محمد معینی عزیز دعوتم کرده تا از مهمترین تغییراتی که در طول زندگی داشته ام همین طور از تغییراتی که برای آینده برنامه ریزی کرده ام بنویسم. احتمالن حدیثی است اینکه می گویند کسی که امروزش با دیروزش تفاوتی نداشته باشد مومن یا مسلمان نیست. تعبیر خوبی در اثبات لزوم تغییر است برای آنکه زنده است. البته باید قبول کرد هر تغییری, آن تغییر مورد تاکید حدیث بالا نیست. پس تغییر جهت دارد. مثبت و منفی. حالا اگر بخواهم از تغییر و تحولات خودم در سالهای از دست رفته ی عمر بگویم باید اشاره کنم به اینکه :
1 – از آدمی رادیکال تبدیل شده ام به آدمی محافظه کار.
2 – رفته رفته توجه ام به پول و مسایل مادی بیشتر شده است متاسفانه.
3 – به مرور از نظم به بی نظمی رسیده ام.
اما تغییراتی که برایم برنامه هستند:
1 – سیگار را ترک کنم و بروم سراغ ورزش و سلامتی.
2 – وقتم را بیشتر صرف علایقم بکنم.
3 – بیشتر راستگو باشم.
من هم از دوستانم علیرضا ملیحی, علی اشرف فتحی و نادر پناه زاده دعوت می کنم از تغییرات پشت سر و پیش رویشان بنویسند و هر کدام سه نفر از دوستانشان را به این کار دعوت کنند.
چند سالی است که در آستانهی عید نوروز برای کمک به خانواده های بی بضاعت روزی را روز احسان و نیکوکاری مینامند. در نگاه اول شاید برگزاری چنین مراسمی نشانی از نوع دوستی و عواطف والای انسانی با خود داشته باشد اما وقتی در آنچه عملن اتفاق میافتد دقیق شویم میبینیم که آنچه فقر مینامیم با این حرکتها زدوده نخواهد شد.
با عدم مشارکت در این احسان یکروزه! میتوان وظایف محوله به دولت را یکبار دیگر تذکر داد تا فراموش نگردد دولتی که با رای همین مردم فقیر بر سر کار است در کنار داشتن برنامه برای ادارهی جهان ، بخشی از منابع تحت اختیار خود را باید برای رفع فقر مردم کشور خودش اختصاص دهد.
هیئت مدیره انجمن زنجانیها در نشست روز یکشنبه سیزده بهمن ماه خود تاریخ همایش زمستانی این انجمن را تعیین کرد. در این نشست که با حضور دکتر عباداله محمودیان عضو با سابقه و بنیانگذار انجمن، ریاضیدان برجسته کشورمان و عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران برگزار شد، تصمیم بر این گرفته شد که همایش زمستانی انجمن عصر روز چهارشنبه 21 اسفند ماه آینده برگزار شود تا در آستانه بهار 1388 امکانی هم برای دید و بازدید نوروزی اعضا فراهم آید. از آنجا که روز یکشنبه 25 اسفند بمناسبت میلاد پیامبر اسلام (ص) تعطیل رسمی است و امکان سفر چهار روزه ای از پنجشنبه تا یکشنبه برای مردم فراهم می کند، همایش انجمن روز چهارشنبه 21 اسفند برگزار خواهد شد
برنامه کامل همایش در دعوتنامه ای که برای اعضا فرستاده می شود، اعلام خواهد شد. اما بحث های اولیه نشان می دهد که استاندار و رئیس دانشگاه علوم پزشکی زنجان از جمله مدعوین خواهند بود که با حضور آنان، هیئت مدیره تصمیم دارد این بار پاسداشت دکتر قناتآبادی یکی از قدیمیترین پزشکان غیربومی زنجان را که هنوز در این شهر زندگی می کند، برگزار کند. استاد رسول کلانتری و خلیل جوادی شاعران مهمان همایش خواهند بود و برنامه موسیقی را گروه "اشراق" برعهده خواهد داشت که در جشنواره ملی موسیقی فجر به مقام دوم کشوری دست یافته است. قدردانی از مهدی سهرابی دوچرخه سوار زنجانی نیز که در جامجهانی چین به مرحله فینال رسید، در دستور کار همایش قرار دارد
سخنرانی همایش زمستانی بر عهده دکتر عباداله محمودیان استاد برجسته ریاضی و دوتن از کارشناسان میراث فرهنگی در مورد "مردان نمکی چهرآباد" خواهد بود.
