شماره : 1299/ف/87/ن
تاریخ : 8/11/87
جناب آقای علی آبادی
پیرو نامه .... مورخ 30/10/87 تا برگزاری انتخابات در خرداد 1388 به منظور عدم سوء استفاده جناح های رقیب با مدیریت و برنامه های ورزشی صدا و سیما تعامل و همکاری کنید، با هماهنگی لازم با رهبری بعد از انتخابات 88 با تغییر در مدیریت صدا و سیما از پخش برنامه های غیر شرعی مانند نود جلوگیری خواهد شد.
بسم الله الرحمن الرحیم
زادروز همایون حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) و فرزند والاگهرش حضرت امام صادق (ع) را به ملّت شریف ایران و همه دوستداران حق و فضیلت شادباش میگویم و در آستانه سال نو، روز و روزگاری سرشار از شادابی و پیروزی را برای همه هموطنان عزیزم و همه کسانی که به صلح در جهان و کرامت و حرمت انسان در هر جا باور دارند آرزو میکنم.
سی سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که هزینهای سنگین برای آن پرداخته شده است میگذرد و ملت بیدار ایران بحرانهای بزرگی را با پیروزی و سرافرازی پشتسر گذاشته است و دستاورد های بزرگ معنوی و مادی او در این دوران کم نیست، ولی تا رسیدن به اوج آرمانهای بلند تاریخی خود راه درازی در پیش دارد که به لطف الهی و بیداری و استواری و همت فرزندان دلیرش برای رسیدن به آنها امیدوار است.
بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) در تبیین نظری و عملی این نظام همواره رأی مردم و حضور فعال و مسؤولانه آنها در صحنه را اصل میخواندند و جریان انتخابات آزاد و سالم در جمهوری اسلامی را به ضرورتی اصیل و غیرقابل خدشه میدانستند.
اینک در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر همه ما ایرانیان در برابر آزمایشی مهم قرار گرفتهایم، آنچه میتواند امید به آینده بهتر را زنده نگهدارد. حضور آگاهانه، مسؤولانه و فراگیر ملت است که هر مانعی را از پیش رو برخواهد داشت و من نیز در هر شرایطی نقش و وضع خود را جدا از نقش و وضع ملت شریف ندانسته و نمیدانم و در تمام دوران مسؤولیت رسمی و پس از آن ضمن تأکید بر آرمانهای والای انقلاب، همچنان در راه تقویت جامعه مدنی و تبیین گفتمان اصلاحات در متن جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهم کرد.
درخواستهای گسترده اقشار مختلف و وسیع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد این دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالی که پیش از آن گفته بودم که ترجیح من چنین است تا در موقعیتی غیر از مسؤولیت ریاست جمهوری دین خود را به مردم و کشور بپردازم و بر این باور بودم که دیگرانی که شایستهاند در عرصه حاضر و فعال باشند. بحمدالله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کردهاند.
ضمن سپاس فراوان از همه محبتهایی که از دوستداران اسلام و ایران از جمله احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه از سوی تودههای پرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب من شده است و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر کوتاه من به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و بخصوص با تشکر از نسل جوان و بیداردل که شور و شعور تأمل برانگیز خود را بیش از پیش نشان دادند، اعلام میکنم که به یاری پروردگار همچنان و همواره در کنار مردم از عزت اسلامی، عظمت ایران و سربلندی ایرانی در همه حال و در همه جا در حد توان خود دفاع کرده و خواهم کرد. ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاح طلب و خواستار تغییر دوختهاند بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام میدارم، اما همچنان با همه توان با فعالیت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظهای از آرمانهای مردم و مسؤولیت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. در این شرایط حساس و خطیر نکتههایی را یادآور میشوم:
· حرکت اصلاح طلبانه که تباری روشن و پیشینهای تاریخی دارد، حرکتی است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) میگذرد. آرمانهای این حرکت در افقی قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نیست، ولی آنچه باید به فوریت به آن اندیشید، "تغییر سازنده" در وضعیت کنونی کشور و در روال مدیریت آن است. در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، میگویم که شیوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آنها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان میطلبد. بنابراین در این برهه حساس اندیشیدن به تغییر و تلاش برای تحقق آن، رسالت و وظیفه همه کسانی است که به ایران، به مردم و خواستههای مبرم آنان و به آرمانهای انقلاب میاندیشیدند.
· وحدت و پرهیز از تشتت رأی و تصمیم برای همه کسانی که گذر از وضع فعلی و رسیدن به وضعیتی بهتر را باور دارند، امری ضروری و پاس داشت آن مقتضای خرد است.
· هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:
اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورتهای فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمیآمدم و حالا نیز نمیمانم.
ثانیاً: جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایههای ارزشمندی است که در موقعیتهای خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان دادهاند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزشمدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بودهاند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایستهاند.
ثالثاً: بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوتها و تمایزهایی در نظر و عمل وجود داشته باشد، اما مهم آن است که این عزیز نیز به آرمانهای انقلاب و ملت پایبندند و از حقوق و آزادیهای بنیادین و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مصالح ملی و حیثیت بین المللی کشور به جد دفاع کرده و میکنند.
رابعاً: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان زمینه کسب آراء و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم.
خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمدهاند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.
من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار میکشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینهتر در دسترس قرار گیرد و با این کار میکوشم تا امکان بهرهبرداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر میجویند بگیرم.
بر این پایه از همه افراد و شخصیت ها و گروههای فعال در عرصه انتخابات میخواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنشهای احساسی راه را بر هرگونه پیشداوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند.
به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض میکنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و میدانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله.
در اینجا بار دیگر از همه بزرگوارانی که به من اظهار لطف کرده و میکنند سپاسگزاری میکنم و به ویژه به جوانان عزیزی که داوطلبانه و بی هیچ چشمداشتی، منشاء شوری دلانگیز و تحرکی مؤثر در جامعه شدند عرض میکنم که ما میتوانیم در کنار هم و با بهره گیری از فضایی که انشاءالله بازتر از فضای کنونی خواهد بود، در جهت خواستهای تاریخی ملت و آرمانهای بلند اصلاح طلبانه و برای تقویت ارزشهای اصیل انقلاب و اعتلاء میهن و آزادی و حقوق اساسی ملت و عدالت همه جانبه و بالابردن وجهه و اعتبار مردم ایران در کشور و در منطقه و جهان حرکت کنیم.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"
سیّد محمّد خاتمی
26 اسفند 1387
صدای آمریکا: اجساد پاره پاره ، چهره های غرق در خون ، زنانی که چنگ بر روی می کشند و ضجه می زنند. . . این ها تصاویری است که سیمای جمهوری اسلامی پیش از ظهر سه شنبه به روی آنتن فرستاد. اما نه در بخش های خبری و سیاسی خود که لابه لای ویژه برنامه خردسالان! ساعت ده و چهل دقیقه نهم دی ماه ، شخصیت " خاله شادونه" با نقش آفرینی ملیکا زارعی در شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی از خردسالان ایرانی دعوت کرد تا پس از دیدن یک انیمیشن شاد خارجی به تماشای برنامه دیگری بنشینند. برنامه ای نه مثل همیشه شاداب و سرخوش که روایتگر آنچه این روزها در غزه می گذرد. برش هایی از فیلم های خبری که تماشای آن برای بسیاری از بزرگسالان نیز دشوار است. با آنکه سال هاست سیمای جمهوری اسلامی به تناوب تصاویر نزاع خونین فلسطینی ها و اسرائیلی ها را در برنامه های مختلف خود پخش می کند اما نمایش چنین تصاویر دلخراشی در برنامه های کودکان و خردسالان کمتر سابقه داشته است. حتی هنگام جنگ هشت ساله ایران و عراق نیز شاهد نمایش چنین تصاویری در برنامه های کودکان و نوجوانان نبودیم. کما اینکه گردانندگان تلویزیون دولتی ایران همواره به اینکه از نمایش خشونت در برنامه های ویژه کودکان پرهیز می کنند ، مباهات کرده و در مقابل رسانه های خارجی و به طور مشخص غربی را به ترویج خشونت در میان کم سن و سالان متهم می کنند.حال آنکه شبکه های تلویزیونی در بیشتر نقاط جهان هنگامی که به پخش تصاویر حاوی خشونت و یا روابط جنسی می پردازند به تماشاگران خود توصیه می کنند که این برنامه ها برای کودکان مناسب نمی باشند. اما اکنون مسئولین سیمای جمهوری اسلامی بی توجه به ضربه های روحی و روانی که ممکن است تماشای تصاویر اجساد غرقه در خون به خردسالان ایرانی وارد کند ، تمامی استاندارهای پخش تلویزیونی را در هم نوردیده اند. این درحالیست که کارشناسان مسائل اجتماعی بارها درباره اثرات مخرب نمایش خشونت در برنامه های تلویزیونی ویژه کودکان هشدار داده اند. روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان " کودک و خشونت تلویزیون " می نویسد:" خشونت در تلویزیون به شكل قتل، كشتار، انفجار، فلاكت و مرگ به تصویر كشیده می شود. نمایش این نوع برنامه ها، تاثیر و پیامد بر بیننده، به خصوص كودكان برجای می گذارد. خشونت برنامه های تلویزیون باعث ایجاد تصویری نادرست از جامعه در ذهن كوچك كودكان می شود و منجر به خودكشی و حتی قتل، جرم و جنایت از جانب كودكان می شود. "وبسایت فرهنگی " تبیان" نیز در این باره می نویسد : " مشاهده خشونت در برنامه های تلویزیونی باعث پرخاشگری در كودكان می شود. گاهی اوقات حتی دیدن یك برنامه خشونت آمیز می تواند پرخاشگری را افزایش دهد. اثر خشونت تلویزیونی ممكن است فوراً در رفتار یا گفتار كودك نمودار شود و یا سالها بعد خود را نشان دهد." در همین حال وبسایت واحد مرکزی خبر ( خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ) نیز در مطلبی زیر عنوان " تاثیر خشونت های تلویزیونی در کودکان" تصریح می کند:" کارشناسان و محققان امور کودک بر این باورند که برنامه های تلویزیونی به ویژه در بخش کودکان نباید خشن باشد. زیرا کودکان به راحتی از برنامه های تلویزیون الگوبرداری می کنند." ساعت ده و ۵۵ دقیقه نهم دی ماه را نشان می داد. " خاله شادونه" شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی برای خردسالانی که احتمالا از تماشای تصاویر غزه چیزی دستگیرشان نشده ، درباره آنچه در آن منطقه می گذرد توضیح می دهد!
آیت الله هاشمی رفسنجانی با تاكید بر لزوم تخصصیشدن اجتهاد اظهار داشت: یك مجتهد به تنهایی در همه ابواب مورد نیاز فقهی مردم نمیتواند متخصص باشد، چطور فردی میتواند درطول 30-40 ساله تحصیل خود، همه این حقوق را كه هر كدام تخصص بزرگی است بداند؟ لذا ما باید به سمت فقه تخصصی در یك حكومت اسلامی برویم؛ زیرا دخالت در امور مردم با فقه تخصصی امكانپذیر است. وی گفت: اگر فقه تخصصی را بپذیریم باید تقلید تخصصی را هم بپذیریم و اینگونه لازم نیست كسی در همه امور از یك نفر تقلید كند. اگر این دو را پذیرفتیم باید شورای فقهی را هم بپذیریم. وقتی با سیاست میخواهیم همه جامعه را اداره كنیم، شورای نگهبان ناظر مجلس باید همه تخصصها را در خود داشته باشد و نظر تخصصی بدهد. هاشمی تاكید كرد: لامحاله در دوره تخصصیشدن رشتههای فقهی به شورایی شدن فقه میرسیم و اساس همه اینها باید بر عقل استوار باشد. ضمن اینكه باید به چارچوب اجتهاد هم توجه كرد كه قرآن و سنت، مبانی اصلی ما در این راه هستند.
ادامه مطلب
منتظر الزیدی کفشهایش را به سمت بوش پرتاب کرد تا همه بدانند:
خبرنگاری که کم می آورد کفش پرتاب می کند.
بوش خوب جا خالی داد.(آمادگی بدنی: ۲۰ )
اگر این خبرنگار غیور چند سال قبل جسارت همین پرتاب ها را داشت هرگز کار به لشگرکشی آمریکا نمی رسید تا روزنامه های غربی بنویسند این کار منتظرخان! بهای آزادی هدیه شده به مردم عراق از طرف آمریکایی هاست!
در کشور عراق تجمع خودجوش آزاد است.(تظاهرات مردم برای ازادی خبرنگار نامبرده!)
گوردون براون هم امروز عازم عراق است تا ثابت کند همکاران منتظر الزیدی ادامه دهنده ی راه او نیستند.
دو سال قبل هم در دانشگاه پلی تکنیک یکی از دانشجویان به سمت احمدی نژاد لنگه کفشی پرتاب کرد اما از او خبری باز نیامد!
بعضی ها هم منتظر زید بودند و نمی دانستیم.
جناب آقای سید محمد خاتمی
صلاح ایران و ایرانیان و دفع بلایای ایرانسوز محتمل پیش رو را در نامزدی شما در دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری میدانیم و از شما میخواهیم بیایید، «با همان عهد پیشین».
با مهر و توکل بر خدا
شما هم می توانید برای دعوت از ایشان به اینجا مراجعه کنید.
جمعي از خبرنگاران و فعالان عرصه اطلاع رساني استان زنجان در خصوص فقدان امنيت شغلي و حمايت از خبرنگاران اخراجي روزنامه "مردم نو" بيانيه اي صادر كردند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه زنجان ، در بخشي از اين بيانيه آمده است: اكنون در شرايطي قرار داريم كه اصحاب مطبوعات به بهانههاي مختلف از صحنه فعاليت رسانهاي كنار گذاشته ميشوند و هر روز بر تعداد فعالان حرفهاي فاقد رسانه افزوده ميشود. اين اقدام به هر بهانهاي كه باشد امنيت شغلي روزنامه نگاران را هدف گرفته است.
در ادامه اين بيانيه تصريح شده: عرصه رسانهاي استان زنجان در آخرين مورد خود شاهد اخراج دسته جمعي خبرنگاراني بود كه جزو فعالترين خبرنگاران استان محسوب مي شدند. اين خبرنگاران بدون هيچ دليل موجهي توسط مدير مسئول روزنامه مردم نو اخراج شدند و تاسف بارتر آنكه هيئت حل اختلاف سازمان كار و امور اجتماعي استان زنجان علي رغم راي هيئت تشخيص و بدون توجه به مستندات ، شواهد و قرائن موجود ، مدير مسئول روزنامه را محق شناخته و راي خود را عليه خبرنگاران صادر كرد.
امضا كنندگان اين بيانيه در بخشي ديگر تاكيد كردند: ضمن حمايت از خبرنگاران اخراجي روزنامه مردم نو ، راي صادر شده توسط هيئت حل اختلاف را فاقد وجاهت دانسته و تذكر ميدهيم كه اين اقدام امنيت شغلي خبرنگاران را در مخاطره جدي قرار داده است. لذا از انجمنهاي صنفي و به ويژه اعضاي شوراي مركزي خانه مطبوعات استان زنجان دعوت مي كنيم تا با حمايت خود از خبرنگاران اخراجي ، زمينه بروز اقدامات مشابه را از بين ببرند.
در پايان اين بيانيه آمده است: شايسته است از اقدام ارزنده آقاي عليرضا اسكندريون سردبير سابق مردم نو كه در حمايت از خبرنگاران اخراجي و در اعتراض به احجاف موصوف از سمت خود استعفا داد ، قدرداني به عمل آوريم.
کریمخان زند از لایههای پایین اجتماع به مقام فرمانروایی و مملکتداری رسیده بود.زمانی که کریمخان جوان بود و در ملایر میزیست رفیقی داشت بهنام خالو چهارشنبه (لرها مخرج صوتی «خ» ندارند و خالو ـ دایی ـ را «هالو» تلفظ میکنند). وقتی نادرشاه طایفۀ زند را به خراسان کوچانید، بین خالو کریم و خالو چهارشنبه افتراق افتاد.روزگاری گذشت و انقلاباتی در ایران رخ داد و خالو کریم، بهعنوان وکیلالرعایا بر مسند پادشاهی نشست و شیراز را پایتخت خود قرار داد.
خالو چهارشنبه در کمال ناباوری این خبر را شنید و حال و حکایت با زنش بازگفت. عیالش او را تشویق کرد که به شیراز برود و رفیق سابقش را دیدار کند.خالو چهارشنبه چارق بهپا کرد و کولهپشتی خود را بر دوش گرفت و روانۀ شیراز شد. در برابر قصر سلطنتی، نگهبانان راه بر او بستند که کیستی و چه میخواهی. گفت هالو چهارشنبهام و میخواهم هالو کریم را ببینم!
سرنگهبان، بعد از پرس و جوی لازم، گزارش به کریمخان داد و کسب تکلیف کرد. کریمخان، خالو چهارشنبه را با اشتیاق پذیرفت و بر سر و صورتش بوسه زد و دستور داد او را به حمام بردند و جامههای نو پوشاندند.چند روزی گذشت و خالوچهارشنبه در قصر میهمان بود تا آن که کریمخان به او گفت چه میخواهی تا تو را به آرزویت برسانم.خالو چهارشنبه خواستار منصب شیخالاسلامی لرستان شد.
کریمخان، منشیباشی را به حضور خواند و دستور داد خالو چهارشنبه را با خود ببرد و فرمان شیخالاسلامی استان به نامش بنویسد و به دستش بدهد.منشیباشی اطاعت امر کرد. فرمان را نوشت و به دست خالو چهارشنبه داد تا بخواند و نظر بدهد. خالو گفت من سواد ندارم.منشیباشی گفت پس بمان تا بروم و فرمان را به مهر وکیلالرعایا برسانم.بهنزد کریمخان بازگشت و اظهار تعجب کرد که چهطور میتوان بیسوادی را به منصب شیخالاسلامی گماشت. کریمخان گفت: اشکالی ندارد، یک فرمان هم برای سوادش بنویس!
