی از پیش تعیین شده که با هدف ممانعت از ورود منتقدان به مراسم صورت گرفته است، به دانشگاه بیاید.
آقای احمدی نژاد مطلع شدیم دوباره قرار است به دانشگاه بیایید در حالی که درخواستمان – طرح سوال ازسوی حتی یک نفراز اعضا شورای مرکزی این اتحادیه در جمع میهمانان گلچین شده ای که قرار است فردا به دانشگاه بیایند - بی پاسخ مانده است.
هر چند از دعوت رئیس جمهور امریکا به ایران برای سخنرانی و اصولا هر گفتگویی با کشورهای جهان استقبال می کنیم و آن را در جهت کاهش خطر جنگ مفید می دانیم اما برایمان جای سوال است که چه طور رئیس جمهور آمریکا می تواند به دانشگاههای ایران بیاید اما اساتید و دانشجوان منتقد حق اظهار نظر در دانشگاهها را ندارند؟ صدها درخواست صدور مجوز سخنرانی که در شورای فرهنگی دانشگاهها بایگانی شده است گواه ادعای ماست. چه استدلالی میتواند وجود داشته باشد که بوش می تواند در دانشگاه ما سخنرانی کند اما روشنفکران داخلی نه؟ چه توجیهی میتواند وجود داشته باشد که ملوانان انگلیسی که متجاوز می خواندی آزاد شوند اما اساتید و دانشجویان و کارگران و معلمان و روزنامه نگاران برای یک انتقاد ساده مجازات شوند؟
آقای احمدی نژاد از آنجا که مسئولان در تلاشند تا به هر نحو ممکن از ورود ما به سالن و حتی برگزاری مراسمی در حاشیه آن جلوگیری نمایند و نهادهای امنیتی تماسهای متعددی را با دانشجویان جهت جلوگیری از حضور آنها حتی در دانشگاه تهران در روز برگزاری مراسم برقرار نموده اند بنابراین از هم اکنون برخی از سوالاتمان را مطرح می نماییم به این امید که پاسخ آن را خودمان در سالن برگزاری مراسم بشنویم و مابقی سوالاتمان را در سالن طرح نماییم .
دانشگاهیان
1- سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر به نامهای احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان که از اعضای این اتحادیه نیز می باشند، به اتهام انتشار نشریاتی جعلی بیش از 5 ماه است که درزندان به سر می برند. بسیاری معتقدند انتشار نشریات جعلی توسط حامیان شما و برای انتقام گیری ازدانشجویان بوده است. در جلسه اخیر دادگاه این سه دانشجو موضوع انتقاد به جنابعالی در دانشگاه امیر کبیر مطرح شده است. با این وجود چه طور در دانشگاه کلمبیا ادعا نمودید که با دانشجویانی که در دانشگاه امیر کبیر به شما انتقاد نمودند برخوردی صورت نگرفته است؟