. The only place "success" comes before "work" is in the dictionary
لغت نامه تنها جایی است که در آن موفقیت قبل از کار و تلاش به دست میآید !
دوست خوبم هادی وحیدی از من دعوت کرده است تا با شرکت در یک بازی بهاری از "دوست دارم" هایم بگویم پس می گویم به عبارت بهتر می نویسم.
دوست دارم:
نمیرم.
به خواب احتیاجی نداشته باشم.
خراب کنم و بسازم.
بخوانم و بنویسم.
بخندم و بخندانم.
به جیبم برود و به دهانم برسد.چی؟ دستم.
دوست داشتم:
پیامبر می شدم.
همهی زیبایی ها را درک می کردم.
جایزه نوبل می گرفتم.
قهرمان المپیک می شدم.
...
من هم از دوستانم آقایان و خانمهای حامد صمدی ، محمدعلی خامه پرست ، محمد معینی ، طاهره حسنلو ، فاطمه سلیمانی ، اعظم ولیقیداری و اسمر محققی دعوت می کنم که از "دوست دارم" هایشان بگویند.
همسایهای داشتیم به نام دولت که اسم زنش ثروت بود . مستاجر بودند. نکتهسنجی من در ده سالگی سبب شد تا آن همسایههای خوب را زودتر از موعد مقرر- در اجارهنامه- از دست بدهیم. پدر و مادرم از این که نکته سنجی من باعث شده بود تا همسایه ها با شوخیهای بجا و بیجا آنها را خسته کنند کم ناراحت نبودند. امیدوارم خبر پست امروز به گوش پدر و مادر نرسد چرا که واقعن نمی توانم ننویسم.
قصد کش دادن مطلب را ندارم . اجازه بدهید مستقیم بروم سر اصل مطلب. به نظر شما در ایران چند تا نام خانوادگی می شود پیدا کرد که به جای صفت و اسم ، فعل باشد آن هم منفی!!!؟ ما در زنجان یک نمونه داریم که البته اهل زنجان نیست ولی بخت بد او را راهی این شهر کرده است. نام خانوادگی این عزیز " یاغموری" است که در زبان ترکی به معنای " نمیبارد " است. اجازه بدهید بیشتر خسته تان نکنم و بگویم که جناب ایشان رئیس ادارهی هواشناسی زنجان است. بعد می گویند خشکسالی است.
بعد از آن که دیروز به مناسبت روز مهندس به دعوت سازمان نظام مهندسی زنجان به فرهنگسرای هلال رفتم و پشیمان برگشتم ( صف توزیع بن کتاب برای مهندسان هیچ فرقی با صف شیر و نان و تاکسی در این شهر نداشت ) امروز هم به دعوت مهدی جلیل خانی در جلسه دفاعیه ی جعفر عبدی حاضر شدیم تا ایشان رساله ی دوره ی کارشناسی ارشد ادبیات خود را با موضوع بررسی شعر استاد حسین منزوی ارائه و از آن دفاع کند.اطلاعیه ی برگزاری مراسم دفاع از این پایان نامه در مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد زنجان تنها برداشت من از این مراسم بود که سر جایش می گذارم! کارهای گرافیکی لازم را برای بازنشر این اطلاعیه دوست گرافیستم رامین ناسوتی انجام داده است که پیش از این نیز لوگوی این وبلاگ را طراحی کرده بود.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری انتخاب از ارومیه، حجت الاسلام والمسلمين غلامرضا حسني درخطبه هاي نمازجمعه با اشاره به مسافرت سفیر قرقیزستان و هیئت همراه به آذربایجان غربی افزود:در این دیدار سفیر قرقیزستان از بنده خواستند که یک نمازجمعه ای هم در قرقیزستان اقامه کنیم اما سرمای فعلی مانع این کار است چر ا که سفیر قرقیزستان گفتند که ممکن است با برگزاری نماز جمعه در پایتخت قرقیزستان پنجاه تا شصت هزار نفر شرکت نمایند لذا به سبب آن فعلا به دلیل سرما و نبود محل مناسب این تعداد افراد ، این امر میسر نیست.