یکی دو روز است که با این پیامک مورد هجوم قرار گرفته ام.
http://www.mowj.ir site davit az "seyed mohammad khatami" baraye sherkat dar entekhabat. plz send to all
مرددم آیا باید دوباره سوار موج شوم؟ هشت سال فرصت سوزی , برای من یکی لااقل حالی باقی نگذاشته است تا موجی دیگر را راه بیاندازم. شما چه می کنید؟
آقای علی کردان با ادعای دریافت مدرک دکتری حقوق از دانشگاه آکسفورد، از اواخر دهه 70 تا سال 1384 در سالهایی معاونت مالی – اداری و بعدها معاونت امور مجلس و شهرستانهای صدا و سیما را به عهده داشته و از سال 1384 به این سو نیز با عنوان "دکتر علی کردان" رئیس سازمان فنی و حرفه ای و قائم مقام وزیر نفت بوده است.
نمایندگان مجلس در جریان بررسی صلاحیت آقای کردان برای رای اعتماد و تصدی وزارت کشور دریافتند که آخرین مدرک تحصیلی ایشان که مورد تایید وزارت آموزش عالی قرارگرفته، فوق دیپلم است.
آقای علی کردان عضو هیات علمی دانشکاه آزاد اسلامی نیز هستند و در این دانشگاه با عنوان "دکتر کردان" تدریس می کنند.
دولت در معرفی آقای کردان به مجلس، تحصیلات ایشان را دکتری افتخاری حقوق از دانشگاه آکسفورد اعلام کرده بود.
1 - فردا روز ملی خلیج فارس است. خلیجی که می خواستیم اما نشد تا محل دفن ریگان باشد.
2 – ایرانی از ایران دفاع می کند. نمونه اش نتیجهی جستجوی خلیج مجعول عربی است که به همت یک جوان ایرانی و با نفوذ در موتور جستجوی گوگل ، جویندگان را به راه راست هدایت میکند.
Did you mean: Persian Gulf
Your search - arabian gulf - did not match any documents.
No pages were found containing "arabian gulf".
Suggestions:
- Make sure you're not using National Geographic as your source.
- Try consulting a historian to find out more about "Persian" gulf.
- Stand up, take a deep breath, and think about the original name of the Gulf.
3 – هیچ یک از مسوولان ایران اجازه ندارند از خلیج فارس با تعبیر "خلیج مهر و دوستی" یا هر زهرمار دیگر یاد کنند.
4 – بهرام آبتین که چند روز قبل در اعتراض به تلاش شیطنت آمیز اعراب منطقه مبنی بر تغییر نام خلیج فارس و ادعای مالکیت جزایر سه گانه در مقابل سفارت امارات در تهران همراه با حدود 200 نفر دیگر تحصن کرده بود نباید زندانی باشد.
5 – لعنت بر رودریک اوون که نخستین بار این غلط را او مرتکب شد.
عملکرد برخي از مسئولان دولت احمدينژاد براي مقابله با بحران كمآبي و تاکيد آنها بر ضرورت اقامه نماز باران به جاي مديريت و برنامهريزي با واکنش شديد آيتالله نعيمآبادي امام جمعه بندرعباس و نماينده وليفقيه در استان هرمزگان روبهرو شد.
به گزارش شهابنيوز، آيتالله نعيمآبادي امام جمعه بندرعباس روز سهشنبه طي سخناني در جهاد دانشگاهي هرمزگان به رويکرد و عملکرد دولت احمدينژاد در قبال بحران کمآبي هرمزگان انتقاد کرد.
وي با اشاره به اين که برخي از مسئولان به جاي اين که برنامهريزي کنند و اين مساله را از طريق علمي حل نمايند، خواستار اقامه نماز باران ميشوند، گفت: نماز باران را بايد در شهرهاي خشک و کويري خواند نه در استاني که نزديک به درياست و ميتوان مشکل آب را با نصب آب شيرينکن حل کرد. آن هم در شرايطي که دانش ساخت آب شيرينکن هم اکنون در کشور وجود دارد و ميتوان از اين دانش استفاده کرد.
امام جمعه بندرعباس سپس با طرح انتقاداتي از نحوه عملکرد مسئولان براي مقابله با بحران کمآبي افزود: به جاي حل مشکل بارها از من خواستهاند که نماز باران بخوانم. من ميخواهم بگويم که وزير نيرو بايد خودش نماز باران بخواند.
گزارشگران بدون مرز ٢٢ اسفند ( ١٢ مارس ) اولين "روزجهاني آزادی بيان بر روی اينترنت " را برگزار مي کند. به همين مناسبت گزارشگران بدون مرز بار ديگر کارزار "٢٤ ساعت عليه سانسور بر روی اينترنت" را سازمان مي دهد. ما همگان را فرا مي خوانيم با پيوستن به ما بر روی سايت گزارشگران بدون مرز عليه سانسور بر روی اينترنت مبارزه کنند. در این سايت ببينيد .
هم اکنون در سراسر جهان ٦٤ وب نگار معترض فقط برای آن که بر روی اينترنت عقايد خود را بيان کرده اند، در زندان بسر مي برند .چين همچنان بزرگترين زندان جهان برای وب نگاران معترض و وبلاگ نويسان است.
برای افشای سانسور حاکم بر اينترنت از سوی دولت ها و برای آزادی بيان بيشتر بر روی اينترنت، گزارشگران بدون مرز ،کابران را از روز چهارشنبه ٢٢ اسفند ( ١٢ مارس) ساعت ١١ تا پنجشنبه ٢٣ اسفند (١٣ مارس) همين ساعت ( به وقت پاريس) به تظاهرات در ٩ کشور از کشورهای "دشمن اينترنت" ( برمه، چين، کره شمالي، کوبا، مصر، اريتره، تونس، ترکمنستان و ويتنام ) فرا مي خواند. کاربران مي توانند با درست کردن تصوير مجازی و پلاکارد های خود، در اين تظاهرات مجازی شرکت کنند.
در نخستين کارزار "٢٤ ساعت عليه سانسور بر روی اينترنت" که در روز ٧ و ٨ نوامبر ٢٠٠٦ (١٦و ١٧ آبان ١٣٨٥ ) برگزار شد، بيش از ٤٠ هزار کاربر با اتصال به سايت گزارشگران بدون مرز "نقاط سياه شبکه وب" و کشورهای دشمن اينترنت را بر روی نقشه ی جهان مشخص کردند.
(۱۷ اسفند ۱۳۸۶) به مناسبت روز جهانی زن، ۸ مارس، شش برنده جايزه صلح نوبل به همراه بيش از ۲۸۰ سازمان و فعال حقوق زنان از سراسر جهان با صدور بيانيه ای حمايت گسترده خود از فعالان حقوق برابر در ايران و نگرانی های جدی خود را در زمينه بازداشت و محاکمه آنان اعلام کردند. در اين بيانيه از حکومت ايران درخواست شده است به اعمال فشار و اتخاذ سياست های خشن عليه فعالان حقوق برابر پايان دهد.
شش برنده جايزه صلح نوبل وانگاری ماتائی، شيرين عبادی، جودی ويليامز، ريگوبرتا توم، بتی ويليامز و مايرد کوريگان و صدها تن از نمايندگان سازمان های زنان که برای شرکت در پنجاه و دومين نشست سازمان ملل در مورد "وضعيت زنان" در نيويورک حضور دارند اين بيانيه را امضا کردند.
به نوشته اين بيانيه :"جنبش حقوق زنان در ايران با موانع و تهديدهای بی سابقه ای روبروست. به مناسبت ۸ مارس – روز جهانی زن- ما همبستگی خود را با زنان در دستيابی به حقوق برابر و پايان دادن به تبعيض قانونمند رايج عليه زنان در ايران اعلام می کنيم. "
ادامه مطلب
1 - بالاخره قطعنامه ای که از چند وقت پیش نقلش در محافل مختلف عرصه را بر اوقات فراغت تنگ کرده بود در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید تا سید محمد علی خان حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه از افزایش بی اعتباری شورای امنیت خبر بدهد! وی که میگفت: صدور اين قطعنامه مغرضانه و ضد ايراني ، موجب افزايش بياعتباري شوراي امنيت گرديده است در ادامه افزود : تداوم اين روند، هيچگونه تاثيري بر عزم و اراده راسخ ملت و دولت ايران براي استيفاي حقوق مشروع و قانوني خود در ادامه فعاليتهاي صلحآميز هستهاي در چارچوب معاهده ان.پي.تي نخواهد داشت. نامبرده نیافزود که تداوم این روند بر وضعیت اقتصادی ملت ایران چه تاثیری خواهد داشت.
2 – از صدور قطعنامهی قبلی که شمارهی 1747 را بر پیشانی خود داشت یک سال نگذشته است در حالی که می بینیم به این قطعنامه شمارهی 1803 اختصاص یافته است و این یعنی در این فاصله 56 قطعنامهی دیگر لابد علیه برنامهی هستهای دیگر کشورها صادر شده و از این بابت جای نگرانی نیست. شمارهی این کاغذپارهی آخری البته جای تامل دارد که تقاضا دارد قبل از هرگونه تأمل اینجا را بخوانید.
دیروز پیامکی دریافت کرده باشی به این مضمون که : کاندیداهای ائتلاف اصلاحطلبان زنجان قطعی شدند. جمشید انصاری و دکتر سعداله نصیری.اولی مدیر عامل سابق بنیاد باران و دومی رییس سابق انجمن نجوم ایران. بعد بدون دلیل به خاطر آورده باشی که بیش از یک ماه است سید جلال حسینی نمایندهی فعلی مجلس با پخش گستردهی سیدی سخنرانیها و مصاحبههایش به زبانهای انگلیسی،فرانسه،آلمانی،عربی و ترکی استانبولی قطعیت حضور خود را در انتخابات اسفند، قبلن به اطلاع مردم همیشه در صحنهي حوزهی انتخابیهاش رساندهاست.نمی توانی وبلاگنویس باشی و صبح روز جمعه آرزو نکنی که کاش کاندیداهای قطعی شدهي ائتلاف اصلاح طلبان در کنار همهي زبانهایی که بلدند مختصری هم به زبان مردمی که به رأیشان امید بستهاند حرف بزنند.
1 - هيات نظارت ضمن رد صلاحيت نماينده زرتشتيان در مجلس گفت: كورش نيكنام به دين زرتشت التزام عملي ندارد.
2 – سایت نوسازی در راستای حمایت از دولت و رد صلاحیت ها و دخالت سپاه پاسداران در انتخابات از لپ های گل انداخته سید حسن خمینی ایراد گرفت.
3 – انتخابات نزدیک است.
متاسفانه نهاد مدنی «ک.د.آ» ( کمیته دفاع از انتخابات آزاد) همچون اغلب نهادهای مدنی تشکیل شده توسط دموکراسی خواهان ایرانی، علیرغم آن که انتظار می رفت از پس حمایت گسترده تحول خواهان ایرانی عملکرد فعالانهتری از خود به نمایش بگذارد؛ تنها به صدور یک بیانیه در خصوص معیارهای یک انتخابات منصفانه، سالم و آزاد اکتفا کرد. به امید تحرک هر چه بیشتر این نهاد در روزهای باقیمانده به کمپین 24 اسفند؛ موضوع یک مصوبه توسط چهارم شورای اتحاديه بينالمجالس که مفاد آن به «تائید و امضای نمایندگان مجلس شورای اسلامی» نیز رسیده است، جهت یادآوری مجدد «حقوق قانونی همه ی شهروندان ایرانی در استفاده از حق انتخاب» منتشر می گردد.
این مصوبه در اجلاس يكصد و پنجاه و چهارم شورای اتحاديه بينالمجالس (در ٢٦ مارس ١٩٩٤ /٦ فروردين ١٣٧٣) به اتفاق آراء؛ به تصويب نمايندگان پارلمانهای ١١٢ كشور و از جمله «نمايندگان مجلس شورای اسلامی ايران» رسيده است.
الف - انتخابات آزاد و منصفانه
حق حاکمیت در هر کشور تنها میتواند برآمده از خواست مردم آن کشور باشد که در انتخابات راستین، آزاد، و منصفانه ــ که بطور دورهای برگزار میشود ــ و مبتنی بر حق رأی همگانی، برابر، و مخفی است بیان میگردد.
ب - حقوق انتخاباتی
· هر شهروند بزرگسال این حق را دارد که در انتخابات، به دور از هرگونه تبعیض، رأی بدهد.
· هر شهروند بزرگسال این حق را دارد که به یک «پروسهی نام نویسی کارآمد، بیطرف، و به دور از تبعیض» دسترسی داشته باشد.
· نمیتوان شهروند واجد شرایط را از حق رأی دادن محروم ساخت یا جلوی نام نویسی او را برای رأی دادن گرفت، مگر این که این کار بر اساس معیارهای معین و قابل بازبینی و قانونی صورت بگیرد و با تعهدات کشور در برابر قانون بین الملل سازگار باشد.
· هر کسی که حق رأی دادن یا حق نام نویسی بعنوان رأی دهنده از او گرفته شده، باید بتواند به یک سیستم رسیدگی به شکایات دسترسی داشته باشد؛ سیستمی که هم توانایی بررسی چنین تصمیماتی را داشته باشد و هم بتواند اشتباهات را بلافاصله و بطور واقعی تصحیح نماید.
· هر رأی دهنده حق دسترسی برابر و موثر به حوزهی رأی گیری را داشته باشد تا بتواند از حق رأی خود استفاده کند.
· هر رأی دهنده باید بتواند بمانند دیگران از حق رأی خود برخوردار شود و رأی او باید وزنی برابر با رأی دیگری داشته باشد.
· حق رأی دادن بطور مخفی؛ بلاشرط است و نمی باید به هیچ وجه محدود گردد.
ج - حقوق و مسئولیتهای کاندیداتوری، فعالیت حزبی، و کارزار انتخاباتی
· «هر کس» حق دارد در «ادارهی کشور خویش» مشارکت داشته باشد و میباید از «امکان برابر برای کاندیدا شدن در انتخابات» برخوردار باشد. معیارها برای مشارکت در حکومت، در تطابق با قانون اساسی و دیگر قوانین کشور تعیین میگردند و «نمیتوانند با مسئولیت های بین المللی کشور ناسازگار باشند.
· «هر کس» حق دارد برای کارزار انتخاباتی «به عضویت حزب یا سازمانی سیاسی درآید» یا «همراه با دیگران حزب یا سازمانی سیاسی را بوجود آورد»
· هرکس به نوبهی خود و یا همراه با دیگران حق دارد که:
● دیدگاههای سیاسی خود را بدون مداخلهی دیگران بیان دارد
● اطلاعات بخواهد، اطلاعات بگیرد، و اطلاعات بدهد و گزینهای آگاهانه ارائه دهد
● برای کارزار اتنخاباتی در سطح کشور آزادانه رفت و آمد کند
● بر «اساس برابر»؛ با دیگر احزاب سیاسی «از جمله حزب حاکم»، به فعالیت انتخاباتی بپردازد
· «هر کاندیدای انتخابات و هر حزب سیاسی» میباید «دسترسی برابر به رسانه ها» ــ بویژه رسانه های اطلاع رسانی جمعی ــ داشته باشد تا بتواند دیدگاههای سیاسی خود را عرضه دارد
· امنیت جانی و مالی کاندیدا ها میباید پذیرفته شده و تأمين گردد
· هر فرد و حزب سیاسی از حق حمایت قانونی برخوردار است و نقض حقوق سیاسی و انتخاباتی اش باید جبران شود.
· تمامی حقوق بالا تنها در شرایط استثنایی و در جهت حفظ امنیت ملی یا نظم اجتماعی، سلامت اجتماعی یا اخلاقی، دفاع از یا تأمين حقوق و آزادیهای دیگران، که در یک جامعهی دمکراتیک و مطابق با قانون لازم بنظر آیند، میتوانند محدود گردند. «مشروط به اینکه چنین محدودیتهایی با تعهدات کشور در برابر قانون بین الملل ناهمخوان نباشند».
محدودیتهای مجاز علیه کاندیداتوری، تاًسیس و فعالیت احزاب سیاسی، و کارزار انتخاباتی نمی توانند به خاطر «نژاد، تیره، جنسیت، زبان، مذهب، افکار سیاسی یا غیرسیاسی، مبداً ملی یا اجتماعی، مالکیت، جایگاه فرد بهنگام تولد و غیره» به کار گرفته شوند.
· هر فرد یا حزب سیاسی که کاندیداتوری، حق فعالیت حزبی یا انتخاباتی اش رد یا محدود شده «میباید بتواند به یک هیئت رسیدگی دسترسی داشته باشد که هم توانایی بررسی چنین تصمیماتی را دارد و هم بتواند اشتباهات را بلافاصله و بطور واقعی تصحیح نماید».
· حق کاندیداتوری، حق فعالیت حزبی و انتخاباتی مسئولیت هایی را نیز نسبت به جامعه با خود به همراه دارند. بهویژه «هیچ کاندیدا یا حزب سیاسی نباید به خشونت روی آورد».
· هر کاندیدا یا حزب سیاسی که در کارزار انتخاباتی شرکت میکند «باید حقوق و آزادیهای دیگران را محترم شمرد».
· هر کاندیدا یا حزب سیاسی که در انتخابات شرکت میکند «باید نتیجهی انتخابات آزاد و منصفانه را بپذیرد».
