۱ -عادت خوشایندی نیست،می دانم،اما سالهاست که شنیدن خبر از دست دادن شاعر یا نویسنده ای مرا می برد سراغ کتابخانه تا بگردم دنبال کتاب یا کتابهایی از او که شاید یکی دو هفته یا کمتر از آخرین باری که خوانده ام شان نمی گذرد.این اتفاق چهارشنبه ی هفته ی گذشته هم افتاد.از کتابهای عمران صلاحی فقط "پیشگامان شعر معاصر ترک"سر جایش بود.بقیه رفته بودند مهمانی.کتاب،ترجمه ی جلال خسروشاهی بود و رضا سید حسینی و عمران صلاحی همکارانش اما آن را با نام عمران به خاطر سپرده بودم.شاید می دانسته ام که تا آن روز،کتابهای دیگرش قصد برگشتن به خانه را ندارند.
۲ - شعر و داستان ترکیه را با دو "اورهان" می شناسم.اورهان ولی(1950-1914) و اورهان پاموک(...-1952)."ولی" را شما با هر شعری معرفی کنید من ترجیح می دهم با این شعر او را بشناسم:
درخت
سنگی به سوی درخت پرتاب کردم
درخت نیافتاد
نیافتاد
درخت سنگ مرا خورد
سنگ مرا خورد
من سنگم را می خواهم.
(تو خواب عشق می بینی،من خواب استخوان _ گزینه ی شعرهای اورهان ولی_برگردان:احمد پوری).
پاموک اما امروز نوبل ادبیات سال 2006 را از آن خود کرد.این جایزه در حالی به خاطر کتابهای "نام من قرمز- 1998 " و "برف – 2002"به پاموک اهدا می شود که وی پیش از این جوایز مهم دیگری را به خاطر این دو و کتابهای دیگرش از فرانسه و ایتالیا و ایرلند و... دریافت کرده است.او احتمالا در ترکیه چهره ی محبوبی نیست.منتقدان آثار او را با کارهای خورخه لوئیس بورخس ، ایتالو کالوینو و گابریل گارسیا مارکز قیاس می کنند.
۳ - در بند یک از پیشگامان شعر معاصر ترک صحبت کردیم.یکی از آنها یحیی کمال (1957-1885)است.آخرین حلقه از سلسله شاعران کلاسیک ترکیه که در نجات شعر آن دیار از ابتذال نقشی منحصر بفرد داشته گرچه خود در حد یک شاعر نئوکلاسیک باقی مانده است.او شیفته ی حافظ بود و امروز روز حافظ است.یکی از اشعار معروف او شعری است به نام "مرگ رندان" که برای حافظ و مزار او سروده است.این شعر را با ترجمه ی عمران صلاحی بخوانید:
مرگ رندان
بر سر تربت حافظ گل سرخی بوده ست
که شکوفا شده هر روز و چنان خون،رنگش
بلبلی تا به سحر راه فغان پیموده ست
یادی از جلوه ی شیراز قدیم آهنگش
رند را مرگ بود خانه ی راحت به بهار
همچو مجمر دل او بر همه عطر افشاند
زیر سرو خنکی بر سر آن سنگ مزار
هر سحر گل دمد و هر شب ، بلبل خواند.