حقوق بشر 59 ساله شد
د يباچه
از آن جا كه شناسايی حيثيت و كرامت ذاتی تمام اعضای خانوادهء بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است؛
از آن جا كه ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه ای انجاميده كه وجدان بشر را برآشفتهاند و پيدايش جهانی كه در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی ترين آرزوی بشر اعلا م شده است؛
از آن جا كه ضروری است كه از حقوق بشر با حاكميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد؛
از آن جا كه گسترش روابط دوستانه ميان ملتها بايد تشويق شود؛
از آن جا كه مردمان ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و كرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلا م و عزم خود را جزم كردهاند كه به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند؛
از آن جا كه دولتهای عضو ء متحد شدهاند كه رعايت جهانی و موثر حقوق بشر و آزادیهای اساسی را با همكاری سازمان ملل متحد تضمين كنند؛
از آن جا كه برداشت مشترك در مورد اين حقوق و آزادیها برای اجرای كامل اين تعهد كمال اهميت را دارد؛
مجمع عمومی اين اعلاميهء جهانی حقوق بشر را آرمان مشترك تمام مردمان و ملتها اعلا م میكند تا همهء افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بكوشند كه به ياری آموزش و پرورش ، رعايت اين حقوق و آزادیها را گسترش دهند و با تدابير فزايندهء ملی و بين المللی ، شناسايی و اجرای جهانی و موثر آنهارا چه در ميان مردمان كشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمينهايی كه در قلمرو آنها هستند، تامين كنند.
ماده ١
تمام افراد بشر آزاد زاده میشوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار كنند.
ماده ٢
هر كس میتواند بی هيچ گونه تمايزی، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيده ء سياسی يا هر عقيده ء ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همهء آزادیهای ذكرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.
به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد كه مبتنی بر وضع سياسی، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور يا سرزمين مستقل، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاكميت آن به شكلی محدود شده باشد.
ماده ٣
هر فردی حق زندگی، آزادی و امنيت شخصی دارد.
ماده ٤
هيچ كس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت. بردگی و دادوستد بردگان به هر شكلی كه باشد، ممنوع است.
ماده ٥
هيچ كس نبايد شكنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی يا تحقيرآميز قرار گيرد.
ماده ٦
هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.
ماده ٧
همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يكسان قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی كه ناقض اعلا ميهء حاضر باشد، و بر ضد هر تحريكی كه برای چنين تبعيضی به عمل آيد، از حمايت يكسان قانون بهره مند گردند.
ماده ٨
در برابر اعمالی كه به حقوق اساسی فرد تجاوز كنند ـ حقوقی كه قانون اساسی يا قوانين ديگر برای او به رسميت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعهء موثر به دادگاههای ملی صالح را دارد.
ماده ٩
هيچ كس را نبايد خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد كرد.
ماده ١٠
هر شخص با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی در باره ء حقوق و الزامات وی، يا هر اتهام جزايی كه به او زده شده باشد، تصميم بگيرد.
ماده ١١
١- هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب میشود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمينهای لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.
٢- هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمیشده است، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق میگرفت، دربارهء كسی اعمال نخواهد شد.
ماده ١٢
نبايد در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامت گاه يا مكاتبات هيچ كس مداخلههای خودسرانه صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت كسی حمله شود. در برابر چنين مداخلهها و حملههايی، برخورداری از حمايت قانون، حق هر شخصی است.
ماده ١٣
١- هر شخصی حق دارد در داخل هر كشور آزادانه رفت وآمد كند و اقامتگاه خود را برگزيند.
٢- هر شخصی حق دارد هر كشوری ، از جمله كشور خود را ترك كند يا به كشورخويش بازگردد.
ماده ١٤
١- در برابر شكنجه، تعقيب و آزار، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در كشورهای ديگر را دارد.
٢- در موردی كه تعقيب واقعا در اثر جرم عمومی و غيرسياسی يا در اثر اعمالی مخالف با هدفها و اصول ملل متحد باشد، نمیتوان به اين حق استناد كرد.
ماده ١٥
١- هر فردی حق دارد كه تابعيتی داشته باشد.
٢- هيچ كس رانبايد خودسرانه از تابعيت خويش ، يا از حق تغيير تابعيت محروم كرد.
ماده ١٦
١- هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.
٢- ازدواج حتما بايد با رضايت كامل و آزادانهء زن و مرد صورت گيرد.