د - حقوق و مسئولیتهای حکومت
· حکومت میباید مراحل قانونگذاری و دیگر اقدامات لازمه را ــ همگام با روندهای قانونی کشور و تعهدات در برابر قانون بین الملل ــ به اجرا درآورد تا حقوق و چهارچوب ها برای برگزاری «انتخابات دورهای، راستین، آزاد، و منصفانه» تضمین گردد. بهویژه، حکومت باید:
روندی کارآمد، بیطرف، و بدور از تبعیض را برای نام نویسی رأی دهندگان برقرار سازد
ملاکهای روشن برای نام نویسی رأی دهندگان را تثبیت کند. ملاکهایی چون سن، شهروندی، و مکان اقامت. و تضمین دهد که رعایت چنین ملاکهایی بدون هرگونه استثنایی دنبال میشوند
زمینه برای شکلگیری و فعالیت آزاد احزاب سیاسی را فراهم کند؛ تأمين مالی احتمالی احزاب سیاسی و کارزارهای انتخاباتی را برعهده گیرد؛ جدایی حزب از حکومت را تضمین نماید؛ و شرایط را برای «رقابت منصفانه در انتخابات برای قوهی قانونگذاری» را بوجود آورد
برنامه های سراسری برای آموزش مدنی را به راه بیاندازد، یا تسهیلاتی برای این گونه برنامه ها فراهم سازد، تا آشنایی مردم با روند های مربوط به انتخابات و مسائل مطروحه آن تضمین شود.
· علاوه بر این، حکومت میباید سیاستهایی اتخاذ کند و گام های ساختاری لازمی را بردارد تا دستیابی به اهداف دمکراتیک به پیش رفته و تحکیم شوند. از جمله از طریق «ایجاد مکانیسم های غیرجانبدارانه یا متوازن برای برگزاری انتخابات».
ه - در پیشبرد این امر میباید، در کنار دیگر اقدامات:
● مسئولان جنبه های مختلف برگزاری انتخابات «آموزش دیده باشند» و «بی طرفانه» کار خود را انجام دهند، و اینکه روند رأی گیری مفهوم و جاافتاده باشد، و مردم با این روند آشنا باشند
● از نام نویسی رأی دهندگان اطمینان حاصل شود، پروسه های رأی گیری و فهرست رأی دهندگان بهنگام باشند، و اگر لازم باشد، این امور با کمک ناظران بین المللی صورت بگیرند
● احزاب و کاندیدا ها و رسانه ها تشویق شوند که «معیار های رفتاری و اخلاقی مشترک»ی را پذیرفته و کارزار انتخاباتی و رأی گیری را بر آن مبنا هدایت کنند
● سلامتی پروسهی رأی گیری را با در پیشگرفتن اقدامات مناسب تأمين نماید تا تنها کسانی که واجد شرایط هستند رأی دهند و «کسی بیش از یکبار رأی ندهد»
● «سلامتی پروسهی شمارش آرا تأمين شود».
● حکومت میباید به «حقوق انسانی تمامی افراد کشور خود» که مسئولیت شان را به عهده گرفتهاند «احترام گذاشته و این حقوق را تأمين کند». بنابراین، بههنگام انتخابات، حکومت و ارگانهای آن میباید:
● آزادی رفت و آمد، آزادی گردهمایی، آزادی سازماندهی، و آزادی بیان را تأمين نماید. بویژه در رابطه با اجتماعات و گردهمایی های سیاسی
● آزادی احزاب و کاندیداها را برای در میان گزاردن دیدگاههای خود با رأی دهندگان تأمين کند، و امکان «دسترسی برابر احزاب و کاندیداها به رسانه های حکومتی و ملی» را فراهم کند
● گامهای لازم را در جهت «تأمين پوشش خبری غیرجانبدارانه در رسانه های حکومتی و ملی» بردارد.
● برای تأمين منصفانه بودن انتخابات، حکومتها باید تدابیر لازم را به کار گیرند تا احزاب و کاندیداها از «فرصتهای معقول برای ارائهی برنامهی انتخاباتی» خود برخوردار باشند.
● حکومتها باید تمام اقدامات لازم و مناسب را انجام دهند تا اصل مخفی بودن رأی مخدوش نشود و راًیدهندگان بتوانند «آزادانه و بدون هراس و خطر تهدید» رأی بدهند.
● علاوه بر این، مقامات حکومتی «باید جلوی تقلب و دیگر اقدامات خلاف را در جریان راًیگیری بگیرند» و «امنیت و سلامت روند رأیگیری را تأمين نمایند». شمارش آرا میباید توسط کارکنان آموزش دیده انجام پذیرد، و «کار شمارش آرا تحت نظارت صورت گیرد» و یا «قابل بازبینی باشد».
● حکومتها باید تمامی اقدامات لازم و مناسب را انجام دهند تا «کل پروسهی انتخابات شفاف باشد». این امر، برای نمونه، میتواند از طریق «حضور نمایندگان احزاب و ناظران معتبر» عملی شود.
● حکومتها باید اقدامات لازم را انجام دهند تا احزاب، کاندیدا ها، و هواداران شان از «امنیت یکسان» برخوردار باشند و مسئولان حکومتی میباید گامهای لازم را برای جلوگیری از خشونت در انتخابات بردارند.
● حکومتها میباید این امکان را فراهم آورند که نقض حقوق بشر و شکایت ها در مورد پروسهی انتخابات «به سرعت و به طور کارا، و در چهارچوب زمانی انتخابات»، از سوی «یک هیئت مستقل، و بیطرف» همچون «کمیسیون نظارت بر انتخابات یا دادگاهها» رسیدگی شوند.
یادم نمی رود که سال گذشته پس از آن که احمدی نژاد تعدادی نامه را خطاب به سران کشورهای جهان نویساند و فرستاند ! جایی شنیدم یا خواندم که از آن نامه ها با تعبیر اسپم یاد شده است. تازه گی تعبیر سبب شد تا اندکی در حول و حوش آن دقیق شوم. بی گمان کسی که آن نامه ها را به اسپم تشبیه کرده است هر روز با اسپم ها سر و کار دارد و فکر و ذهنش درگیر اسپم هاست و این طور نیست که نشسته باشد زور بزند تا تعبیری به این زیبایی را از خودش در بیاوراند! درست به دلایلی از این دست نویسنده یا شاعری از اهالی کویر قادر است تعبیری از کویر داشته باشد که خطورش به ذهن شاعر و نویسنده ای شمالی خالی از خطر زور زدن نیست! حالا وقتی احمدی نژاد منتقدان خود را بزغاله می نامد نباید آن را در شمار حرکات محیرالعقول نامبرده به حساب آورد چرا که به یقین فکر و ذهنش در حول و حوش ط و ی ل ه می چرخد.
ابراهیم نبوی را دوست دارم به خاطر نوشته هایی از این دست:
درس اول: ما یک کشور بزرگ بودیم، روسیه ارتش قوی داشت، دولت ایران ببو بود. در جنگ های ایران و روس بخش وسیعی از ایران سابق تبدیل شد به روسیه فعلی. به همین دلیل ما سه شعار مهم را سی سال می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس دوم: انقلاب مشروطه اتفاق افتاد، مشروطه خواهان که به آنها افتخار می کنیم، به سفارت انگلیس پناهنده شدند، کلنل روس مجلس ملت و کشور را به توپ بست. روس ها پادشاه دیکتاتور را پناه دادند. در تمام مدت انقلاب مشروطه روس ها مخالف مشروطه و انگلیس ها طرفدار مشروطه بودند، به همین دلیل ما هم مشروطه را دوست داریم، هم شعار می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس سوم: کمونیست ها در روسیه سرکار آمدند، آنها تمام قراردادهای ظالمانه با ایران را می خواستند لغو کنند، اما نکردند. در عوض تصمیم گرفتند جمهوری گیلان را ایجاد کنند تا به جای این که کمونیست های گیلان که فرق کمونیسم با ازون برون را نمی دانستند و پیشنمازشان رهبر حزب کمونیست شان هم بود، بروند به روسیه، روسیه بیاید به گیلان. در نتیجه میرزا کوچک خان مستقیما بوسیله روس ها کشته شد، سرش را هم فرستادند برای رضا شاه. به همین دلیل ما سالهاست شعار می دهیم: مرگ بر انگلیس، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل.
درس چهارم: رضا شاه دیکتاتور بزرگی بود و همه را کشت، مثلا 53 نفر از اعضای حزب کمونیست را دستگیر کرد و یکی از آنها، تقی ارانی در زندان کشته شد، بعد بقیه اعضای کمیته مرکزی، یعنی همان 52 نفر دیگر به روسیه پناهنده شدند و به دلیل همین که به روسیه پناهنده شده بودند، در آنجا کشته شدند یا تبعید شدند یا بیچاره شدند. به همین دلیل کمونیست های ایران و سایر ایرانیان که حداقل نیم ساعتی توده ای بوده اند، همیشه شعار می دهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس پنجم: جنگ دوم جهانی اتفاق افتاد. ایران تبدیل به پل پیروزی شد. آمریکا و انگلیس از روی این پل رد شدند تا به روسیه کمک کنند، در عوض وقتی روسیه پیروز شد، اولین کاری که کرد، این بود که چون کشور کوچکی بود، تصمیم گرفت آذربایجان را هم برای خودش بردارد. آذربایجان و کردستان یک سال از ایران جدا شدند و به همین دلیل روشنفکران و سیاستمداران ما همیشه شعار می دهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس ششم: دولت مصدق سرکار آمد، مصدق چون مخالف روسیه بود، به عنوان طرفدار انگلیس شناخته شد، اما چون علیه انگلیس مبارزه کرد، معلوم شد آمریکایی است. مخالف اصلی مصدق در طول سه سال حزب توده بود، و یک صبح تا شب هم آمریکا کودتا کرد. بعد از کودتا هم اولین دولتی که کودتا را برسمیت شناخت، شوروی بود. توده ای ها هم به شوروی پناهنده شدند، تعدادی از آنها در شوروی بیچاره شدند، تبعید شدند، اعدام شدند و تعدادی از آنها هم زمانی که در شوروی پناهنده بودند، طرفدار اقدامات دولت شاه در اصلاحات ارضی بودند. در نتیجه ما ایرانیان هرگز فراموش نمی کنیم که باید شعار بدهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس هفتم: آمریکایی ها انقلاب سفید کردند، انگلیسی ها هم رفتند پی کارشان، حکومت در دهه چهل کاملا دست آمریکا افتاد، روس ها و توده ای ها اصلاحات ارضی را تائید کردند، توده ای ها مشغول آموختن دروس پزشکی در شوروی شدند، تعدادی از آنها هم در شوروی تبعید، کشته و یا بدبخت شدند و برخی از پناهندگان به شوروی فرار کردند و این بار از دست شوروی به ایران پناهنده شدند، در نتیجه روشنفکران ایرانی همواره چپ باقی ماندند و هرگز فراموش نکردند که شعار بدهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس هشتم: در ایران انقلاب مسلحانه آغاز شد. نیروهای مسلح و فداکار آمریکایی ها را کشتند، تعدادی از آنها برای جنگ با اسرائیل رفتند. آنها برای کمک به سوی شوروی رفتند، شوروی به آنها گفت که انقلاب مسلحانه کار غلطی است، بهتر است اطلاعات جمع کنند و به شوروی بدهند تا شوروی با آمریکا بجنگد. درست در همان زمانی که این افراد کشته می شدند، دولت چین و شوروی با ایران روابط درخشان داشت و ایرانیان همواره یاد گرفتند شعار بدهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس نهم: انقلاب ایران در سال 1357 اتفاق افتاد، سفارت آمریکا اشغال شد، سفارت اسرائیل محو شد، رایطه ایران و انگلیس همواره در تمام این مدت تیره و تار بود، سفارت روسیه روز بروز بزرگتر شد، سفارت روسیه هم با توده ای ها رابطه داشت، هم با فدائی ها، هم با مجاهدین، هم با حزب اللهی ها، به همه هم می گفت: خط امام بهترین خط از نظر خط شناسی است. توده ای ها و فدائیان در جبهه ای که روسیه در آن به عراق کمک می کرد کشته می شدند، اما با سپاه و کمیته همکاری می کردند، دولت ایران کمونیست ها را دستگیر کرد. کمونیست ها از دست جمهوری اسلامی به آمریکا، انگلیس و روسیه پناهنده شدند، بعدا از دست روسیه به آمریکا و انگلیس پناهنده شدند و در آنجا شعار دادند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس دهم: جنگ آغاز شد. صدام حسین کمونیست بود، موشک صدام حسین سوخو و اسلحه اش کلاشینکف و کاتیوشا بود، ما با موشک آمریکایی و توپ آمریکایی و مسلسل آمریکایی علیه کسانی که اسم حزب شان حزب بعث بود، می جنگیدیم. در تمام مدت جنگ شوروی به صدام کمک می کرد و به ایران کمک نمی کرد، ما در طول جنگ یاد گرفتیم که صدام آمریکایی است، انگلیسی است و اسرائیلی است. در حالی که آمریکا صدام را نابود کرد، اسرائیل هم عراق را بمباران کرد و عاقبت هم دشمن ما را آمریکا و انگلیس از بین بردند و در تمام این مدت روسیه و ونزوئلا و کوبا آخرین طرفداران صدام بودند. و ما همواره شعار می دادیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس یازدهم: شوروی سقوط کرد. امام خمینی سقوط کمونیسم را پیش بینی کرد، روسیه شد بیست کشور و پنج کشور آن در دریای خزر ماندند، زمانی که یک کشور بود و شاه خائن بود، سهم ما از خزر 50 درصد بود، بعد تبدیل شد به 20 درصد، بعد رسید به 15 درصد، بعد رسید به 12.5 درصد، بعد کم تر شد و کم تر شد، ما می توانستیم اعلام کنیم که ایران هم تبدیل به پنج کشور شده است، و در نتیجه 50 درصد بگیریم، اما ما چون گاز لازم نداریم و نفت داریم و تا زمان ظهور حضرت هم مشکل انرژی نداریم و بعد از آن هم با نور تغذیه می کنیم، همچنان معتقدیم آمریکا و انگلیس و اسرائیل باید از آذربایجان و ترکمنستان و روسیه و تاجیکستان و غیره بیرون بروند تا پای برهنه ما باشد و پوتین که وقتی به تهران آمد، شعار می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
درس دوازدهم: ما از آمریکا و انگلیس و اسرائیل بیزاریم، روسیه از اینکه ما از آمریکا و انگلیس و اسرائیل بیزاریم خوشحال است. ما می خواهیم بجنگیم، روس ها به ما اسلحه می دهند و از ما پول می گیرند و ما می گوئیم مرگ بر آمریکا، ما می خواهیم در سازمان ملل از انرژی هسته ای دفاع کنیم و چین و شوروی علیه ما رای می دهند و ما می گوئیم: مرگ بر انگلیس، ما می خواهیم بوشهر را راه بیندازیم و روس ها که طرف قرارداد هستند، راه نمی اندازند و ما می گوئیم مرگ بر اسرائیل. ما با مافیا مخالفیم، در نتیجه با اروپا می جنگیم و مافیای روسی دوست ماست. ما با آمریکا مخالفیم، در نتیجه روسیه از دشمنی ما با آمریکا پول در می آورد، ما با اسرائیل مخالفیم، در نتیجه روسیه هم به ما اهانت می کند، هم پول ما را می گیرد.
فردا پوتین به تهران می آید تا مثل تمام این 150 سال پاهای برهنه ملت را له کند، و ما باید یادمان نرود که حتما شعار بدهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.
ادوارنیوز: دانشگاه تهران از صبح دو شنبه 16 مهرماه صحنه ناآرامی و اعتراضات شدید دانشجویی به دنبال حضور محمود احمدی نژاد رییس جمهوری در این دانشگاه به منظور افتتاح سال تحصیلی جدید بود.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز صدها تن از دانشجویان دانشگاه تهران و سایر دانشگاههای شهر تهران با وجود تدابیر شدید امنیتی و انتظامی که از صبح امروز در اطراف دانشگاه تهران اعمال می شود، با ورود به این دانشگاه در اعتراض به حضور احمدی نژاد دست به تجمع اعتراض آمیز زده و شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند. این تجمع با پرتاب گاز اشک آور و گاز فلفل از سوی پلیس ضد شورش به داخل دانشگاه تهران به خشونت کشیده شد.
دانشجویان همچنین با نیروهای انتظامات و نیروهای بسیجی که از صبح امروز به دانشگاه تهران آورده شده بودند درگیر شدند. هجوم دانشجویان داخل دانشگاه به قصد خرد کردن درب 16 آذر دانشگاه تهران و درب خیابان انقلاب این دانشگاه موجب شد نیروهای گارد ضد شورش در اقدامی کم سابقه ، برای متفرق ساختن دانشجویان دور کردن آنها از دربهای خروجی دانشگاه اقدام به پرتاب دو گاز اشک آور به داخل دانشگاه تهران کنند.
نیروی های امنیتی همچنین از ورور محمد هاشمی و علی نیکو نسبتی دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به دانشگاه تهران جلوگیری کردند. شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در روزهای گذشته با اتشار دو نامه سرگشاده خطاب به احمدی نزاد خواستار پاسخ گویی وی به مطالبات دانشجویان شده بود.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز دانشجویان از صبح امروز با تجمع در برابر دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و برگزاری تریبون آزاد دانشجویی نسبت به حضور رییس جمهور در این دانشگاه و همچنین ادامه فشارهای حاکمیت بر جنبش دانشجویی از جمله ادامه بازداشت دانشجویان پلی تکنیکی، اخراج اساتید، محرومیت دانشجویان از تحصیل و انحلال انجمنهای اسلامی اعتراض کردند.