٣- خانواده ركن طبيعی و اساسی جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.
ماده ١٧
١- هر شخصی به تنهايی يا به صورت جمعی حق مالكيت دارد.
٢- هيچ كس را نبايد خودسرانه از حق مالكيت محروم كرد.
ماده ١٨
هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی، عبادتها و اجرای آيينها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی، به طور خصوصی يا عمومی است.
ماده ١٩
هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق، مستلزم آن است كه كسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن، و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.
ماده ٢٠
١- هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمنهای مسالمت آميز بهره مند گردد.
2- هيچ كس را نبايد به شركت در هيچ اجتماعی مجبور كرد.
ماده ٢١
١- هر شخصی حق دارد كه در ادارهء امور عمومی كشور خود، مستقيما يا به وساطت نمايندگانی كه آزادانه انتخاب شده باشند، شركت جويد.
٢- هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی كشور خود دست يابد.
ماده ٢٢
هر شخصی به عنوان عضو جامعه، حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همكاری بين المللی، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و كرامت و رشد آزادانهء شخصيت خودرا، با توجه به تشكيلا ت و منابع هر كشور، به دست آورد.
ماده ٢٣
١- هر شخصی حق دارد كار كند، كار خود را آزادانه برگزيند، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای كار خواستار باشد و در برابر بیكاری حمايت شود.
٢- همه حق دارند كه بی هيچ تبعيضی، در مقابل كار مساوی، مزد مساوی بگيرند.
٣- هركسی كه كار میكند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد كه زندگی او و خانواده اش را موافق حيثيت و كرامت انسانی تامين كند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعی كامل شود.
٤- هر شخصی حق دارد كه برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد و يا به اتحاديههای موجود بپيوندد.
ماده ٢٤
هر شخصی حق استراحت، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصیها و تعطيلا ت ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.
ماده ٢٥
١- هر شخصی حق دارد كه از سطح زندگی مناسب برای تامين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، به ويژه از حيث خوراك، پوشاك، مسكن، مراقبتهای پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود. همچنين حق دارد كه در مواقع بیكاری، بيماری، نقص عضو، بيوگی، پيری يا در تمام موارد ديگری كه به عللی مستقل از ارادهء خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد، از تامين اجتماعی بهره مند گردد.
٢- مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همهء كودكان، اعم از آن كه در پی ازدواج يا بی ازدواج زاده شده باشند، حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند.
ماده ٢٦
١- هر شخصی حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش، و دست كم آموزش ابتدايی و پايه، بايد رايگان باشد. آموزش ابتدايی اجباری است. آموزش فنی و حرفه ای بايد همگانی شود و دست يابی به آموزش عالی بايد با تساوی كامل برای همه امكان پذير باشد تا هركس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.
٢- هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبهء شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادیهای اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملتها و تمام گروههای نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليتهای ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.
٣- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود، برديگران حق تقدم دارند.
ماده ٢٧
١- هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.
٢- هركس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمی، ادبی يا هنری خود برخوردار گردد.
ماده ٢٨
هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصهء اجتماعی و بين المللی باشد كه حقوق و آزادیهای ذكرشده در اين اعلاميه را، به تمامی تأمين و عملی سازد.
ماده ٢٩
١- هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظايفی برعهده دارد كه رشد آزادانه و همه جانبهء او را ممكن میسازد.
٢- هركس در اعمال حقوق و بهره گيری از آزادیهای خود فقط تابع محدوديتهايی قانونی است كه صرفا برای شناسايی و مراعات حقوق و آزادیهای ديگران و برای رعايت مقتضيات عادلانهء اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموكراتيك وضع شده اند.
٣- اين حقوق و آزادیها در هيچ موردی نبايد بر خلاف هدفها و اصول ملل متحد اعمال شوند.
ماده ٣٠
هيچيك از مقررات اعلاميهء حاضر نبايد چنان تفسير شود كه برای هيچ دولت، جمعيت يا فردی متضمن حقی باشد كه به موجب آن برای از بين بردن حقوق و آزادیهای مندرج در اين اعلاميه فعاليتی انجام دهد يا به عملی دست بزند.
با تشكر از : مهري جعفري
ماده 435 قانون مجازات اسلامي - دیه ي بیضه چپ دو سوم دیه ي کامل و بیضه راست یک سوم دیه ي کامل است.