شعارهایی همچون مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر استبداد، محمود احمدی نژاد عامل هر فقر و فساد، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد، حکومت زور نمی خوایم-پلیس مزدور نمی خوایم، نظامی حیا کن دانشگاه رو رها کن ، رییس جمهور فاشیست دانشگاه جای تو نیست، حکومتی فاشیستی نمی خوایم نمی خوایم از جمله شعار های سر داده شده توسط دانشجویان بود
دانشجویان پلاکاردهایی در محکومیت اخراج اساتیدی همچون دکتر بشیریه،دکتر سمتی، دکتر کدیور، دکتر عالم زاده و دکتر دهقان در دست داشتند . دانشجویان همچنین با در دست داشتن پلاکاردهایی همچون "در کلمبیا آری در تهران نه؟ "و "اینجا هم کلمبیا است! "نسبت به عدم پاسخگویی رییس جمهور به مطالباتشان انتقاد کردند.
دانشجویان سپس به سمت سالن محل برگزاری سخنرانی رییس جمهور حرکت کردند این در حالی بود که رییس جمهور وزیر علوم و سایر میهمانان این مراسم از درب پشتی کتابخانه دانشگاه تهران و دور از چشم دانشجویان خشمگین به دانشگاه تهران وارد شده بودند.
نیروهای بسیجی و انتظامات نیز با تجمع در برابر محل برگزاری سخنرانی احمدی نژاد به رویارویی با دانشجویان پرداختند که این امر موجب درگیری دانشجویان و این افراد شد. دانشجویان همچنین با سر دادن شعار" بسیجی بی حیا اسم حسین رو نبر" نسبت به سوء استفاده دانشجویان بسیجی از شعارهای مذهبی بر ضد دانشجویان اعتراض کردند.
این تجمع در حالی در ساعت 13 پایان یافت که احمدی نژاد از قرار گرفتن در برابر سوالات دانشجویان طفره رفت و اجازه ورود دانشجویان معترض به سالن محل برگزاری مراسم داده نشد.
جناب آقای احمدی نژاد
با سلام
هر چند سلام قبلی ما برخلاف فرهنگ ایرانی – اسلامیان پاسخ نداشت اما باز هم سلام می نماییم چون که تنها راه رسیدن به توسعه و دموکراسی را مدارا می دانیم لذا لازم می دانیم حتی به رئیس دولت نابردبار و ستیزه جوی نهم نیز سلام کنیم هرچند وی به سلامان پاسخ نداده باشد. و برای پاسخ ندادن به سوالات مان مراسم حضورش را در دانشگاه لغو کرده باشد تا بتواند در فرصتی بهتر و با هماهنگی از پیش تعیین شده که با هدف ممانعت از ورود منتقدان به مراسم صورت گرفته است، به دانشگاه بیاید.
آقای احمدی نژاد مطلع شدیم دوباره قرار است به دانشگاه بیایید در حالی که درخواستمان – طرح سوال ازسوی حتی یک نفراز اعضا شورای مرکزی این اتحادیه در جمع میهمانان گلچین شده ای که قرار است فردا به دانشگاه بیایند - بی پاسخ مانده است.
هر چند از دعوت رئیس جمهور امریکا به ایران برای سخنرانی و اصولا هر گفتگویی با کشورهای جهان استقبال می کنیم و آن را در جهت کاهش خطر جنگ مفید می دانیم اما برایمان جای سوال است که چه طور رئیس جمهور آمریکا می تواند به دانشگاههای ایران بیاید اما اساتید و دانشجوان منتقد حق اظهار نظر در دانشگاهها را ندارند؟ صدها درخواست صدور مجوز سخنرانی که در شورای فرهنگی دانشگاهها بایگانی شده است گواه ادعای ماست. چه استدلالی میتواند وجود داشته باشد که بوش می تواند در دانشگاه ما سخنرانی کند اما روشنفکران داخلی نه؟ چه توجیهی میتواند وجود داشته باشد که ملوانان انگلیسی که متجاوز می خواندی آزاد شوند اما اساتید و دانشجویان و کارگران و معلمان و روزنامه نگاران برای یک انتقاد ساده مجازات شوند؟
آقای احمدی نژاد از آنجا که مسئولان در تلاشند تا به هر نحو ممکن از ورود ما به سالن و حتی برگزاری مراسمی در حاشیه آن جلوگیری نمایند و نهادهای امنیتی تماسهای متعددی را با دانشجویان جهت جلوگیری از حضور آنها حتی در دانشگاه تهران در روز برگزاری مراسم برقرار نموده اند بنابراین از هم اکنون برخی از سوالاتمان را مطرح می نماییم به این امید که پاسخ آن را خودمان در سالن برگزاری مراسم بشنویم و مابقی سوالاتمان را در سالن طرح نماییم .
دانشگاهیان
1- سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر به نامهای احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان که از اعضای این اتحادیه نیز می باشند، به اتهام انتشار نشریاتی جعلی بیش از 5 ماه است که درزندان به سر می برند. بسیاری معتقدند انتشار نشریات جعلی توسط حامیان شما و برای انتقام گیری ازدانشجویان بوده است. در جلسه اخیر دادگاه این سه دانشجو موضوع انتقاد به جنابعالی در دانشگاه امیر کبیر مطرح شده است. با این وجود چه طور در دانشگاه کلمبیا ادعا نمودید که با دانشجویانی که در دانشگاه امیر کبیر به شما انتقاد نمودند برخوردی صورت نگرفته است؟
2- از آغاز به کار دولت نهم روند ستاره دار گشتن فعالین دانشجویی آغاز شد و دانشجویان ستاره دار از تحصیل محروم شدند. در سال جاری نیزاین امر به اقلیتهای قومی و مذهبی و معلمین شرکت کننده در آزمون دانشگاهها تسری یافت. به راستی بر اساس کدام یک از موازین حقوقی، اخلاقی و انسانی دانشجویان و سایر منتقدین واقلیتها توسط سازمانها و نهادهای تحت امر شما از ادامه تحصیل محروم می شوند؟
3- در کنکوراسراسری امسال تبعیض جنسیتی اعمال گردید و گروهی از دختران با وجود داشتن رتبه ای بهتر از پسران نتوانستند به دانشگاه راه یابند یا در دانشگاههای دور افتاده پذیرفته شدند. در مراجعات حضوری معترضان ابن امر توسط سازمان ذیربط (سازمان سنجش آموزش کشور) تایید گردید. اعمال تبعیض جنسیتی بر اساس کدام مستند حقوقی صورت میگیرد و اساسا این موضوع میتواند معنایی جز نقض آشکار حقوق زنان چه میتواند باشد؟
4 امسال با وجود افزایش 25درصدی دانشجویان- حتی بدون در نظر گرفتن تورم سالانه- بودجه جاری دانشگاههای کشور- بنا به گفته مسئولین وزارت علوم- کاهش یافت در نتیجه شاهد کاهش شدید امکانات رفاهی و آموزشی در دانشگاههای کشور هستیم. چرا و با چه منطقی با وجود افزایش شدید درآمدهای دولت باید شاهد کاهش بودجه در دانشگاهها باشیم؟
5- در دو سال زمامداری جنابعالی 550 تن از فعالان دانشجویی راهی کمیته های انضباطی شدند، 43 نهاد دانشجویی تعطیل گشت، بیش از 130نشریه دانشجویی توقیف گردید و بیش از 70 تن از اعضا این اتحادیه دستگیر گشتند و گناه تمامی این افراد و تشکلها و نشریات انتقاد به بی تدبیریهای و سوء مدیریتهای مسئولین دولت نهم بود. تقریبا در هیچیک دانشگاه کشور تشکلی منتقد دولت وجود ندارد. تمامی نهادهایی از این دست یا دچار تعلیق و انحلال گشته اند و یا در معرض آن هستند،به راستی آزادی بیان در نظر شما چه مفهومی دارد و و تبلور این آزادی بیان در کجاست که در دانشگاه کلمبیا وضعیت ایران را در زمینه آزادی بیان بی نظیر می دانید؟
6– در دوران دولت جنابعالی بیش از 100 تن از اساتید برجسته کشور به اجبار بازنشسته گشتند یا به ترفندهایی به ظاهرقانونی اخراج گشتند . برای اولین بار در تاریخ آموزش عالی شخصی بدون مدرک دانشگاهی به ریاست دانشگاه برگزیده شد و در استخدام اساتید میزان وفاداری به جناح حامی دولت به ملاکی تعیین کننده بدل گشت. به راستی در حالی که به گواه قاطبه کارشناسان دانشگاههای ایران از کمبود استاد رنج می برند و دانشگاههای ایران در میان 2000دانشگاه برتر جهان جایی ندارند، چنین رفتاری با اساتید می شود؟
حقوق بشر وآزادی بیان
7- آرشیو خبرگزاری های رسمی و دولتی نشان می دهد در دوسال ریاست شما، کارگران و معلمان بسیاری تنها به دلیل طلب کردن حق صنفی خود و اندکی افزایش حقوق به زندان افتادند واز کار بیکار شدند. لطفا پاسخ دهید حمایت شما از اقشار محروم کم درآمد جامعه در چه زمانی و چگونه قرار است محقق شود؟
8- مطبوعات وخبرگزاریهای گوناگونی با شکایت هیات دولت تعطیل و توقیف شدند. خبرگزاری کار ایران – ایلنا- با شکایت وزارت علوم و وزارت کار فیلتر شد ، سایت بازتاب با شکایت دولت توقیف گشت، روزنامه های شرق، هم میهن دارای شاکیانی دولتی بودند و توقیف شدند ،روزنامه های اعتماد و اعتماد ملی نیز دارای شاکیانی دولتی هستند. خبرنگارانی که در حوزه حقوق بشر، دانشجویی، اقوام و زنان مطلب می نویسند با فشارهای نهادهای متعدد امنیتی مواجه می شوند و وزارت ارشاد و اطلاعات فشاری خردکننده را بر مدیران رسانه ها وارد می نماید تا از انعکاس واقعیات خودداری نمایند. بنا به توصیه شورای عالی امنیت ملی، مطبوعات کشور از پرداختن به موضوعات مختلفی منع میشوند. روزنامه ایران به بولتن دولت تبدیل گشته اشت و مدیران خبرگزاری دانشجویان ایران – ایسنا- با فشاری مضاعف جهت سرپوش گذاشتن بر برخوردهای غیر قانونی صورت گرفته با دانشجویان مواجه شده اند. دلیل این همه فشار و سرکوب مطبوعات و خبرگزاریها چیست و تا به کجا مقرر است که ادامه پیدا کند؟
9- احزاب سیاسی منتقد کشور در دوران جنابعالی با بیشترین هجمه ها روبرو گشتند. دفتر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحیکم وحدت) در یورشی مسلحانه پلمپ شد، پیگیری های مکرر اعضای آن نیز مؤثر واقع نگشته و هیچ استناد قانونی نیز ارائه نمیشود. یارانه احزاب قطع گردیده و وزارت ارشاد از دادن مجوز نشریه به احزاب اصلاح طلب از جمله جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی خودداری می ورزد. در حالی که در جوامع امروزی همگان احزاب را به عنوان یکی از ارکان دموکراسی پذیرفته اند. از شما میخواهیم روشن کنید دموکراسی تهوع آور که چندی پیش عنوان کرده بودید چیست و تبیین کنید چه تفاوتی با دموکراسی که در آمریکا از آن دفاع کردید دارد. اصولا در نگاه شما دموکراسی بدون احزاب مستقل و پویا دست یافتنی است؟
10- صرف نظر از اعمال تبعیض جنسیتی بر علیه دختران شرکت کننده در کنکور سراسری، در حالیکه بیش از نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل می دهند، دولت نهم با ارائه لایحه ای برای تدوین حقوق خانواده آشکارا حقوق زنان را نادیده گرفته است. این اقدام در حالی صورت گرفت که فعالین در عرصه حقوق زنان که مسائلی مانند دیه برابر ، ارث برابر و مخالفت با تعدد زوجات را پیگری می نمایند به بدترین وجهی مجازات شده و روانه زندان می شوند. حال سوال ما اینست این برخورد خصمانه با فعالین زن از یکسو و ارائه چنین لایحه ای که با مخالفت مجلس نیز همراه است از سوی دیگر، غیر ازنگاه کج اندیشانه به حقوق زنان چه معنایی می تواند داشته باشد؟
وضعیت اقتصادی :
11-شما با دو شعار آوردن پول نفت بر سر سفره مردم و مبارزه با تبعیض و فساد در انتخابات شرکت کردید. اما در دو سال گذشته طبق اعلام مراجع معتبر فساد درمیان مسئولین ایرانی افزایش یافته است و ایران سقوطی 15 پله ای را در امر فساد تجربه کرده است. وضعیت معیشتی مردم نیز که اظهر من اشمس است . مشتاقیم بدانیم در حالی که کمتر از دو سال به پایان ریاست شما باقی مانده وعده های انتخاباتی شما در چه زمان محقق خواهد شد؟
12- در حالی که درآمدهای نفتی کشور به واسطه افزایش قیمت نفت -که ارتباطی با سیاستهای شما نیز دارد- در دو سال اخیر تقریبا با درآمدهای 8 ساله دوران آقای خاتمی یا 8 سال آقای هاشمی رفسنجانی برابر است، با گزارشی کمی و نه کیفی بگویید این در آمدها چگونه صرف شده است؟ چند طرح عمرانی آغاز گشته و چند پروژه زیر بنایی به سر انجام رسیده است؟
13- در نتیجه سیاستهای غلط دولت با وجود این درآمد کلان نفتی رشد اقتصادی کشور 2 درصد کمتر از برنامه چهارم توسعه بوده است که در یک افق پنج ساله معنای آن ضرری 70 هزار میلیارد تومانی است، یعنی هر ایرانی تقریبا از درآمدی برابر با یک میلیون تومان محروم گشته است. آیا می دانید برخی از این مردم از تامین حداقلهای معیشتی خود نیز عاجزند و درآمد یک میلیون تومانی را در رویاهای شان نیز تصور نمی کنند و سود سهام عدالت که آن همه بر روی تبلیغات نمودید بسیار کمتر از این مقدار است؟ این در حالی است که تنها با سیصد میلیارد تومان کل کسر بودجه دانشگاه های کشور تامین می شود.
14- در نتیجه سیاستهای غلط دولت در بخش مسکن تورمی شدید را شاهد بودیم که به گفته مسئولین دولت نهم نتیجه سیاستهای غلط دولت بوده است .در نتیجه این سیاستها کار به جایی رسید که مسئولین اعلام می نمایند مردم در شهرهای بزرگ فکر مسکن دار شدن نباشند. آیا می دایند مشکل بسیاری از جوانان در زمینه ازدواج مسکن است؟
آیا میدانید در نتیجه این سیاستهای غلط مشکل مسکن امروز بزرگترین معضل گریبانگیر مردم است؟ شاید مسکن نیز در محله شما ارزان است؟
سیاست خارجی :
هرچند سیاست خارجی کشور نتیجه تاثیرات مراکز مختلف قدرت در ایران است، اما نقش دولت را در این میان نمی توان انکار نمود به خصوص سخنان نسنجیده و بی تدبیرانه شما هزینه ای گزافی برای کشور به همراه داشته است.
15- در حالی که کشتار یهیودیان در جنگ جهانی دوم واقعیتی تلخ و انکارناپذیر است چرا شما تا این حد به این مساله می پردازید؟ آیا هولوکاست مهمترین معضل فراروی بشریت است؟ به فرض که هدف شما دفاع از مردم فلسطین است، آیا زیر سؤال بردن هولوکاست گرهی از مشکلات فلسطینیان حل می کند؟
16-سخنان جنجال برانگیز در مورد سیاست هسته ای که حتی مورد انتقاد همفکران شما نیز قرار گرفته است که گاه در تعارض با مواضع رسمی حاکمیت است و رسد کنندگان دیپلماسی کشور را دچار سردرگمی می کند با چه نیتی عنوان می شود؟ آیا غیر از این است که این سخنان تحریک برانگیز و نسنجیده نقشی اساسی در ارجاع پرونده ایران به سازمان ملل ایفا کرده است؟
17- سفرهای مدام به کشورهای آمریکای جنوبی و بذل و بخشش بی حساب به مردم آن کشورها از چه محلی و با چه هدفی صورت می پذیرد و چه دستاوردی برای کشور داشته است؟
18- علت سکوت در برابر باج خواهی های چین و روسیه و دادن امتیازات فراوان اقتصادی به آنها چیست؟ آیا غیر از این است که سیاستهای غلط شما در این مورد تنها منابع کشور را از بین می برد و در نهایت نیز هر دو کشور به قطعنامه های برضد ایران رای مثبت می دهند؟ همچنین دلیل فروش گاز به هند و پاکستان کمتر از حداقل قیمت موجود چیست؟
19- علت بازداشت و هزاران موضع گیری بر علیه ملوانان انگلیسی و آزادی یک دفعه آنان چه بود و چرا این امر به فاصله کوتاهی پس از تهدید نخست وزیر انگلیس صورت پذیرفت؟
20- اما سوال آخر اینکه در دانشگاه کلمبیا و سایر سخنرانی ها و مصاحبه های خارجی تان سخنانی را بیان نمودید که آشکارا با اهداف و رفتار و موضع گیریهای شما در تضاد بود. دلیل این تناقض در گفتار و رفتار چه می تواند باشد؟ غیر از این می توان تصور کرد که اهداف و رفتار شما قابل دفاع نیست و بی شک پیامدهایی مخرب تر از آنچه تا کنون پیش آمده به دنبال خواهد داشت؟ اساسا از این تناقض رفتار و گفتار جز تحمیق مردم چه برداشتی می توان کرد؟
آقای احمدی نژاد بار دیگر تکرار می نماییم:
براستی اگر تمام سوالات و انتقادات و اعتراضهایمان را پاسخی هست، اجازه دهید در میان آن همه میهمان گلچین شده که با خود به درون سالن خواهید آورد، تنها یک نفر از اعضا شورای مرکزی این اتحادیه فردا به داخل سالن راه یابد و سوالات خود را از رئیس دولت آزادترین کشور جهان! بپرسد.
ما فردا پاسختان را انتظار می کشیم. بی شک همگان به نظاره برخورد مردی با هموطنانش خواهند نشست که عالمیان را برای پرسشگری به کشور خود فرا می خواند. به خاطر داشته باشید که آیندگان خواهند نوشت وی با دانشجویان کشور خود چه کرد.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
15مهر1386
جناب آقای احمدی نژاد
با سلام
هر چند سلام قبلی ما برخلاف فرهنگ ایرانی – اسلامیان پاسخ نداشت اما باز هم سلام می نماییم چون که تنها راه رسیدن به توسعه و دموکراسی را مدارا می دانیم لذا لازم می دانیم حتی به رئیس دولت نابردبار و ستیزه جوی نهم نیز سلام کنیم هرچند وی به سلامان پاسخ نداده باشد. و برای پاسخ ندادن به سوالات مان مراسم حضورش را در دانشگاه لغو کرده باشد تا بتواند در فرصتی بهتر و با هماهنگی از پیش تعیین شده که با هدف ممانعت از ورود منتقدان به مراسم صورت گرفته است، به دانشگاه بیاید.
آقای احمدی نژاد مطلع شدیم دوباره قرار است به دانشگاه بیایید در حالی که درخواستمان – طرح سوال ازسوی حتی یک نفراز اعضا شورای مرکزی این اتحادیه در جمع میهمانان گلچین شده ای که قرار است فردا به دانشگاه بیایند - بی پاسخ مانده است.
هر چند از دعوت رئیس جمهور امریکا به ایران برای سخنرانی و اصولا هر گفتگویی با کشورهای جهان استقبال می کنیم و آن را در جهت کاهش خطر جنگ مفید می دانیم اما برایمان جای سوال است که چه طور رئیس جمهور آمریکا می تواند به دانشگاههای ایران بیاید اما اساتید و دانشجوان منتقد حق اظهار نظر در دانشگاهها را ندارند؟ صدها درخواست صدور مجوز سخنرانی که در شورای فرهنگی دانشگاهها بایگانی شده است گواه ادعای ماست. چه استدلالی میتواند وجود داشته باشد که بوش می تواند در دانشگاه ما سخنرانی کند اما روشنفکران داخلی نه؟ چه توجیهی میتواند وجود داشته باشد که ملوانان انگلیسی که متجاوز می خواندی آزاد شوند اما اساتید و دانشجویان و کارگران و معلمان و روزنامه نگاران برای یک انتقاد ساده مجازات شوند؟
آقای احمدی نژاد از آنجا که مسئولان در تلاشند تا به هر نحو ممکن از ورود ما به سالن و حتی برگزاری مراسمی در حاشیه آن جلوگیری نمایند و نهادهای امنیتی تماسهای متعددی را با دانشجویان جهت جلوگیری از حضور آنها حتی در دانشگاه تهران در روز برگزاری مراسم برقرار نموده اند بنابراین از هم اکنون برخی از سوالاتمان را مطرح می نماییم به این امید که پاسخ آن را خودمان در سالن برگزاری مراسم بشنویم و مابقی سوالاتمان را در سالن طرح نماییم .
دانشگاهیان
1- سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر به نامهای احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان که از اعضای این اتحادیه نیز می باشند، به اتهام انتشار نشریاتی جعلی بیش از 5 ماه است که درزندان به سر می برند. بسیاری معتقدند انتشار نشریات جعلی توسط حامیان شما و برای انتقام گیری ازدانشجویان بوده است. در جلسه اخیر دادگاه این سه دانشجو موضوع انتقاد به جنابعالی در دانشگاه امیر کبیر مطرح شده است. با این وجود چه طور در دانشگاه کلمبیا ادعا نمودید که با دانشجویانی که در دانشگاه امیر کبیر به شما انتقاد نمودند برخوردی صورت نگرفته است؟
2- از آغاز به کار دولت نهم روند ستاره دار گشتن فعالین دانشجویی آغاز شد و دانشجویان ستاره دار از تحصیل محروم شدند. در سال جاری نیزاین امر به اقلیتهای قومی و مذهبی و معلمین شرکت کننده در آزمون دانشگاهها تسری یافت. به راستی بر اساس کدام یک از موازین حقوقی، اخلاقی و انسانی دانشجویان و سایر منتقدین واقلیتها توسط سازمانها و نهادهای تحت امر شما از ادامه تحصیل محروم می شوند؟
3- در کنکوراسراسری امسال تبعیض جنسیتی اعمال گردید و گروهی از دختران با وجود داشتن رتبه ای بهتر از پسران نتوانستند به دانشگاه راه یابند یا در دانشگاههای دور افتاده پذیرفته شدند. در مراجعات حضوری معترضان ابن امر توسط سازمان ذیربط (سازمان سنجش آموزش کشور) تایید گردید. اعمال تبعیض جنسیتی بر اساس کدام مستند حقوقی صورت میگیرد و اساسا این موضوع میتواند معنایی جز نقض آشکار حقوق زنان چه میتواند باشد؟
4 امسال با وجود افزایش 25درصدی دانشجویان- حتی بدون در نظر گرفتن تورم سالانه- بودجه جاری دانشگاههای کشور- بنا به گفته مسئولین وزارت علوم- کاهش یافت در نتیجه شاهد کاهش شدید امکانات رفاهی و آموزشی در دانشگاههای کشور هستیم. چرا و با چه منطقی با وجود افزایش شدید درآمدهای دولت باید شاهد کاهش بودجه در دانشگاهها باشیم؟
5- در دو سال زمامداری جنابعالی 550 تن از فعالان دانشجویی راهی کمیته های انضباطی شدند، 43 نهاد دانشجویی تعطیل گشت، بیش از 130نشریه دانشجویی توقیف گردید و بیش از 70 تن از اعضا این اتحادیه دستگیر گشتند و گناه تمامی این افراد و تشکلها و نشریات انتقاد به بی تدبیریهای و سوء مدیریتهای مسئولین دولت نهم بود. تقریبا در هیچیک دانشگاه کشور تشکلی منتقد دولت وجود ندارد. تمامی نهادهایی از این دست یا دچار تعلیق و انحلال گشته اند و یا در معرض آن هستند،به راستی آزادی بیان در نظر شما چه مفهومی دارد و و تبلور این آزادی بیان در کجاست که در دانشگاه کلمبیا وضعیت ایران را در زمینه آزادی بیان بی نظیر می دانید؟
6– در دوران دولت جنابعالی بیش از 100 تن از اساتید برجسته کشور به اجبار بازنشسته گشتند یا به ترفندهایی به ظاهرقانونی اخراج گشتند . برای اولین بار در تاریخ آموزش عالی شخصی بدون مدرک دانشگاهی به ریاست دانشگاه برگزیده شد و در استخدام اساتید میزان وفاداری به جناح حامی دولت به ملاکی تعیین کننده بدل گشت. به راستی در حالی که به گواه قاطبه کارشناسان دانشگاههای ایران از کمبود استاد رنج می برند و دانشگاههای ایران در میان 2000دانشگاه برتر جهان جایی ندارند، چنین رفتاری با اساتید می شود؟
حقوق بشر وآزادی بیان
7- آرشیو خبرگزاری های رسمی و دولتی نشان می دهد در دوسال ریاست شما، کارگران و معلمان بسیاری تنها به دلیل طلب کردن حق صنفی خود و اندکی افزایش حقوق به زندان افتادند واز کار بیکار شدند. لطفا پاسخ دهید حمایت شما از اقشار محروم کم درآمد جامعه در چه زمانی و چگونه قرار است محقق شود؟
8- مطبوعات وخبرگزاریهای گوناگونی با شکایت هیات دولت تعطیل و توقیف شدند. خبرگزاری کار ایران – ایلنا- با شکایت وزارت علوم و وزارت کار فیلتر شد ، سایت بازتاب با شکایت دولت توقیف گشت، روزنامه های شرق، هم میهن دارای شاکیانی دولتی بودند و توقیف شدند ،روزنامه های اعتماد و اعتماد ملی نیز دارای شاکیانی دولتی هستند. خبرنگارانی که در حوزه حقوق بشر، دانشجویی، اقوام و زنان مطلب می نویسند با فشارهای نهادهای متعدد امنیتی مواجه می شوند و وزارت ارشاد و اطلاعات فشاری خردکننده را بر مدیران رسانه ها وارد می نماید تا از انعکاس واقعیات خودداری نمایند. بنا به توصیه شورای عالی امنیت ملی، مطبوعات کشور از پرداختن به موضوعات مختلفی منع میشوند. روزنامه ایران به بولتن دولت تبدیل گشته اشت و مدیران خبرگزاری دانشجویان ایران – ایسنا- با فشاری مضاعف جهت سرپوش گذاشتن بر برخوردهای غیر قانونی صورت گرفته با دانشجویان مواجه شده اند. دلیل این همه فشار و سرکوب مطبوعات و خبرگزاریها چیست و تا به کجا مقرر است که ادامه پیدا کند؟
9- احزاب سیاسی منتقد کشور در دوران جنابعالی با بیشترین هجمه ها روبرو گشتند. دفتر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحیکم وحدت) در یورشی مسلحانه پلمپ شد، پیگیری های مکرر اعضای آن نیز مؤثر واقع نگشته و هیچ استناد قانونی نیز ارائه نمیشود. یارانه احزاب قطع گردیده و وزارت ارشاد از دادن مجوز نشریه به احزاب اصلاح طلب از جمله جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی خودداری می ورزد. در حالی که در جوامع امروزی همگان احزاب را به عنوان یکی از ارکان دموکراسی پذیرفته اند. از شما میخواهیم روشن کنید دموکراسی تهوع آور که چندی پیش عنوان کرده بودید چیست و تبیین کنید چه تفاوتی با دموکراسی که در آمریکا از آن دفاع کردید دارد. اصولا در نگاه شما دموکراسی بدون احزاب مستقل و پویا دست یافتنی است؟
10- صرف نظر از اعمال تبعیض جنسیتی بر علیه دختران شرکت کننده در کنکور سراسری، در حالیکه بیش از نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل می دهند، دولت نهم با ارائه لایحه ای برای تدوین حقوق خانواده آشکارا حقوق زنان را نادیده گرفته است. این اقدام در حالی صورت گرفت که فعالین در عرصه حقوق زنان که مسائلی مانند دیه برابر ، ارث برابر و مخالفت با تعدد زوجات را پیگری می نمایند به بدترین وجهی مجازات شده و روانه زندان می شوند. حال سوال ما اینست این برخورد خصمانه با فعالین زن از یکسو و ارائه چنین لایحه ای که با مخالفت مجلس نیز همراه است از سوی دیگر، غیر ازنگاه کج اندیشانه به حقوق زنان چه معنایی می تواند داشته باشد؟
وضعیت اقتصادی :
11-شما با دو شعار آوردن پول نفت بر سر سفره مردم و مبارزه با تبعیض و فساد در انتخابات شرکت کردید. اما در دو سال گذشته طبق اعلام مراجع معتبر فساد درمیان مسئولین ایرانی افزایش یافته است و ایران سقوطی 15 پله ای را در امر فساد تجربه کرده است. وضعیت معیشتی مردم نیز که اظهر من اشمس است . مشتاقیم بدانیم در حالی که کمتر از دو سال به پایان ریاست شما باقی مانده وعده های انتخاباتی شما در چه زمان محقق خواهد شد؟
12- در حالی که درآمدهای نفتی کشور به واسطه افزایش قیمت نفت -که ارتباطی با سیاستهای شما نیز دارد- در دو سال اخیر تقریبا با درآمدهای 8 ساله دوران آقای خاتمی یا 8 سال آقای هاشمی رفسنجانی برابر است، با گزارشی کمی و نه کیفی بگویید این در آمدها چگونه صرف شده است؟ چند طرح عمرانی آغاز گشته و چند پروژه زیر بنایی به سر انجام رسیده است؟
13- در نتیجه سیاستهای غلط دولت با وجود این درآمد کلان نفتی رشد اقتصادی کشور 2 درصد کمتر از برنامه چهارم توسعه بوده است که در یک افق پنج ساله معنای آن ضرری 70 هزار میلیارد تومانی است، یعنی هر ایرانی تقریبا از درآمدی برابر با یک میلیون تومان محروم گشته است. آیا می دانید برخی از این مردم از تامین حداقلهای معیشتی خود نیز عاجزند و درآمد یک میلیون تومانی را در رویاهای شان نیز تصور نمی کنند و سود سهام عدالت که آن همه بر روی تبلیغات نمودید بسیار کمتر از این مقدار است؟ این در حالی است که تنها با سیصد میلیارد تومان کل کسر بودجه دانشگاه های کشور تامین می شود.
14- در نتیجه سیاستهای غلط دولت در بخش مسکن تورمی شدید را شاهد بودیم که به گفته مسئولین دولت نهم نتیجه سیاستهای غلط دولت بوده است .در نتیجه این سیاستها کار به جایی رسید که مسئولین اعلام می نمایند مردم در شهرهای بزرگ فکر مسکن دار شدن نباشند. آیا می دایند مشکل بسیاری از جوانان در زمینه ازدواج مسکن است؟
آیا میدانید در نتیجه این سیاستهای غلط مشکل مسکن امروز بزرگترین معضل گریبانگیر مردم است؟ شاید مسکن نیز در محله شما ارزان است؟
سیاست خارجی :
هرچند سیاست خارجی کشور نتیجه تاثیرات مراکز مختلف قدرت در ایران است، اما نقش دولت را در این میان نمی توان انکار نمود به خصوص سخنان نسنجیده و بی تدبیرانه شما هزینه ای گزافی برای کشور به همراه داشته است.
15- در حالی که کشتار یهیودیان در جنگ جهانی دوم واقعیتی تلخ و انکارناپذیر است چرا شما تا این حد به این مساله می پردازید؟ آیا هولوکاست مهمترین معضل فراروی بشریت است؟ به فرض که هدف شما دفاع از مردم فلسطین است، آیا زیر سؤال بردن هولوکاست گرهی از مشکلات فلسطینیان حل می کند؟
16-سخنان جنجال برانگیز در مورد سیاست هسته ای که حتی مورد انتقاد همفکران شما نیز قرار گرفته است که گاه در تعارض با مواضع رسمی حاکمیت است و رسد کنندگان دیپلماسی کشور را دچار سردرگمی می کند با چه نیتی عنوان می شود؟ آیا غیر از این است که این سخنان تحریک برانگیز و نسنجیده نقشی اساسی در ارجاع پرونده ایران به سازمان ملل ایفا کرده است؟
17- سفرهای مدام به کشورهای آمریکای جنوبی و بذل و بخشش بی حساب به مردم آن کشورها از چه محلی و با چه هدفی صورت می پذیرد و چه دستاوردی برای کشور داشته است؟
18- علت سکوت در برابر باج خواهی های چین و روسیه و دادن امتیازات فراوان اقتصادی به آنها چیست؟ آیا غیر از این است که سیاستهای غلط شما در این مورد تنها منابع کشور را از بین می برد و در نهایت نیز هر دو کشور به قطعنامه های برضد ایران رای مثبت می دهند؟ همچنین دلیل فروش گاز به هند و پاکستان کمتر از حداقل قیمت موجود چیست؟
19- علت بازداشت و هزاران موضع گیری بر علیه ملوانان انگلیسی و آزادی یک دفعه آنان چه بود و چرا این امر به فاصله کوتاهی پس از تهدید نخست وزیر انگلیس صورت پذیرفت؟
20- اما سوال آخر اینکه در دانشگاه کلمبیا و سایر سخنرانی ها و مصاحبه های خارجی تان سخنانی را بیان نمودید که آشکارا با اهداف و رفتار و موضع گیریهای شما در تضاد بود. دلیل این تناقض در گفتار و رفتار چه می تواند باشد؟ غیر از این می توان تصور کرد که اهداف و رفتار شما قابل دفاع نیست و بی شک پیامدهایی مخرب تر از آنچه تا کنون پیش آمده به دنبال خواهد داشت؟ اساسا از این تناقض رفتار و گفتار جز تحمیق مردم چه برداشتی می توان کرد؟
آقای احمدی نژاد بار دیگر تکرار می نماییم:
براستی اگر تمام سوالات و انتقادات و اعتراضهایمان را پاسخی هست، اجازه دهید در میان آن همه میهمان گلچین شده که با خود به درون سالن خواهید آورد، تنها یک نفر از اعضا شورای مرکزی این اتحادیه فردا به داخل سالن راه یابد و سوالات خود را از رئیس دولت آزادترین کشور جهان! بپرسد.
ما فردا پاسختان را انتظار می کشیم. بی شک همگان به نظاره برخورد مردی با هموطنانش خواهند نشست که عالمیان را برای پرسشگری به کشور خود فرا می خواند. به خاطر داشته باشید که آیندگان خواهند نوشت وی با دانشجویان کشور خود چه کرد.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
15مهر1386
آقاى رئيس جمهور! مردم ايران " آزاد ترين مردم دنيا نيستند " !