سؤال : ديه ي زن در قانون مجازات اسلامي چقدر است؟
جواب: يك و نيم سوم!
عکس تزئینی است.

روز زن مبارك باد
عكس تز ئيني است

بيت :
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد
حافظ

بيت :
بهوش بودم از اول ، كه دل به كس نسپارم
شمايل تو بديدم نه عقل ماند و نه هوشم
سعدي

Members of laughter clubs participate in a laughing competition in Mumbai May 6, 2007. Hundreds of elderly people, who believe that laughter is the best medicine for a happy and healthy life, took part in the competition on Sunday. (
REUTERS/Punit Paranjpe
من مي دانم و تو مي داني و ... همه مي دانند كه رقص مستلزم سازي و آوازي است.به عبارت ساده تر بايد بزنند تا برقصيم. با اين مقدمه از شما در روز جهاني رقص _ 29 آوريل _ دعوت مي كنم تا متن سخنراني مطنطن اين وزير را با دقت بخوانيد. نوازنده به اين خوبي و ساعت به اين خوشي! نرقصيد از دستتان رفته است. ها ماشالا ! مباركه ! روز شوراهاي اسلامي شهر و روستا هم مباركه !
به اندازه ي تمام رفتگران قراردادي شهرداري از باران تندي كه امروز شهر را شست خوشحالم.
فعلن جا داره قبل از پست هر مطلبی از هکر مهربون آقای شهرام ابراهیمخانی عزیز که وبلاگمو دوباره به من برگردوند تشکر کنم .دوست عزیز نادیده ممنون.
حرکت راهپیمایی وار دسته ی عزاداری حسینیه ی اعظم زنجان در روز هشتم محرم سالهاست که شکوه و عظمت خاص خود را دارد و می رود تا سال به سال با افزایش خیل عظیم عزاداران شرکت کننده به عنوان بزرگترین مجمع عاشقان امام حسین(ع) در جهان شناخته شود. زنجان شهر کوچکی است و جمعیت آن به پانصد هزار نفر نمی رسد اما سالهاست که در این دسته ی عزاداری بیش از صد هزار نفر شرکت می کنند.حضور زنان در حاشیه ی این مراسم به عنوان تماشاگر از مسائلی است که همه ساله فکر مرا به خود مشغول کرده است .به نظر می رسد هیات امنا و مدیران حسینیه ی اعظم زنجان، برنامه ریزی برای حضور فعالتر زنان در این مراسم را باید در صدر اولویت های خود قرار دهند.
حسینیه اعظم زنجان و گرمابه آن در جنوبی ترین بخش بافت قدیمی شهر زنجان و در محله ای معروف به همین نام واقع شده که در گذشته مشرف به دروازه ی جنوبی شهر - دروازه قلتوق - بوده است و بر اساس کتیبه ای که بر سردر ورودی گرمابه ی این مجموعه قرار دارد تاریخ تجدید بنای آن به عهد ناصرالدین شاه باز می گردد. شرکت بی نظیر عزاداران از اقصی نقاط کشور در این دسته عزاداری ، دارا بودن عنوان دومین قربانگاه بزرگ پس از سرزمین منا ، نذورات بی شمار از سراسر جهان و در نهایت قدمت و پیشینه تاریخی این دسته عزاداری ، آن را به یک رویداد فرهنگی منحصر بفرد تبدیل کرده است.

مرحوم حاج میرزا حسین نوری اعلی الله مقامه کتابی دارد به نام " لولو و مرجان " شامل دو فصل که طی آنها به وظایف اهل منبر می پردازد. او که در فصل اول شرط اخلاص واعظ و خطیب و روضه خوان را تشریح می کند در فصل دوم دروغ های راه یافته به تاریخ حماسه ی حسینی را برملا کرده و اهمیت بررسی صدق و کذب اخبار و اقوال را هم مورد تاکید قرار می دهد.از این مرد بزرگ سالهاست که این جملات را در یاد داشته ام: اگر کسی بخواهد امروز بگرید ، اگر کسی بخواهد امروز ذکر مصیبت کند ، باید بر مصائب جدیده ی اباعبدالله بگرید ، بر این دروغ هایی که به اباعبدالله علیه السلام نسبت داده می شود گریه کند.
يا حسين !