آقاى رئيس جمهور
در تاريخ ٢ مهرماه شما به دعوت كلوپ پرس امريكا در ويدئو- كنفرانس مطبوعاتى در شهر نيويورك شركت كرديد. در اين كنفرانس شما چندين بار از سوى روزنامه نگاران حاضر و نمايندگان سازمان هاى بين المللى مدافع حقوق بشر از جمله نماينده گزارشگران بدون مرز در باره ى وضعيت اسفبار حقوق بشر در ايران مورد پرسش قرار گرفتيد. در پاسخ به انتفادات طرح شده ادعا كرديد كه " مردم ايران آزادترين مردم جهانند" و " سازمان هاى منتقد به دليل آنكه هيچ گاه به ايران سفر نكرده اند، وضعيت ايران را نمى شناسند"
آقاى رئيس جمهور
واقعيات و آمار موجود در باره ى نقض فاحش آزادى بيان و مطبوعات در كشور شما نيازمند تفسير نيستند. از آخرين سفر شما به ايالات متحده امريكا در سال گذشته تا به امروز دست كم ٧٣ روزنامه نگار در ايران بازداشت و بيش از ٢٠ رسانه توقيف شده اند. اخيرا بيش از ١٧٠ روزنامه نگار ايرانى با انتشار دو اطلاعيه به شرايط سخت به وجود آمده براى مطبوعات اعتراض كرده اند. سالهاست كه ايران بزرگترين زندان براى روزنامه نگاران در خاورميانه است و هم اكنون كه براى شما اين خطوط را مى نويسيم در ايران ١٠ روزنامه نگار در پشت ميله هاى زندان بسر مى برند كه دو تن از آنها هيوا بوتيمار و عدنان حسن پور به اتهاماتى از جمله ارتباط با رسانه ها و انجمن هاى كرد و خارجى به جاسوسى متهم و به مجازات اعدام محكوم شده اند.
آقاى رئيس جمهور
بسيارى از روزنامه نگاران براى انجام وظيفه خود يعنى اطلاع رسانى به مردم ايران با اتهامى چون " اقدام عليه امنيت ملى" به دادگاه هاى مختلف احضار مى شوند. شما اعلام كرده ايد كه در ايران رسانه ها در انتقاد از شما و دولت تان آزاد هستند. واقعيت امروز ايران خلاف گفته ى شما را ثابت مى كند. بسيارى ازروزنامه نگاران دستگير شده كه ابتدايى ترين حقوق شان نيز پايمال مى شود، بهاى سنگينى را براى اين امر پرداخت مى كنند. از جمله اين روزنامه نگاران سعيد متين پور سردبير نشريه يارپاق است كه در تاريخ ٥ خرداد ماه در زنجان دستگير و سپس به بند ٢٠۹ زندان اوين انتقال يافته است و پس از ١٠٠ روز بازداشت و حبس در سلول انفرادى هنوز اتهامات وى رسما اعلام نشده است. وى از حق ديدار با خانواده و وكلايش محروم است. سهيل آصفى نيز كه در روز ١٣ مرداد ماه به دادسراى انقلاب اسلامى تهران احضار و سپس بازداشت شد، متهم به " تشويش اذهان عمومى" است. وى نيز در وضعيت مشابه اى بسر مى برد.
شما در اين كنفرانس در بخش ديگرى از سخنان تان اعلام كرده ايد كه " هر روز در ايران ده ها و ده ها روزنامه منتشر مى شود و تعداد روزنامه هاى "مخالفان" ده برابر بيشتر از روزنامه هاى طرفدار دولت است." روزنامه هايى را كه به نام "مخالف" معرفى كرده ايد متعلق به جناح هاى مختلف حاكم بر قدرت هستند و هيچ قرابتى با روزنامه ى آزاد و مستقل بعنوان فضايى آزاد و كثرت گرا ندارند. به گفته ى خانم بدرالسادات مفيدى دبير انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران از زمان روى كار آمدن دولت شما مجوز بيش از پانصد نشريه از سوى هيات نظارت بر مطبوعات تحت رياست وزير ارشاد فرهنگ و ارشاد اسلامى لغو شده است. در ايران هر چند ظاهرا كنترل پيش از انتشار روزنامه ها وجود ندارد، اما سانسور و خود سانسورى قويا حاكم است. فشار مقامات قضايى – امنيتى بر مديران مسئول نشريات امرى متداول است، چنانكه حتا به برخى از آنها ليست روزنامه نگارانى كه نبايد به كار گرفته شوند نيز ارائه مى شود.
راديو و تلويزيون همچنان در انحصار دولت است و داشتن آنتن براى دريافت شبكه هاى اطلاع رسانى از طريق ماهواره در ايران جرم محسوب مى شود. اينترنت نيز از دام سانسور رهايى نيافته است. تعداد بسيار زيادى از سايت هاى سياسى و يا حتا مذهبى و سايت هاى سازمانهاى مدافع حقوق بشر از جمله سايت گزارشگران بدون مرز مسدود شد اند. آقاى رئيس جمهور آن "ده ميليون كاربر اينترنتى" كه شما نام برده ايد آزادانه به اطلاعات بر روى اينترنت دسترسى ندارند.
همچنين تمايل داريم كه در اين نامه به موانع ايجاد شده بر سر راه انجمن هاى ايرانى مدافع حقوق بشر اشاره كنيم. از جمله به كانون مدافعان حقوق بشربه رياست برنده ايرانى جايزه صلح نوبل شيرين عبادى كه ازتاسيس آن در سال ١٣٨١ تا امروز مجوز فعاليت از سوى وزارت كشور دريافت نكرده است. عليرغم همه ى موانع خانم عبادى همچنان از جمله با پذيرفتن دفاع از متهمانى چون اكبر گنجى به مبارزه خود براى آزادى بيان در ايران ادامه مى دهد.
در آخر بايد به مشكلات متعدد براى حضور رسانه هاى خارجى در ايران اشاره كنيم. نمايندگان رسانه هاى خارجى تحت فشارهاى مختلف از جمله احضار به نهاد هاى امنيتى قرار دارند. گزارشگران بدون مرز از ١٠ سال پيش متقاضى دريافت رواديد براى سفر به ايران است. اميدواريم دعوتى كه در طى اين كنفراس مطبوعاتى از رسانه ها و سازمان هاى مدافع حقوق بشر حاضر كرده ايد فقط تعارف نباشد. آنچه كه به ما مربوط است حاضريم دعوت شما را بپذيريم.
همان طور که به احتمال قوی شما هم شنیده اید اکبر گنجی در 18 سپتامبر جاری طی نامه ای به دبیر کل سازمان ملل 300 نفر از روشنفکران جهان را با خود همراه کرده است تا ضمن جلوگیری از انجام حمله نظامی به کشورمان توجه جامعه جهانی را به موارد نقض حقوق بشر در ایران جلب نماید. لذا ضمن انتشار متن نامه مذکور توجه خوانندگان محترم را به اسامی امضا کنندگان نامه جلب می نماید تا اگر کتابی از آنها را سراغ دارند که تا کنون نخوانده اند در اسرع وقت تهیه نمایند چرا که بی شک همه انها سرسپردگان استکبار جهانی معرفی خواهند شد و کتاب هایشان مجوز انتشار مجدد را دریافت نخواهد کرد.
عالیجناب بان کی مون ، دبیر کل محترم سازمان ملل
مردم ایران از نظر "موقعیت بین المللی" و "وضعیت داخلی" در شرایط ویژه ای به سر می برند. از نظر بین المللی خطر حمله نظامی آمریکا و تحریم های گسترده شورای امنیت آنان را تهدید می کند و از نظر داخلی ، یک حکومت خودکامه، از طریق سرکوب سازمان یافته ، گسترده و مداوم آنها را در شرایط مرگ و زندگی زندانی کرده است.
دولت آمریکا طی نیم قرن گذشته نه تنها هیچگاه به رشد دموکراسی در ایران کمک نکرده است، بلکه در تمام طول این سالها تمام سیاست ها و اقداماتش به زیان نیروهای دموکرات و آزادیخواه ایرانی بوده است. کودتا علیه دولت ملی مصدق، و حمایت بی دریغ از رژیم خودکامه شاه به عنوان ژاندارم آمریکا در خلیج فارس تنها گوشه ای از آن سیاست نادرست است. رویارویی دولت های آمریکا و ایران طی سه دهه گذشته، شرایط را برای نیروهای آزادیخواه و مدافع حقوق بشر ایرانی بسیار دشوار کرده است. رژیم ایران در این شرایط به بهانه خطرات ناشی از اقدامات دولت آمریکا ، نیروهای نظامی – امنیتی را بر سر کار آورده ، تمامی منابع اطلاع رسانی مستقل داخلی را تعطیل نموده ، و فعالان حوزه حقوق بشر را به نام عوامل دشمن سرکوب می نماید. دولت آمریکا با تصویب بودجه ای برای کمک به دموکراسی در ایران که در واقع صرف هزینه های مربوط به نهادها و رسانه های رسمی وابسته به دولت آمریکا شده است، این فرصت را برای دولت ایران فراهم آورده است که مخالفان خود را مزدور دولت آمریکا بخواند و با دستان گشوده آنها را سرکوب نماید. از سوی دیگر، حتی سخن گفتن از "احتمال" حمله نظامی به ایران هم کار را بر آزادیخواهان و مدافعان حقوق بشر در ایران دشوار می کند. هیچ ایرانی ای حاضر نیست شرایطی مشابه عراق یا افغانستان برای ایران پیش آید. همچنین نیروهای دموکرات ایرانی با نگرانی عمیقی حمایت برخی محافل آمریکایی را در حمایت از حرکتهای تجزیه طلبانه در ایران شاهدند. حفظ تمامیت ارضی ایران، برای تمامی مبارزان دموکراسی و حقوق بشر در ایران مهّم است. ما دموکراسی را برای ایران و تمام مردم ایران می خواهیم. و در عین حال بر این باوریم که تجزیه کشورهای منطقه خاورمیانه به آشوب های گسترده و طولانی مدّت منطقه ای دامن خواهد زد. دولت آمریکا برای کمک به فرایند دموکراتیک شدن منطفه خاورمیانه می تواند به برقراری صلحی عادلانه میان اعراب واسرائیل کمک نماید و امکان تشکیل یک دولت واقعاً مستقل فلسطینی را در کنار دولت مستقل اسرائیل فراهم آورد. حلّ عادلانه مسأله اعراب و اسرائیل و تشکیل دولت مستقل فلسطینی، بزرگترین ضربه را به بنیاد گرایی و تروریسم در منطقه خاورمیانه وارد خواهد آورد.
آقای دبیر کل
موقعیت خطرناک بین المللی ایران و پیامد های نزاع دولت ایران با دنیای غرب، توجه جهانی ، خصوصاً سازمان ملل را از شرایط غیر قابل تحملی که رژیم ایران برای مردم ایران پدید آورده، به کلی منحرف کرده است. نزاع بر سر تعلیق غنی سازی اورانیوم نباید موجب فراموشی این نکته شود که انقلاب مردم ایران در سال 1979 اگرچه انقلابی مردمی بود اما به هیچ وجه به شکل گیری نظامی دموکراتیک و ملتزم به حقوق بشر نینجامید. دولت ایران، یک دولت بنیاد گرای مذهبی است که حوزه خصوصی را به رسمیت نمی شناسد ، جامعه مدنی را سرکوب و حقوق بشر را پایمال کرده و می کند . هزاران زندانی سیاسی در دهه اول انقلاب بدون حق دسترسی به دادرسی عادلانه اعدام شدند و دهها دگراندیش و دگرباش طی دهه دوم پس از انقلاب اسلامی ترور گردیدند. مطبوعات مستقل بی وقفه توقیف و روزنامه نگاران راهی زندانها می شوند. تمام سایت های اطلاع رسانی فیلتر می شود و کتاب ها یا اجازه انتشار نمی یابد یا پیش از انتشار به تیغ سانسور شدید سپرده می شود. زنان ایرانی در شرایط کاملاً نابرابر با مردان قرار دارند، و هنگامی که برابری حقوقی خود را مطالبه می کنند، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به انواع فشارها و مجازاتهای غیر قانونی از جمله زندان محکوم می شوند. در دهه آغازین قرن بیست و یکم هنوز مجازات سنگسار(بدترین نوع شکنجه توأم با مرگ) از جمله مجازاتهایی است که مطابق قانون در حقّ پاره ای شهروندان ایرانی اعمال می شود. گروهی از معلمان ایرانی که برای بهبود وضعیت معیشتی خود دست به اعتراضاتی مدنی و مسالمت آمیز زده بوده اند، از کار اخراج شده اند، و شماری از آنها به مناطق دورافتاده تبعید و یا مظلومانه به زندان افکنده شده اند. کارگران ایرانی ازحق تشکیل اتحادیه های کارگری مستقل از دولت محروم اند. کارگرانی که برای احقاق حقوق صنفی خود تقاضای تأسیس اتحادیه های کارگری را دارند مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و به زندان افکنده می شوند. دانشجویان ایرانی طی سالهای گذشته بیشترین هزینه ها را راه دفاع از آزادی و حقوق بشر پرداخته اند. دستگاههای امنیتی وابسته به دولت از ورود جوانانی که منتقد عقاید رسمی حکومت اند به دانشگاهها جلوگیری می کند، و دانشجویانی که از صافی گزینشهای عقیدتی و سیاسی به سختی عبور می کنند و به دانشگاه راه می یابند حقّ هیچ گونه فعالیت ناقدانه مسالمت آمیز علیه دولت را ندارند، و در صورتی که فعالیتهای آنها مورد پسند صاحبان قدرت قرار نگیرد، از دانشگاه اخراج می شوند، و حتّی در بسیاری موارد به زندان افکنده می شوند. همچنین جمهوری اسلامی قریب به یک ربع قرن است که اساتید دگراندیش را از دانشگاهها اخراج کرده و همچنان می کند. از سوی دیگر، در زندانهای جمهوری اسلامی مخالفان را وادار می کنند که به جرائم ناکرده اعتراف و از آنها ابراز ندامت نمایند، و آن اعترافات ساختگی را که تحت فشار انجام پذیرفته است به شیوه های استالینیستی در رسانه های عمومی به نمایش می گذارند. در ایران انتخابات رقابتی ، عادلانه و منصفانه وجود ندارد، و به جای آن انتخاباتی فرمایشی و سرشار از تقلب برگزار می شود. و حتّی کسانی هم که به این شیوه فرمایشی به پارلمان و قوّه مجریه راه می یابند امکان و اختیاری برای تغییر و تحول ندارند. تمام اختیارات قانونی و فراقانونی در دست رهبر است که به شیوه سلاطین خودکامه بر حکومت حکم می راند.
آقای دبیر کل
آیا جنابعالی مطلع اید که در ایران منتقدان و دگراندیشان و دگرباشان قانوناً از " حق حیات " محروم هستند؟ مطابق ماده 226 قانون مجازات اسلامی و تبصره 2 ذیل بند ج قسمت ب ماده 295 همان قانون هر کس هر شهروندی را مهدورالدم تشخیص دهد حق دارد او را به قتل برساند.1 طی سالیان گذشته دگراندیشان و دگرباشان بسیاری با استناد به این ماده به قتل رسیده اند و جنایتکاران در دادگاهها تبرئه شده اند. در این شرایط هیچ دگرباش و دگراندیشی در ایران حق حیات ندارد. چون مطابق احکام فقهی و قوانین جمهوری اسلامی دایره " مهدور الدم" بسیار وسیع است.
آیا جنابعالی مطلع اید که در ایران نویسندگان قانوناً ممنوع القلم می شوند. مطابق تبصره 8 بند 2 ماده 9 قانون مطبوعات، نویسندگانی که به اتهام "تبلیغ علیه نظام" متهم شود ، تا آخر عمر "حق هیچ گونه فعالیت مطبوعاتی را ندارند". طی سالهای گذشته تعداد زیادی از نویسندگان و روزنامه نگاران در دادگاهها به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم شده اند. احکام دادگاهها حاکی از آن است که هرگونه انتقاد از نهادهای حکومتی تبلیغ علیه نظام محسوب می شود.
آقای دبیر کل
مردم ایران و نیروهای آزادیخواه ایرانی در شرایط دشواری زندگی می کنند. آنها به حمایت اخلاقی – معنوی آزادیخواهان جهان و دخالت مؤثر سازمان ملل نیاز دارند. ما حمله نظامی به ایران ، به هر دلیل و بهانه ای ، را رد می کنیم. و در عین حال، از شما و تمام روشنفکران و آزادیخواهان جهان تقاضا و انتظار داریم که حکومت ناقض حقوق بشر در ایران را اخلاقاً محکوم نمایید، و خصوصاً از شخص جنابعالی به عنوان دبیرکل سازمان ملل متوقعیم که در جهت ایفای وظیفه قانونی خود حکومت ایران را به واسطه نقض گسترده مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر، و نیز سایر تعهدات بین المللی اش در رابطه با حقوق بشر مورد شماتت و توبیخ قرار دهید. ما خصوصاً امیدواریم که با دخالت سریع جنابعالی تمام زندانیان سیاسی – عقیدتی ایران که روز به روز در شرایط دشوارتر و مصیبت باری تری قرار می گیرند از زندانها آزاد شوند . ملّت ایران از خود می پرسند که آیا شورای امنیت سازمان ملل فقط برای تعلیق غنی سازی اورانیوم قاطعیت و کارآیی دارد، اما زندگی مردم ایران که حقوق اساسی آنها روز به روز به نحو فزاینده مورد تعرض قرار می گیرد از منظر آن شورا مهم تلقی نمی شود؟ آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر حق مسلم مردم ایران است. ما ایرانیان امیدواریم که سازمان ملل و نیز تمام نهادها و افراد مدافع دموکراسی و حقوق بشر حمایت خود را از جنبش آزادیخواهی و دمکراسی طلبی مردم ایران دریغ نکنند.
اکبر گنجی
18سپتامبر 2007
چارلز تیلور(دانشگاه مک گیل)
نوام چامسکی(دانشگاه ام.آی .تی)
رونالد دورکین(دانشگاه نیویورک)
رابرت بلا (دانشگاه کالیفرنیا،برکلی)
السدر مک اینتایر( دانشگاه نتردام)
اورهان پاموک (برنده ی جایزه نوبل ادبیات 2006)
جی.ام.کوتزی(برنده جایزه نوبل ادبیات 2003)
سآموس هآنی( برنده جایزه نوبل ادبیات1995)
ناداین گوردایمر(برنده جایزه نوبل ادبیات 1991)
مرید کوریگال-ناگیره (برنده جایزه صلح نوبل 1976)
امبرتو اکو( نویسنده ، ایتالیا)
ماریو وارگاس یوسا ( نویسنده، پرو)
ایزابل آلنده( رمان نویس، شیلی)
ادامه مطلب
(1)
سعيد مرتضوی خطاب به خانواده سه دانشجوی در بند:
هنوز شکنجه نکرده ايم که بفهميد شکنجه يعنی چه؟!