بسیاری از اينها كه مي بيني در دسته هاي طويل عزاداري ادعاي هواداري ات را دارند همانهايي هستند كه هر روز به هم خيانت می کنند . بسياری از اينها آنقدر بزدل هستند كه از حقوق خودشان هم نمي توانند دفاع كنند چه برسد به اينكه از تو و آرمانهاي بلندت پاسداري كنند. اينها دروغ مي گويند . من حاضرم قسم بخورم .
برکه ام که زلال آب را اگر در خود جمع کرده ام همه از ترس آن بوده که ... بگذریم.در قعر خود درشتی هایی دارم که بسیاران از دیدنش به شگفت می آیند اما تنها به تحسین آب زلالم می روند. آبی که زلال بودنش تحریکت می کند که سنگی در/بر من بیاندازی و بعد ، بیانگاری که ابلیسم که رمی اش کرده ای.همین مرا بس نیست که در تبرّا دست کسی را بگیرم وقتی که پایش به راه تولّا نمی رود.آری من ابلیسم تا بسیاران فرصتی قدسی بیابند . من ابلیسم که نامم را می توانی در آواز کسانی بشنوی _گیرم به لعن_ که زبانشان به ذکر حق نمی چرخد.همین مرا بس است.همین مرا بس است که بیشتر از حق بر زبان این و آن باشم .نیستم!؟ پس حقم ، بر حقم و بال و پرم در پرتو کشف ِ همین دقیقه سوخته است. و ذلک سرّ عجیب!
سنگی بر دو راهه باش
که تا انتخاب راه
بسیاران بر تو تکیه می کنند
و افتخارت تنها
تنها افتخارت این بس
که دفتر خاطرات هیچکس را
سنگین نمی کنی.

پدر سگ ِ بی شرف ِ بی همه چیز ِ رذل ِ کثیف!
ریدم به اون ریشت!
به: اهالی محترم وبلاگستان
از: سر در نمی آورم
با سلام
احترامن عطف به دعوت دوست روزنامه نگارم مهندس محمد معینی مبنی بر شرکت در بازی شب یلدا بدینوسیله مختصری از خصوصیات خود را جهت تنویر اذهان اهالی محترم وبلاگستان به شرح ذیل اعلام می دارد.
1 – مشخصات سجلّی:
علیرضا بازرگان فرزند رضا متولد 1/11/1350 به شماره شناسنامه ی 1056 اهل و ساکن زنجان دارای سه خواهر ، سه برادر و یک مادر!
2 – تحصیلات:
دوره های ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه را به ترتیب در مدرس ، رجایی ، شریعتی و آزاد زنجان پشت سر گذاشته و گذشته ام!
3 – شغل:
محاسبه ، نظارت و اجرای پروژه های عمرانی ، عضو سازمان نظام مهندسی ساختمان زنجان دارای پروانه اشتغال شماره 13573-300-30
4 – محاسن:
خونگرم ، مهربان ، مردم دار ، توانا در یاد گرفتن و یاد دادن ، عاشق عشق ، ارادتمند عقل ، دوستدار زیبایی های پنهان ، نترس ، مجرد و خوش عکس ،علاقه مند به زندگی در لاهیجان و معتقد به لزوم اصلاح همه چیز.
5 – معایب :
سیگار ، عصبانیت های فوق العاده شدید مقطعی ، ولخرجی ، ترس از آمپول ، نگرانی از آینده و اعتقاد به لزوم اصلاح همه چیز.
با احترام
علیرضا بازرگان
رو نوشت :
سلمان جریری جهت استحضار
حامد صمدی جهت اطلاع و شرکت در بازی
هادی وحیدی جهت اطلاع و شرکت در بازی
علی محمدبیانی جهت اطلاع و شرکت در بازی
علیرضا ملیحی جهت اطلاع و شرکت در بازی
هژیر پلاسچی جهت اطلاع و شرکت در بازی

به نو کردن ماه
بر بام شدم
با عقیق و سبزه و آینه.
داسی سرد بر آسمان گذشت
که پرواز کبوتر ممنوع است.
صنوبرها به نجوا چیزی گفتند
و گزمگان به هیاهو شمشیر در پرندگان نهادند.
ماه
بر نیامد.