سعيد مرتضوی، دادستان کل استان تهران، صبح امروز يکشنبه ۲۸ مردادماه ۸۶، طی تماس تلفنی با خانواده احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی، سه دانشجوی در بند دانشگاه اميرکبير، ايشان را به دفتر خود دعوت کرد.
پس از حضور سه خانواده در دفتر مرتضوی، وی با لحنی عصبانی و تحکم آميز به ايشان گفت: بارها به شما هشدار داديم که جايی صحبت نکنيد، مصاحبه نکنيد، اخبار آن داخل(بند ۲۰۹) را بيرون انتشار ندهيد، با کسی ملاقات نکنيد، اما شما باز کار خودتان را کرديد. حالا هم دوباره بچه هايتان را منتقل کرده ام به انفرادی و تا رويه تان را عوض نکنيد از ملاقات و تماس تلفنی هم خبری نيست.
به گزارش خبرنامه اميرکبير مرتضوی در پاسخ به اعتراض خانواده ها که به او متذکر شدند که فرزندان ما گناهی ندارند و تحت شکنجه از آن ها اعتراف گرفته شده، گفت: چه کسی گفته آن ها شکنجه شده اند؟ من بايد تشخيص بدهم که شکنجه شدند، که می گويم شکنجه نشده اند. ما هنوز شکنجه نکرده ايم که بفهميد شکنجه يعنی چه! تحت فشار هم اعتراف نکرده اند. نشريات موهن کار همين سه نفر بوده و تا ندامتنامه ننويسند از آزادی هم خبری نيست.
مرتضوی در پاسخ به سوال خانواده ها که پرسيدند «پس دستور قوه قضاييه چه می شود؟!» گفت: دستور قوه قضاييه به من مربوط است نه به شما. از اين به بعد هم حق ديدار با هيچ کس را نداريد. نه مقام سياسی و نه مقامات مسئول. فقط بايد رويه تان را عوض کنيد تا دوباره اجازه ملاقات و تماس تلفنی بدهم. فرزندانتان هم بايد ندامتنامه بنويسند تا آزاد شوند، همين!
(2)
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در کاشان :
ما واقعن باید به توالت بگیم مستراح چون محل استراحت است.
«... (شما) با ملا مهدی و ملا احمد نراقی رجز خوانی کنید که این شیفتگان علم در جایی خواندم که ظاهراً ملا احمد برای اینکه از فرصت مطالعه بیشتر بهره ببرد پناه می برد به نور چراغی که در مستراح روشن بود... این مرد مدلی از شیفتگی نسبت به دانایی ارائه می کند که معادلش را در جایی دیگر راحت نمی توانید پیدا کنید حالا ما می گیم توالت های امروز ما واقعاً باید مستراح بگیم یعنی محل استراحت است ولی اون هایی که پیرمردهای ما دیده اند ما هم به نوعی بقایایش را بعضاً مشاهده کرده ایم، آن دستشویی که من دارم ازش صحبت می کنم محلی بود که از گاز آمونیاک نمی شد طاقت آورد دقایقی. و این مرد بزرگ ساعاتی از عمر خودش را فقط برای اینکه ساعاتی بیشتر دنبال فهم حقایق هستی باشد به آنجا پناه می برد.
این آدم جزء افتخارات این خطه است و البته عرض کردم همه عالم بشریت. اینها انسانهایی هستند که در قله نشستند و شما افتخار می کنید که مفاخر تو قله نشین بودند آدم های متوسط و معمولی نبودند سرآمدها بودند و ...»
این متن قسمتی از سخنرانی صفار هرندی وزیر فاضل فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست صمیمی! با اصحاب فرهنگ و هنر کاشان در فرهنگسرای مهر است که دقیقاً از روی نوار پیاده شده است.
(3)
طومار برای آزادی سعید متین پور , جلیل غنی لو و بهروز صفری

در حالي كه محمود احمدي نژاد آزادي 15 تفنگدار دريايي انگليس را به مناسبت ميلاد پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) و عيد پاك ، هديه اي به مردم انگليس دانست یو اس ای تودی نوشت:گري سيك مشاور امنيت ملي آمريكا در بحران گروگانگيري سالهاي 81-1979 گفت در بحران اخير ، ايران به بخشي از آنچه به دنبالش بود رسيد.وي گفت: ايران براي به دست آوردن يك پيروزي تاكتيكي هزينه ي سنگيني را پرداخت كرد. او با اشاره به اينكه ايران تصوير خود را به عنوان يك قدرت غير قابل اعتماد تقويت كرد افزود: واكنش طبيعي به كسي كه به اندازه يك مايل به داخل آبهاي شما منحرف شده توقيف ، گروگان گيري و نمايش آن در تلويزيون نيست.
قطعنامه ي 1747 هم بالاخره با اجماع اهالي شوراي امنيت به تصويب رسيد.طي هشت ماه گذشته قطعنامه هاي 1737 و 1696 نيز در همين شورا به تصويب رسيده بود.نكته ي قابل توجه در اين ميان رقم روند_سرراست_ قطعنامه هاست كه جا دارد مسوولين امر در آن تامل بيشتري نمايند.به نظر مي رسد اعضاي شوراي امنيت در اختصاص اين شماره ها به قطعنامه هاي صادره عليه برنامه ي هسته اي كشورمان سوء نيت دارند ليكن كور خوانده اند.
امروز روز ملي شدن صنعت نفت كشورمان است.از آنجا كه تاريخ را هزاران نفر مي نويسند و باز معلوم نمي شود كه چه كسي راست مي گويد چه كسي دروغ و من طي اين سالها سرگيجه گرفتم بس كه اين گفت كار فلان كس بوده و آن يكي گفت كار كسي ديگر تنها راه چاره را اين مي دانم كه در چنين روزي با صداي بلند و از سر ناراحتي فرياد بزنم كه : بر پدر دروغگو لعنت.

چهاردهم اسفند روز درگذشت دکتر محمد مصدق نخست وزیر بی همتای تاریخ معاصر ایران است که هر بار نام و یادش در روز تولد و درگذشتش تکرار می شود ناخود آگاه مرا به یاد کاری کارستان از ملت عجیب ایران می اندازد.همان "درود بر مصدق" صبح و "مرگ بر مصدق" بعد از ظهر که بر سر زبانهاست و سبب می شود تا در قحط سالی خنده هر از گاهی به ریش خودمان تلخندی زده باشیم.عجیب ملتی که ماییم.

پاسارگاد كه در سالهای پیش به عنوان میراث جهانی در یونسكو به ثبت رسیده است در برگیرنده آرامگاه كوروش، نقش بالدار او و ویرانههای كاخ وی میباشد. كوروش كبیر به عنوان نخستین صادر كننده فرمان حقوق بشر برای دنیا، با عنوان ذوالقرنین برای مسلمانان، یهودیان و زرتشتیان و به عنوان مقتدرترین فرمانروای ایرانی برای ایرانیان دارای اهمیت بسیار میباشد. به زیر آب رفتن پاسارگاد همراه با غرق شدن قطعی 130 اثر باستانی از دورههای هخامنشیان، اشكانیان و اسلامی در تنگه بلاغی (دره سیوند) میباشد كه برخی از آنها هنوز مورد كوچكترین بررسی هم واقع نشدهاند. همه اینها بخشی از میراث فرهنگی ما شناخته میشوند كه از نابودی آنها میتوان به عنوان یك فاجعه فرهنگی نام برد. از این فاجعه جلوگیری کنیم.
فردا پانزدهم بهمن ماه است .بدون هیچ توضیحی با هم حکم نخست وزیری مهدی بازرگان ، نامه ی او به امام مبنی بر قبول این حکم و در پایان استعفا نامه ی او را می خوانیم.
شماره : 6/3/1399
تاریخ : 15/11/1357
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای مهندس بازرگان
بنا به پیشنهاد شورای انقلاب بر حسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است و به موجب اعتمادی که به ایمان راسخ شما به مکتب مقدس اسلام و اطلاعی که از سوابقتان در مبارزات اسلامی و ملی دارم جنابعالی را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص مامور تشکیل دولت موقت می نمایم تا ترتیب اداره ی امور مملکت و خصوصا ً انجام رفراندوم و رجوع به آرای عمومی ملت درباره ی تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس موسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید و انتخاب مجلس نمایندگان ملت بر طبق قانون اساسی جدید را بدهید. مقتضی است که اعضای دولت موقت را هر چه زودتر با توجه به شرایطی که مشخص نموده ام تعیین و معرفی نمایید. کارمندان دولت و ارتش و افراد ملت با دولت موقت شما همکاری کامل نموده و رعایت انضباط را برای وصول به اهداف مقدس انقلاب و سازمان یافتن امور کشور خواهند نمود. موفقیت شما و دولت موقت را در این مرحله ی حساس تاریخی از خداوند متعال مسالت می نمایم.
روح الله الموسوی الخمینی

ايستاده از راست: ... (وزير صنايع)، مهندس تاج (وزير نيرو)، اسد الله مبشرى (وزير دادگسترى)، دكتر اسلامى (وزير پست و تلگراف)، دكتر ميناچى (وزير ارشاد)، ابراهيم يزدى (وزير امور خارجه)، دكتر سحابى (وزير طرحها و برنامه هاى انقلاب)، دكتر شريعتمدارى (وزير علوم)، مهندس امير انتظام (معاون ادارى نخست وزيرى)، صدر حاج سيد جوادى (دادستان تهران)، مهندس مهدى بازرگان (نخست وزير مؤقت)، داريوش فروهر (وزير كار)، دكتر شكوهى (وزير آموزش و پرورش)، يوسف طاهرى (وزير راه) ، اردلان (وزير دارائى)، مهندس صباغيان (وزير كشور)، دكتر بنى اسدى (معاون نخست وزير) ، سرتيپ رياحى (وزير جنگ)
نشسته از راست: حكيمى (دفتر نخست وزيرى)، دكتر ايزدى (وزير كشاورزى)، مهندس رستگارپور (رئيس دفتر)، مهندس معين فر (وزير نفت)، دكتر سامى (وزير بهدارى)
بسم الله الرحمن الرحیم
خدای بزرگ را شکر می کنم که چنین اعتبار و حسن شهرتی را که به هیچ وجه اهلیت و لیاقت آن را نداشتم به من ارزانی داشته ، همین موهبت الهی باعث شده که آیت الله ابراز اعتماد و ارجاع چنین ماموریتی را به بنده عنایت فرمایید و همچنین تشکر از ملت ایران می کنم که آیت الله مکرر تاکید فرموده که " به نام ملت " همصدای ملت و برای ملت گامها و صداهای خود را برداشته و بلند کرده.این ماموریت یعنی سیاست دولت موقت و تشکیل حکومت در شرایط بسیار دشوار و خطرناک عظیم ترین شغل و وظیفه و در عین حال بزرگترین افتخاری است که به بنده واگذار شده است و شاید حق داشته باشم بگویم که دشوارترین وظیفه و کاری است که در طول تاریخ 72 ساله ی مشروطیت ایران به نامزدها و ماموران نخست وزیری دیگر داده شده باشد.قاعدتا با توجه به جثه ی نحیف و نواقص و معایب خودم نمی بایستی قبول این مسوولیت را کرده ، زیر بار چنین امری رفته باشم.ولی از یک طرف بنا به ضرورت و وظیفه و مسوولیت طبیعی و انتظاری که داشتند مجبور بودم ، ناچار شدم قبول کنم و مخصوصا ً با تاسی به رویه و سنتی که خود آیت الله در سراسر دوران اداره ی رهبری جنبش داشته اید و با عزم راسخ و ایمان کامل به خدا و اعتماد به موفقیت این راه رهبری فرموده اید ، من هم همین راه را می پیمایم و این اولین درسی است و اولین دستوری است که از آیت الله گرفته ام و فرمایش حضرت علی ابن ابی طالب (ع) را به کار بسته ام و پیغمبرم که فرموده اند وقتی در برابر امر خطیر و کار مشکلی قرار گرفتید تردید نکنید ، وارد شوید به حول و قوه ی الهی مشکلات و مسایل حل خواهد شد.بنابر این عرض می کنم که با امید به خدا و امتنان از آیت الله و انتظار از ملت ایران و ملت جهان این ماموریت و خدمت خطیر را قبول و تعهد کرده ، برای مخاطرات و زحماتش آماده ام و تا آن جا که مربوط به بنده باشد کوشش و منتهای کوشش و نهایت جهاد را در راه ملت عزیز ایران خواهم کرد.و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
مهدی بازرگان
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم حضرت آیت الله العظمی امام روح الله الموسوی الخمینی دامه برکاته
با کمال احترام معروض می دارد پیرو توضیحات مکرر گذشته و نظر به این که دخالتها ، مزاحمتها ، مخالفتها و اختلاف نظرها انجام وظایف محوله و ادامه ی مسوولیت را برای همکاران و این جانب مدتی است غیر ممکن ساخته و در شرایط تاریخی حساس حاضر نجات مملکت و به ثمر رساندن انقلاب بدون وحدت کلمه و وحدت مدیریت میسر نمی باشد.بدین وسیله استعفای خود را تقدیم می دارد تا به نحوی که مقتضی می دانند کلیه ی امور را در فرمان رهبری گیرند ، یا داوطلبانی را که با آنها هماهنگی وجود داشته باشد مامور تشکیل دولت فرمایند.
با عرض سلام و دعای توفیق
مهدی بازرگان
14/8/1358
متن سخنرانی 12 بهمن 57 امام در بهشت زهرا بی شک برای بسیاری از ما که سالهای وقوع انقلاب با کودکی مان قرین بوده جالب توجه خواهد بود خاصه از آن رو که در افواه شایع است طی سالهای بعد از انقلاب هیچگاه به صورت کامل از صدا و سیما پخش نشده است.پس بخوانید متن سخنرانی را به نقل از سایت الف:
بسم الله الرحمن الرحیم
ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزیها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.
من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می كنم. من به جوان هائی كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می كنم.
خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است.
حالا می آئیم سراغ دولت هائی كه ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی كه ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسی كه حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید كه در تهران سكنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می كنم كه آیا این وكلائی كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید اكثر این مردم می شناسند این افرادی را كه به عنوان مجلس و به عنوان وكیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی كه بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی كه در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی كه ناشی می شود از یك شاهی كه خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وكلائی كه تعیین كرده است غیرقانونی است، دولتی كه از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را كه داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند كه این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند كه ما این وكلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا كسی كه خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود كه قانونی باشد ما می گوئیم كه شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می كنیم كه دولتی كه به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می كند، حتی خودش قبول ندارد كه قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی كه دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت كه غیرقانونی است، حالا چه شده است كه می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است هر كدام ادعا كردند كه ملت تعیین كرده است، ما دستشان را می دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می كنیم كه این آقا آیا وكیل شما هست، شما او را تعیین كردید حتما بدانید كه جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان هم در جاهای دیگر
من باید عرض كنم كه محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار كرد و همه چیز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد، قبرستان های ما را آباد كرد. مملكت ما را از ناحیه اقتصاد خراب كرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است كه اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یك دولت این كار را می تواند بكند و نه یك قشر از اقشار مردم این كار را می توانند بكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه كنید، به اسم اینكه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان كنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان كنیم، اصلاحات ارضی درست كردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد كه بكلی دهقانی از بین رفت، بكلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از برای آمریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده آمریكاست بیاوریم.
بنابراین كارهائی كه این آدم كرده به عنوان اصلاح، این كارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یك لطمه ای بر مملكت ما وارد كرده است كه تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بكنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یك فرهنگ عقب نگه داشته درست كرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری كه جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینكه یك مدتی در اینجا یك نیمه تحصیلی كردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بكنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است كه این دانشگاه را داریم لكن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نكرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.
این آدم به واسطه نوكری كه داشته، مراكز فحشا درست كرده، تلویزیونش مركز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراكزی كه اجازه دادند برای اینكه باز باشد، مراكز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مركز مشروب فروشی بیشتر از كتابفروشی است، مراكز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مركز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مركز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی كه در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما كی مخالفت كردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی كه از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مركز چیزی كه باید از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده است. سینما یكی از مظاهر تمدن است كه باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید كه جوان های ما را اینها به تباهی كشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت كرده اند به مملكت ما.
و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریكا و غیر از آمریكا دادند، آنی كه به آمریكا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست كردن برای آقای آمریكا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست كردیم.
آمریكا با این حیله كه این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست كرد یعنی اسلحه آورده اینجا كه ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بكند، باید مستشارهای آنها باشند، باید كارشناس های آنها باشند. این هم از ناحیه نفت كه این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا كرده بود، عمر سلطنتی پیدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود، زراعت مان را هم كه تمام كرده، این ملت بكلی ساقط شده بود و باید عملگی كند برای اغیار. ما كه فریاد می كنیم از دست این، برای این است. خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینكه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود و الا هم باز نیمه حشاشه او كه باقی است، نیمه حشاشه این اختناقی هم باقی است. ما می گوئیم كه خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اینها غیر قانونی است واگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه می كنیم.
من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (تكبیر حضار) این آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید. یك نفر آدمی كه نه ملت قبولش دارد نه هیچ یك از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می كنند، از این حرف ها هم می زنند لكن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار). می گوید كه در یك مملكت كه دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است این، یك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی كه ما می گوئیم، دولتی است كه متكی به آرای ملت است، متكی به حكم خداست، تو باید یا خدا را انكار كنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینكه به امر آمریكا و اینها وادار كند یك دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام كند.