نمی دانم چرا از اول شب ، این شعر شاملو اذیتم می کند.ایرانیان قدیم شبهای اول هر ماه گویا با عقیق و سبزه و آینه بر بام می شدند تا به یمن دیدن هلال نورس ، ماه پیش رو را شادکام و کامروا باشند.شاملو اما با ما از نو کردن ماه سخن می گوید.ماهی که پیش رو است.نام این شعر اما ، افسوس که جز محاق نیست.
همدانی دو دختر داشت.یکی زن کوزه گر شد و دیگری زن کشاورز.مدتی گذشت تا اینکه یک روز مرد به اصرار مادر بچه ها راه افتاد تا آمار دخترانش را بگیرد و زن را از بی خبری درآورد.من نمی نویسم اما شما بخوانید(رفت و رفت و رفت)تا رسید به خانه ی داماد کوزه گر.عین عبارات دختر در پاسخ به سوال پدر مبنی بر اینکه "دخترم! حال و روزتان چگونه است؟" نقل می شود:والا چی عرض کنم بابایی! اگه بارون نباره یه شندرغازی درمیاریم ولی اگه بارون بیاد پناه بر خدا(!) مرد که می دانست منزل! در منزل تنهاست و در فراق او آرام و قرار! ندارد غزل خداحافظی را خواند و رفت سراغ آن یکی دختر که حالا دیگر برای خودش کشاورزی شده بود! جواب دختر دوم را خلاصه می کنیم:اگه بارون بباره یه شندرغازی درمیاریم ولی اگه بارون نیاد پناه بر خدا(!).مرد که خود را در وادی حیرت می دید گزیدن انگشت را موکول کرد به جلسات بعدی و راه افتاد.من نمی نویسم اما شما بخوانید (برگشت و برگشت و برگشت)تا رسید به سر کوچه شان و زن را دید گوشه ی چادر به دندان و بی قرار!چون قصد سورپرایز نداشت زن را گفت:ای زن! بیا تا برویم.جای هیچ نگرانی نیست.بچه ها خوبند و روزگارشان هم اِ...ی شکرِ خدا پر بدک نیست.زیاد از حرفهایشان سر در نیاوردم اما مثل اینکه باران چه ببارد چه نبارد وضع ما بهتر از این بشو نیست!
حالا حکایت ماست!دو روزی است که سرشماری نفوس و مسکن آغاز شده است.یکی دوست دارد آمارش را بگیرند و دیگری دوست دارد آمارش را نگیرند.اتفاق خاصی نیافتاده و قرار!هم نیست که بیافتد.اصلن اتفاق اگر اتفاق باشد یک بار می افتد!
شیفتگی و نفرت
کسی که در برخورد اول شیفته ی تو می شود در برخوردهای آتی برای جبران اشتباهش از تو متنفّر خواهد شد.
می خواستم بخوابم که حامد بیدارم کرد.بیداری قابل قسمت با شما:
godisnowhere
this can be read as
god is no where
or as
god is now here
every thing in life depends on how you look at them
امروز – مبعث – در واقع روز آغاز ختم نبوت است . ورودم از این باب متاثر از سخنرانی روز دوشنبه بیست و پنجم ژوئیه سال 2005 دکتر عبدالکریم سروش است در دانشگاه سوربن که برای اهل تامل دقیقه ای مغتنم است . سروش که به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان پاریس از امامت و مهدویت و مردم سالاری سخن می گفت پرداختن به مهدویت را از جبهه تشیع غالی، رقیق کردن خاتمیت دانسته و با اشاره به اولین وجه تمایز دو اندیشه سنی و شیعه _ اعتقاد به امامت _ تاکید کرد که اعتقاد شیعیان به ولایت و امامت آن هم در افراد معین و نه همه افراد و اعطای شخصیتی هم تراز با شخصیت پیامبر به امامان شیعه،خاتمیت پیامبر را دچار تزلزل کرده است .
این سخنرانی نیز به مانند دیگر سخنرانی های سروش بحث ها و مناقشاتی را در پی داشت که از آن جمله می توان به نقدهای پی درپی محمد سعید بهمن پور اشاره داشت که خود سروش را با طرح بحث هایی نظیر"نو شدن تجربه دینی"یکی از مرتکبان نفی خاتمیت دانست. پیگیری این مناقشات مجالی فراختر می طلبد اما آنچه اکنون به عنوان یک مسلمان دلم را به تنگ آورده جفایی است که در حق محمد (ص)می شود . چه از جانب دوستان و چه از جانب دشمنانش!همین.