ما تا هستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا كنند، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم های سابق، ما نخواهیم گذشت كه محمدرضا برگردد، اینها می خواهند او را برگردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می كشند، ستاد درست كرده مردیكه در آن جائی كه هست، روابط دارند درست می كنند، می خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی كه همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به كام آمریكا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارك و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می كنم بر همه ما واجب است كه این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی كه اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بكنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یك حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بكنیم.
و من باید یك نصحیت به ارتش بكنم و یك تشكر از یكی از اركان ارتش، یك قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی كه می كنم این است كه ما می خواهیم كه شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می كشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر كشیدند، می خواهیم كه ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید شما نمی خواهید مستقل باشید.
آقای سرلشكر! شما نمی خواهید مستقل باشید، شما می خواهید نوكر باشید من به شما نصحیت می كنم كه بیائید در آغوش ملت، همان كه ملت می گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریكا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می زنیم، شما هم بیائید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگوئید (ما می خواهیم مستقل باشیم، ما نمی خواهیم این مستشارها باشند.) ما كه این حرف را می زنیم كه ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است كه بریزید توی خیابان خون جوان های ما را بریزید كه چرا می گوئید من باید مستقل باشم ما می خواهیم تو آقا باشی.
و اما تشكر می كنم از این قشرهائی كه متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی كشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ كردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشكر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی كه در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تكلیف شرعی، ملی، كشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را كردند ما از آنها تشكر می كنیم و به اینهائی كه متصل نشدند می گوئیم كه متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از كفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می گوئیم این مطلب را، شما هم برای خودتان این كار را بكنید، رها بكنید این را، خیال نكنید كه اگر رها كردید ما می آئیم شما را به دار می زنیم. این چیزهائی است كه شماها یا كسان دیگر درست كرده اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها كه آمدند و متصل شدند، ما با كمال عزت و سعادت آنها را حفظ می كنیم و ما می خواهیم كه مملكت، مملكت قوی باشد، ما می خواهیم كه مملكت دارای یك نظام قدرتمند باشد، ما نمی خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می خواهیم نظام محفوظ باشد لكن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت، نه نظامی كه دیگران سرپرستی اش را بكنند و دیگران فرمان به آن بدهند.
والسلام علیكم ورحمت الله وبركاته
مساله ی دانشجویان سه ستاره کم کم دارد بیخ پیدا می کند. اظهارات تمسخرآمیز احمدی نژاد در دیدار غیرمسالمت آمیز با دانشجویان دانشگاه امیر کبیر در خصوص این دانشجویان، مبنی بر اینکه به این دانشجویان درجات بالاتری اعطا می کند از یک سو و کتمان اولیه ی کل موضوع از طرف وزیر علوم و اظهارات نسنجیده و کاملن دور از ادب و نزاکت وی در روزهای اخیر در دیدار با نمایندگان برخی تشکلهای دانشجویی از سویی دیگر مساله ی 17 دانشجوی سه ستاره را که بخاطر داشتن پیشینه ی فعالیت سیاسی با وجود احراز شرایط علمی عالی از ادامه تحصیل محروم شده اند به مساله ای تنش زا و غیر قابل حل تبدیل کرده است.دکتر زاهدی که وزارت علوم را بر عهده دارد اخیرن در دیدار با نمایندگان برخی تشکلهای دانشجویی از دانشجويان سهستاره به عنوان دانشجوياني ياد كرده است كه سابقه سه سال زندان، شلاق، تجاوز به ناموس مردم و … را در پرونده خود داشتهاند.این اظهارات که بیان آن از طرف وزیر علوم بسیار احمقانه به نظر می رسد دانشجویان را بر آن داشته است تا ضمن شکایت به مراجع قضایی ، از مجلس بخواهند وی را استیضاح کند.
یاشار قاجار دانشجوی زنجانی ، یکی از این 17 دانشجوست که پیشتر دبيری انجمن اسلامي دانشگاه پليتكنيك را بر عهده داشته است. او در اعتراض به اظهارات اخیر وزیر علوم با خبرنگار ایلنا مصاحبه ای انجام داده است که متن آن در زیر می آید: 
وي با بيان اينكه اين اظهارات از چند نظر قابل تامل است، گفت: وزير پس از مدتها كتمان وجود اين دانشجويان و اظهاراتي مبني بر مردودي اين دانشجويان، در نهايت پذيرفته است كه چنين دانشجوياني وجود دارند اما ردصلاحيت شدهاند. وزير بايد پاسخگو باشد كه چرا و بر مبناي چه معيار اخلاقي تاكنون اين مساله را كتمان كرده و از زير بار مسووليت آن طفره رفته است.
دبير سابق انجمن اسلامي دانشگاه پليتكنيك، همچنين ادبيات وزير علوم را هتاكانه و به دور از نزاكت اخلاقي دانست و گفت: اين ادبيات بيانگر استيصال وي در نظر و عمل است و شخصيت اخلاقي فرد را بيان ميكند.
وي ادامه داد: اظهارات وزير علوم شباهتهاي بسياري به ادبيات معدود تماشاگرنمايان استاديومهاي ورزشي دارد و ميتوان حدس زد كه چه شخصيتي بر مسند وزارت نشسته است.قاجار با بيان اينكه تناقضات منطقي زيادي در اظهارات وزير وجود دارد، گفت: وزير علوم اتهاماتي به دانشجويان سهستاره وارد ميكند كه مجازات برخي از آنها از حبسهاي طويلالمدت تا اعدام است و حال اين سوال مطرح است كه دانشجوياني كه در انتظار چنين مجازاتي هستند، چگونه ميتوانند با آسودگي خاطر در كنكور كارشناسي ارشد شركت كنند و حايز بهترين رتبههاي علمي شوند.وي افزود: ابقا يا عزل وزير علوم از چنين پستي، مسالهاي است كه نمايندگان مجلس بايد آن را مورد تامل جدي قرار دهند.
شهادت سه دانشجو و زخمی شدن تعدادی دیگر در جریان حمله ی گارد شاه به حریم دانشگاه تهران در 16
آذر 32 این روز را به نام دانشجو به ثبت رسانده است. روز دانشجو چه در سالهای پس از 32 در دوره ی پهلوی و چه در سالهای پس از 57 در دوره ی جمهوری ، از آن رو که بوی خونخواهی آن اعتراض سرکوب شده را با خود دارد همیشه محل واهمه ی ارباب قدرت بوده و به نحوی از انحاء تهدید/تحدید شده است.فرصت ِ یادداشت چند نکته از این مناسبت را 8 سال پس از پشت سر گذاشتن دوران دانشگاه غنیمت کمی نمی دانم.
1- سالها قبل از آنکه جنبش دانشجویی فرانسه در دهه ی 60 میلادی به جنبشی فراگیر در جهان بالاخص در اروپای غربی بدل شود فاجعه 16 آذر 32 در ایران به وقوع پیوسته است.لذا رنگ و بوی غرب ندارد که بی مقدمه تکفیر شود!
2- روز ، روز دانشجو است اما متاسفانه اغلب ، جریانات سیاسی خارج از دانشگاه را صاحب عزا می بینیم!
3- مدت کم حضور دانشجو در دانشگاه سبب شده است که جنبش دانشجویی چندان که امکان دارد به نتیجه نرسد.دانشجویی که فارغ التحصیل می شود تجاربی را با خود می برد که دانشجوی تازه وارد سالهای حضور در دانشگاه را دوباره صرف کسب آن ها می کند.
4- جنبش دانشجویی بیشتر از آن که تعریف شود تقدیس شده است.
5- و ...
تعلق فکر و ذهنم به نسلی که عشقش را به جای تظاهر در چت و اس ام اس، در نامه ها مستور/مسطور کرده است، اجازه نمی دهد که در حوزه های دیگر نیز به نامه بالاخص از نوع سرگشاده اش! توجه ام کمتر از تامل ارباب چت و اس ام اس باشد.این قاعده بر حوزه سیاست نیز حکمفرماست.با این تفاسیر نمی خواهم علاقه ام به محمود احمدی نژاد و نامه هایش به این و آن در پرده بماند. مردی که چه بنویسد چه بنویساند! این امید را در ما زنده می کند که لابد به خواندن که پیامد نوشتن است اعتقاد دارد. از این رو نامه ی اخیر وی به مردم آمریکاخواندنی است گر چه بد آموزی هایی هم دارد که نمی خواهم بدون اشاره به حداقل یکی از آنها دست از کیبورد بردارم و آن اینکه چرا باید زمینه ای فراهم آورده شود که فردا بوش هم بردارد نامه ای به مردم ایران بنویسد.تعلقم به نسلی که عشقش را مستور کرده است اجازه نمی دهد ترسم را مسطور نکنم.
هفته نامه هاي پيام زنجان، بهار زنجان، صداي زنجان، البرز خرم و موج بيداري
تا اطلاع ثانوی چاپ نمی شوند!
توقف انتشار 5 هفته نامه ی اصلاح طلب استان در اعتراض به محدویت های ایجاد شده برای مطبوعات در دولت احمدی نژاد اگر چه نابهنگام اما قابل تامل و پشتیبانی است.متن اطلاعیه ی مشترک این هفته نامه ها را شما هم بخوانید.
مردم شريف و آگاه ايران و استان زنجان، سال هاست که مطبوعات محلي استان زنجان با حمايت ها و همراهي هاي شما عزيزان، چراغ آگاهي و دانايي را بر قله ي رسالت و تعهد اجتماعي روشن نگاه داشته اند و در راه اعتلا و پيشرفت مردم کشور و استان و رسيدن آنان به حقوق حقه و مسلم خود از هيچ فداكاري و كوششي دريغ نكردهاند و در راه انجام رسالت مطبوعاتي خود، شوكران رنج ها، تهديدها و ارعاب ها را به سان شربتي خوشگوار نوشیده و منت پذیر بوده اند.
اما اينك در شرايطي به سر مي بريم كه در استان ما برخي از سياست بازان تماميت خواه كه فقط شعار عدالت محوري را سر مي دهند و در عمل، عدالت را در مسلخ سياست ذبح شرعي ميكنند، با اتخاذ سياستهاي موذيانه، زمينه هاي حذف مطبوعات مستقل و منتقد و غير منقاد را فراهم ميآورند.
برخورد تحكم آميز و موهن استاندار به عنوان نماينده ي عالي دولت در استان با اهالي مطبوعات و خبرنگاران و عدم پاسخگويي وي و برخي از مديران استان به تبع رفتار و كردار استاندار با مطبوعات، فضاي رسانه اي استان را با بن بست مواجه كرده و مانع آگاهي مردم از عملكرد مسؤولان گرديده است.
برخي از سياست بازان، در ماه هاي اخير با دسيسه چيني هاي غير مسؤولانه، با بهانههاي واهي، مطبوعاتيان را به پاي ميز محاكمه ميكشند و فرصت كار مثبت را از آنان ميگيرند. ادارهي كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان نيز كه خود بايد مدافع حفوق مطبوعات باشد، تمامي كارويژهها و مأموريت هاي خود را به كناري نهاده و صرفا به خدمت مداحان كمر بسته است و با كمال تأسف نه تنها هيچ قدم مثبتي در راستاي حل مشكلات و معضلات مطبوعات استان برنداشته بلكه در عمل با ارسال تذكرات مكرر و به ناحق، حقوق مسلم مطبوعاتيان را پايمال و آزادي بيان را در معرض تهديد قرار داده و با قطع اقلام حمايتي و اعمال تبعيض هاي غير منطقي، فشارها را بر مطبوعات مستقل مضاعف نموده است.
دولتيان نيز با قطع و يا محدود كردن آگهي هاي دولتي، مطبوعات مستقل را چنان در فشار مادي قرار داده اند كه ادامهي انتشار آن ها با مشكل جدي مواجه شده و فشار ناشي از بدهي ها، انجام وظايف مطبوعاتي را تحت تأثير قرار داده است. اين در حالي است كه مطبوعات وابسته و ثنا خوان در كشور، همچنان از خوان نعمت دولت عدالت محور و مهرپرور بهره مندند.
گونتر گراس نویسنده آلمانی برنده نوبل 1999 در مصاحبه اخیرش با فرانکفورتر آلگماینه با اشاره به عضویتش در نیروهای مسلح اس اس موجی از واکنشهای مختلف را به جان خرید.او که در این مصاحبه می گوید:"من در پانزده سالگي،داوطلب خدمت در نيروي دريايي آلمان شدم اما درخواستم پذيرفته نشد. ولي دوسال بعد در ۱۹۴۴به عضويت در نيروهاي مسلح اس اس فراخوانده شدم."در کتاب در دست انتشارش "پوست گرفتن پیاز" ضمن اشاره به این موضوع،زندگی خود و هم نسلانش را در دهه های 40 و 50 قرن ماضی لایه به لایه تشریح و اعتراف می کند که از سر جوانی و ماجراجویی مرتکب چنین اشتباهی شده و بلافاصله پس از اینکه به اشتباهش پی برده،خود را به بیماری زده اما قبل از آنکه با این بهانه از عذاب وجدان خلاصی بیابد به اسارت نیروهای آمریکایی درآمده است.
در دهه هاي گذشته اهميت گونترگراس علاوه بر کيفيت آثار ادبي اش در اين بوده که در کنار هاينريش بل و ويلي برانت بر لزوم بازنگهداشتنِ پرونده ی سياه آلمان در جنگ جهاني دوم و به عهده گرفتن مسئوليتهاي اخلاقي و سياسي ناشي از آن تأکيد داشته است. او درونمايه ی بسياري از آثارش را به اين مسئله اختصاص داده است و در عرصه ی عمل نيز مدافع آن بوده که آلمان بايد از راههاي گوناگون نسبت به اروپا و بلايي که در جنگ بر سر آن آورده، هم اخلاقاً و هم به لحاظ سياسي و اقتصادي جبران مافات نماید.این همه گراس را در موقعيتي قرار داده بود که مدتها پيش از دريافت جايزه نوبل به عنوان «وجدان بيدار و روح منتقد و معترض» آلمان مطرح باشد و به الگو و سرمشق جوانان بدل شود.
موج اعتراضات جامعه ادبی –سیاسی آلمان،اروپا و آمریکا به این اعترافات ناخودآگاه مرا به یاد نکته ای در نامه ی اخیر احمدی نژاد به آنجلا مرکل انداخت که نقلش در این مقال خالی از لطف نیست.او در نامه اش به صدر اعظم آلمان می نویسد:" مـدتی است در این اندیشه ام چرا امروز به بعضی ملتهـا که می توانند و تاریخ آنــان نشان می دهد که در گـذشته توانسته اند نقشهای مهم و برجسته ای در پیشرفت مــادی و معنوی بشر در عرصه های مختلف علمی ، هنری ، ادبی ، فلسفی و سیاسی داشته و تمدن ساز باشند ، اجازه داده نمی شود به عنوان یک ملت بزرگ به دستاوردهای تاریخی خود آنطور که شایسته است افتخـــار کنند و نقش سازنده خود را در صحنه جهانی به خوبی ایفا نمایند . بلکه تلاش می کننــــد همواره ابری سیاه از تحقیر و شرمندگـی و عذر را بالای سر آنان نگه دارنـــد.و تاسف بالاتر اینکه این وضعیت را بعضی از مسئولان و مدیران آن ملت نیز شایسته خــود و ملت خود می دانند و از آن دفاع می کنند. آیا این از عجایب و نوادر جهان امروز نیست!؟."
ژان ماری گنو در کتاب خود " پایان دموکراسی " که آن را در سال 1993 نوشته است فصل سوم را به مقاله ای اختصاص داده تحت عنوان "لبنانی شدن دنیا ؟".درگیریهای اخیر بین حزب الله و اسرائیل بهانه ای شد تا مقاله مذکور را دوباره بخوانم .
گنو در این مقاله هر دو کشور لبنان و اسرائیل را فاقد ملت معرفی کرده و آنها را تنها دارای اجتماعاتی می داند که در اسرائیل به خاطر دولت قدرتمند حاکم،اجتماعات یاد شده در کنار هم – ظاهراًً - در هیات یک ملت به نظر می آیند اما در لبنان که نتوانسته است خود را اجتماعی همگن تعریف کند مصالحه میان منطق تقسیم قدرت بر حسب اقوامی که آن را تشکیل می دهند و منطق حاکمیت ملی نتوانسته است در برابر تکامل مناسبات قدرت میان اقوام مختلف مقاومت کند و کشور چند پاره شده و هر یک از مولفه هایش به حامیان خارجی خود متوسل شده اند .اقوام مختلف به تقلید از پناهندگان فلسطینی که در سال 1969 از حکومت لبنان مجوز داشتن ملیشیای مسلح را دریافت کرده بودند مسلح شدند و برای تامین مالی تسلیحاتشان سازمان مالی اختصاصی ایجاد کردند که با انواع فعالیت ها از جمله قاچاق تغذیه می شدند و به موازات کاهش نظارت دولت بر اوضاع ، آسانتر توسعه می یافتند. اجتماعات هم قلعه ی نظامی و هم زندان شدند . روستاها جداسازی شدند و بین محلات برخی شهرها سنگربندی شد....
آیا هنوز آن اختلافات قومی که جنگهای 15 ساله داخلی لبنان را در دهه ی 80 رقم زد به قوت خود باقی است که اکنون حزب الله با اسرائیل درگیر بشود اما ارتش لبنان حرکتی از خود نشان ندهد؟
پا نوشت : این کتاب را عبدالحسین نیک گهر ترجمه و نشر آگه در سال ۱۳۸۱ به چاپ رسانده است .
ژان ماری گنو اکنون مسئول عملیات صلح بانی سازمان ملل متحد در افغانستان است.
